
دانلود و خرید کتاب صوتی خواهرم و عنکبوت
معرفی کتاب صوتی خواهرم و عنکبوت
کتاب صوتی سریال صوتی روایت آواهای سوپرانو؛ خواهرم و عنکبوت نوشته جلال آل احمد با گویندگی علیرضا ناصحی روایتی یکنفره و پرجزئیات از فضای یک خانه مذهبی، روابط خانوادگی و ذهنیت نوجوانی است که میان مدرسه، خانه و رنج بیماری خواهرش سرگردان است. نوین کتاب گویا آن کتاب را منتشر کرده است و در قالب یک اپیزود بلند، داستانی فشرده اما پراتفاق را پیش روی شنونده میگذارد. در این کتاب صوتی، راوی نوجوان از لحظهای ظاهراً ساده شروع میکند: دیدن یک عنکبوت سیاه و درشت در گوشه درگاه اتاق خواهر بیمار. همین تصویر کوچک بهانهای میشود برای بازشدن دری به دنیای درونی او؛ دنیایی پر از ترس، خشم، دلسوزی، کینههای کودکانه، قضاوتهای تند و پرسشهای بیجواب. شنونده در جریان روایت، هم با فضای خانهای سنتی و مذهبی روبهرو میشود هم با مناسبات قدرت میان پدر، مادر، شوهرخواهر، معلمها و بچهها. کتاب صوتی سریال صوتی روایت آواهای سوپرانو؛ خواهرم و عنکبوت با تکیهبر زبان خاص آل احمد و لحن پرشتاب و عصبی راوی، تجربهای نزدیک به مونولوگ درونی را پیش چشم شنونده میآورد. گویندگی علیرضا ناصحی با ریتم تند، مکثهای بهجا و تغییر حجم صدا در لحظههای عصبانیت، ترس یا بغض، به این فضای ذهنی جان داده است و شنیدن آن کتاب را به تجربهای شبیه نشستن در ذهن یک نوجوان معترض و گیج تبدیل کرده است.
درباره کتاب سریال صوتی روایت آواهای سوپرانو؛ خواهرم و عنکبوت
کتاب سریال صوتی روایت آواهای سوپرانو؛ خواهرم و عنکبوت داستانی از جلال آل احمد است که در آن یک نوجوان، راوی تمام ماجراهاست. همهچیز از دید او روایت شده و شنونده فقط به اندازه فهم، ترسها و قضاوتهای او به جهان داستان راه پیدا میکند. نقطه شروع، دیدن یک عنکبوت بزرگ در گوشه درگاه اتاق خواهر بیمار است؛ عنکبوتی که روی تارش هشت مگس سیاه آویزان است و بهتدریج به نمادی از شگون، نحسی، مرگ، اسارت و حتی خود خواهر تبدیل میشود. در پسزمینه، خانهای مذهبی با پدری روحانی، مادری خسته و اشکآلود، خواهر بیماری که روی تخت افتاده، شوهرخواهری که کسی دوستش ندارد و معلم حسابی که از آخوندها کینه دارد، یک شبکه فشرده از تنش و رنج میسازد. در این میان، عنکبوت و مگسها، امتحان حساب، سرب داغ، صنمبر لَنگ، ناظم مدرسه، مشتی یحیا و حوض حیاط، هرکدام تکهای از این جهان را کامل میکنند. در کتاب سریال صوتی روایت آواهای سوپرانو؛ خواهرم و عنکبوت ساختار داستان بهصورت یک جریان پیوسته از خاطرهها و صحنههاست که بدون فصلبندی رسمی اما با گرههای روایی مشخص پیش میرود. میتوان در دل آن چند بخش تشخیص داد: بخش اول با کشف عنکبوت و رابطه آن با خواهر و شوهرخواهر شکل میگیرد؛ بخش دوم به مدرسه، معلم حساب، امتحان و درگیریهای راوی با نظام آموزشی میپردازد؛ بخش سوم با مأموریت آوردن سرب از ریختهگری اوست اصغر و درد پای راوی و سنگینی سطل سرب گره میخورد؛ و بخش پایانی با آمادهشدن سرب، حرفهای خاله و زن ناشناس درباره «داغکردن»، غیبت ناگهانی خواهر از اتاق و بازگشت راوی به اتاق خالی و عنکبوتِ هنوز سرجایش، به اوج عاطفی میرسد. در طول آن کتاب، آل احمد با جزئیات ریز از بوها، صداها، دردها، نالهها، فحشها و اصطلاحات کوچهوبازار، تصویری زنده از تهران سنتی و خانهای درگیر بیماری و خرافه ساخته است؛ تصویری که شنونده را در دل کشمکش میان دین، خرافه، طبابت، فقر و بلوغ ذهنی یک نوجوان قرار میدهد.
