
دانلود و خرید کتاب صوتی گفت و گو با غریبه ها
معرفی کتاب صوتی گفت و گو با غریبه ها
کتاب صوتی گفتوگو با غریبهها (هزارتوی شناخت دیگران) نوشتهی مالکوم گلدول با ترجمهی فاطمه علیپور تنگسیری اثری است که شنونده را وسط صحنهی برخوردهای پرتنش میان آدمهایی کاملاً ناآشنا میبرد؛ از توقف سادهی یک خودرو در بزرگراهی در تگزاس تا اتاقهای دربستهی سرویسهای جاسوسی، از دفتر نخستوزیر بریتانیا در آستانهی جنگ جهانی تا اتاقهای بازجویی ارتش آمریکا. نشر آموخته نسخهی مکتوب آن کتاب را منتشر کرده و نسخهی صوتی آن با گویندگی تایماز رضوانی توسط نوین کتاب گویا تولید شده است. این کتاب صوتی با کنار همگذاشتن روایتهای واقعی از زندگی ساندرا بلاند، جاسوسهای کوبایی، برنی مدآف، جری سندوسکی، آماندا ناکس، سیلویا پلات و حتی مواجههی تاریخی کورتس و مونتهزوما، به این سؤال میپردازد که چرا در مواجهه با غریبهها اینهمه اشتباه میکنیم. گلدول با تکیهبر مثالهای مستند، مفاهیمی مانند «پیشفرض حقیقت» و «توهم شفافیت» را توضیح میدهد و نشان میدهد چگونه اعتماد یا سوءظن اشتباه، به زندان، خودکشی، جنگ، رسواییهای مالی و شکستهای اطلاعاتی منجر شده است. کتاب صوتی گفتوگو با غریبهها با ساختاری رواییـتحلیلی، شنونده را از خیابانهای آمریکا تا اتاقهای فکر سرویسهای اطلاعاتی و سالنهای دادگاه همراه میکند و از او میخواهد دربارهی شیوهی قضاوتکردن دربارهی دیگران تجدیدنظر کند.
درباره کتاب گفت و گو با غریبه ها
کتاب گفتوگو با غریبهها با روایت ماجرای ساندرا بلاند در تابستان ۲۰۱۵ آغاز میشود؛ زنی سیاهپوست که بهخاطر یک تخلف رانندگی ساده در تگزاس متوقف شد، درگیر مشاجرهای طولانی با افسر پلیس شد و سه روز بعد در سلول زندان خودکشی کرد. مالکوم گلدول در این کتاب صوتی از همین صحنهی ظاهراً ساده شروع میکند تا نشان دهد چگونه برخورد دو غریبه، وقتی جنسیت، نژاد، قدرت و موقعیت اجتماعیشان متفاوت است، میتواند به فاجعه ختم شود. او این ماجرا را در بستر گستردهتری قرار میدهد: خشونت پلیس علیه سیاهپوستان، جنبش «زندگی سیاهپوستها مهم است»، و فهرستی از نامها و پروندههایی که در رسانهها تکرار شدهاند و بعد بهتدریج از حافظهی جمعی محو شدهاند. در ادامه، کتاب گفتوگو با غریبهها به قرن شانزدهم میرود و ملاقات کورتس و مونتهزوما را بهعنوان نمونهای از رویارویی دو جهان کاملاً بیگانه روایت میکند؛ جایی که زبان، فرهنگ و حتی شیوهی احترامگذاشتن آنقدر متفاوت است که ترجمهی تحتاللفظی حرفها، معنایی کاملاً وارونه میسازد. در بخشهای بعدی کتاب گفتوگو با غریبهها، گلدول ساختار اثر را به چند بخش تحلیلی تقسیم کرده است. «بخش یکم: جاسوسها و دیپلماتها، دو معما» با داستان فرار فلورنتینو آسپیلاگا، افسر ارشد اطلاعاتی کوبا، شروع میشود؛ کسی که با پناهندگیاش به آمریکا معلوم شد تقریباً تمام شبکهی جاسوسان سیا در کوبا مأموران دوجانبه بودهاند. در همین بخش، معمای نویل چمبرلین و دیدارهایش با هیتلر طرح میشود؛ نخستوزیری که ساعتها با پیشوا نشستوبرخاست کرد و درستترین برداشت را نداشت، درحالیکه منتقدان دور از صحنه، خطر را بهتر دیدند. سپس گلدول به دادگاههای نیویورک میرود و تصمیمگیری قاضیها دربارهی وثیقه را با عملکرد یک الگوریتم رایانهای مقایسه میکند تا نشان دهد «دیدن» همیشه به شناخت بهتر منجر نمیشود. در «بخش دوم: پیشفرض حقیقت» داستان آنا بلن مونتس، ملقب به ملکهی کوبا، و بحران سرنگونی هواپیماهای برادران امداد روایت شده است؛ جایی که اعتماد سیستم اطلاعاتی آمریکا به یکی از درخشانترین تحلیلگرانش، سالها به نفع هاوانا کار کرده است. در لابهلای این روایتها، مفاهیمی مانند پیشفرض حقیقت، توهم شفافیت و توهم بینش نامتقارن معرفی و با مثالهای متعدد توضیح داده شدهاند.
خلاصه کتاب گفت و گو با غریبه ها
کتاب صوتی گفتوگو با غریبهها بر یک ایدهی مرکزی بنا شده است: انسانها در مواجهه با غریبهها، هم در تشخیص دروغ و صداقت ضعیفاند و هم در تفسیر رفتار و احساسات دیگران. مالکوم گلدول برای توضیح این ایده، دو «معما» طرح کرده است. معمای شمارهی یک این است که چرا وقتی غریبهای به چشمانمان نگاه میکند و دروغ میگوید، متوجه نمیشویم. معمای شمارهی دو این است که چگونه گاهی دیدن یک غریبه، برای شناخت او بدتر از ندیدنش است. برای پاسخ به معمای اول، گلدول مفهوم «پیشفرض حقیقت» را مطرح کرده است؛ این گرایش عمیق که انسانها بهطور پیشفرض حرف دیگران را راست فرض میکنند، مگر اینکه شواهد بسیار قوی خلافش را ثابت کند. او نشان میدهد همین پیشفرض باعث شده است افسران سیا سالها فریب مأموران دوجانبهی کوبایی را بخورند، تحلیلگران و همکاران آنا مونتس به او اعتماد کنند، سرمایهگذاران و نهادهای نظارتی در برابر برنی مدآف کور شوند و مدیران دانشگاهی در پروندهی جری سندوسکی دیر متوجه عمق فاجعه شوند. در این روایتها، نه جاسوسها نابغهاند و نه قربانیان کاملاً سادهلوح؛ مسئله این است که ساختار ذهنی و نهادی ما بر اعتماد بنا شده است و خروج از این حالت، فقط وقتی رخ میدهد که «نقطهی شکست» برسد. برای معمای دوم، گلدول به دادگاههای نیویورک و تصمیمگیری قاضیها دربارهی وثیقه میرود. او نشان میدهد الگوریتمی که فقط بر اساس سن و سابقهی کیفری تصمیم میگیرد، در پیشبینی خطرناکبودن متهمان بسیار بهتر از قاضیهایی عمل کرده است که متهم را میبینند، با او حرف میزنند و به «احساسشان» تکیه میکنند. از نظر گلدول، این نمونهای از موقعیتی است که در آن اطلاعات چهره، لحن، زبان بدن و حضور فیزیکی، نهتنها کمکی به شناخت نمیکند، بلکه قضاوت را منحرف میکند. او این بحث را با مفهوم «توهم شفافیت» پیوند میزند؛ این باور که حالات درونی افراد بهطور مستقیم و قابلاعتماد در چهره و رفتارشان منعکس میشود، درحالیکه در بسیاری از فرهنگها و موقعیتها چنین نسبتی وجود ندارد. در بخشهای پایانی، گلدول به آزمایشهای روانشناختی مانند تمرین کلمهسازی امیلی پرونین اشاره میکند تا نشان دهد انسانها دربارهی خودشان محتاط و دربارهی دیگران قاطع قضاوت میکنند؛ پدیدهای که او آن را «توهم بینش نامتقارن» مینامد. در جمعبندی، کتاب شنونده را به این نتیجه میرساند که درک غریبهها آسان نیست، اعتماد یا سوءظن افراطی هر دو میتوانند خطرناک باشند و جوامعی که شیوهی گفتوگو با غریبهها را یاد نگرفتهاند، ناگزیر با جنایت، سوءاستفاده، جنگ و شکستهای بزرگ روبهرو میشوند.
چرا باید کتاب گفت و گو با غریبه ها را بشنویم؟
شنیدن کتاب صوتی گفتوگو با غریبهها فرصتی است برای بازنگری در یکی از بدیهیترین عادتهای ذهنی: شیوهی قضاوتکردن دربارهی آدمهایی که شناختی از آنها وجود ندارد. این کتاب صوتی نشان میدهد تصمیمهایی که در چند ثانیه دربارهی یک راننده، یک متهم، یک سیاستمدار یا یک همکار گرفته میشود، میتواند پیامدهایی بهاندازهی خودکشی در زندان، نابودی یک امپراتوری مالی، آغاز جنگ یا فروپاشی شبکههای اطلاعاتی داشته باشد. شنونده در طول کتاب با دو خط موازی پیش میرود: از یکسو روایتهای پرجزئیات و گاه تکاندهنده از پروندههای واقعی، و از سوی دیگر توضیح مفاهیم روانشناسی اجتماعی مانند پیشفرض حقیقت، توهم شفافیت و توهم بینش نامتقارن. این ترکیب کمک میکند شنونده فقط با یکسری نظریهی抽象 روبهرو نباشد، بلکه ببیند این نظریهها در زندگی روزمره، سیاست، رسانه، پلیس، دادگاه و روابط شخصی چگونه عمل میکنند. این کتاب صوتی همچنین به شنونده نشان میدهد چرا اعتماد کامل به «حس ششم»، «زبان بدن» و برداشتهای سریع از چهره