خلاصه کتاب سریال صوتی روایت آواهای سوپرانو؛ خواهرم و عنکبوت
در مرکز کتاب سریال صوتی روایت آواهای سوپرانو؛ خواهرم و عنکبوت یک تصویر ساده قرار دارد: عنکبوتی سیاه و بزرگ در گوشه درگاه اتاق خواهر بیمار راوی. راوی که نوجوانی مدرسهرو است، وقتی برای شوهرخواهرش چای میبرد، ناگهان این عنکبوت را میبیند؛ عنکبوتی با تار پهن و هشت مگس سیاه آویزان. او تعجب میکند که چطور با این دقتی که در شمردن سوراخ مورچهها و زایمان موشها دارد، تا حالا متوجه این موجود نشده است. تصمیم میگیرد با خطکش بساط عنکبوت را بههم بزند اما شوهرخواهرش با فریاد مانع میشود و بهانه میآورد که تخت خواهر میشکند و او درد میکشد. راوی هم از خجالت نگاه خواهر و هم از نفرتش نسبت به شوهرخواهر، عقب مینشیند. از همینجا، عنکبوت به نقطهای میانی میان راوی، خواهر و شوهرخواهر تبدیل میشود. خواهر خودش را با عنکبوت مقایسه کرده است و راوی کمکم میفهمد این تشبیه نوعی سرکوفتزدن به شوهر است؛ مردی که بهزعم خانواده، تا وقتی زن سالم بوده نگهش داشته و حالا که علیل شده او را به خانه پدری برگردانده است. در کنار این خط، راوی از خاطره شب عروسی، افتادن از ایوان، شکستن آینه و تحقیر شدن با خطاب «پیرمرد» توسط داماد میگوید و کینهاش نسبت به او را توضیح میدهد. همزمان، نفرت دیرینهاش از عنکبوتها و علاقهاش به نجاتدادن مگسهای گرفتار در تار، بارها در ذهنش مرور میشود. خط دوم داستان، مدرسه و معلم حساب است. راوی با معلم حسابی درافتاده که تازه «کلاهی» شده و از آخوندها بد میگوید. پدر راوی ملاست و همین باعث میشود معلم حساب مدام به روحانیها بتازد. راوی یکبار وسط کلاس به او فحش سنگینی میدهد، از کلاس بیرون میزند و دیگر سر درس حساب نمیرود. حالا امتحان نهایی حساب نزدیک است و او از «مرابحه» و «تقسیم به نسبت» هیچ سر درنمیآورد. هر بار کتاب را باز میکند، فکر عنکبوت و خواهر و مگسها رهایش نمیکند. در همین حال، مادرش او را برای خرید نان میفرستد و بعد خواهشی غیرمعمول مطرح میکند: فردا ظهر، از ریختهگری اوست اصغر «یک مشت سرب» بیاورد. راوی که از ربط سرب و بیماری خواهر چیزی نمیفهمد، فردا بعد از امتحان حساب، خسته و کلافه به دکان ریختهگری میرود. اوست اصغر بدون سؤال، سطلی حلبی پر از خردهفلزهای سربی به دستش میدهد. سطل آنقدر سنگین است که از دست راوی میافتد و روی پایش میافتد و انگشتهایش را زخمی میکند. با زحمت زیاد سطل را تا خانه میکشد و در راه مدام فکر میکند این همه سرب چه ربطی به ناخوشی خواهر دارد. یاد صنمبر، زن لَنگ و گداگونهای میافتد که هفتهای یکبار به خانهشان میآید و زیر لب چیزی شبیه «شل به داغ میسالان» میگوید؛ حالا حدس میزند این سرب برای نوعی داغکردن و دخالت خرافی در بدن خواهر است. وقتی به خانه میرسد، مادر و خالهاش مشغول پاککردن و صافکردن تکه بزرگ سربی هستند که روی شعله اجاق برق میزند. سر سفره، خاله و زن ناشناسی درباره «سلاطون» و «داغکردن» حرف میزنند و راوی با شنیدن این کلمات، وحشتزده به اتاق خواهر میدود. خواهر روی تخت نشسته و آب جوجهاش را قاشققاشق میخورد و به عنکبوت خیره شده است. راوی در حالیکه گریهاش گرفته، فریاد میزند که «چه بلایی میخوان سرت بیارن» و میگوید «نمیذارم». مادر میرسد و میگوید خواهر خودش خواسته و خواهر در اوج درماندگی فریاد میزند که چرا مرگش نمیرسد. از این نقطه، روایت بههمریختهتر و عصبیتر میشود. راوی از خانه بیرون فرستاده میشود، شب را در خانه خاله میگذراند، فردا صبح به شاه عبدالعظیم برده میشود و وقتی برمیگردد، خانه سوت و کور است. خواهر و تختش از اتاق بالا ناپدید شدهاند؛ فقط عنکبوت و تارش و گولههای مگس هنوز سرجایشان هستند، انگار هیچچیز عوض نشده است. خشم و درماندگی راوی در یک حرکت ناگهانی فوران میکند: گیوهاش را درمیآورد و به سمت عنکبوت پرتاب میکند؛ شیشه بالای در میشکند و این تنها کاری است که میتواند در برابر همه آنچه بر خواهر گذشته انجام دهد.
چرا باید کتاب سریال صوتی روایت آواهای سوپرانو؛ خواهرم و عنکبوت را بشنویم؟
کتاب صوتی سریال صوتی روایت آواهای سوپرانو؛ خواهرم و عنکبوت فرصتی است برای شنیدن یک داستان خانوادگی از زاویه دید نوجوانی که میان دین، خرافه، مدرسه و رنج بیماری گیر افتاده است. شنونده در طول آن کتاب با جزئیات دقیق و گاه خشن از زندگی روزمره یک خانواده مذهبی روبهرو میشود؛ از حوض و حیاط و مطبخ و تهدیگ عدسپلو تا ریختهگری، مدرسه، ناظم، معلم حساب و دعواهای سر فیلمبازی. این کتاب صوتی نشان میدهد چگونه یک موجود کوچک مثل عنکبوت میتواند به مرکز معنایی یک خانه تبدیل شود؛ نمادی از شگون، نحسی، مرگ، اسارت و حتی رابطه زناشویی. شنیدن آن کتاب کمک میکند تضاد میان طب سنتی، خرافه و پزشکی، و همچنین کشمکش میان نسل پدران روحانی و معلمهای تازهکلاهی بهتر دیده شود. از سوی دیگر، ذهنیت راوی نوجوان با همه فحشها، ترسها، خیالبافیها و احساس گناهش، تصویری زنده از تجربه بلوغ در فضایی پر از ممنوعیت و ترس میسازد. برای کسانی که به زبان و لحن جلال آل احمد علاقهمند هستند، این کتاب صوتی نمونهای فشرده از جهان اوست: کوچهوبازار، مسجد، مدرسه، حوض، عنکبوت، سرب داغ و نالههای شبانه. گویندگی علیرضا ناصحی نیز با برجستهکردن ریتم تند و پرشهای ذهنی راوی، شنیدن این داستان را به تجربهای نزدیک به حضور در ذهن یک نوجوان عصبی و حساس تبدیل کرده است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی روایت آواهای سوپرانو؛ خواهرم و عنکبوت به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای شهری و خانوادگی با محوریت روابط درون خانه و مدرسه علاقهمند هستند. همچنین به علاقهمندان آثار جلال آل احمد، پژوهشگران و دانشجویان ادبیات فارسی، کسانی که روی تصویر خانواده مذهبی، خرافه و طبابت در متون معاصر کار میکنند و شنوندگانی که به روایتهای اولشخص پرجزئیات و ذهنی گرایش دارند، میتواند انتخاب مناسبی باشد. به کسانی هم که به تحلیل نمادها و نشانهها در داستان علاقه دارند و دوست دارند از دل یک روایت ظاهراً ساده، لایههایی از ترس، مرگ، بدن، دین و قدرت را بیرون بکشند، شنیدن آن کتاب پیشنهاد میشود.
زمان
۴۱ دقیقه
حجم
۳۸٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۴۱ دقیقه
حجم
۳۸٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد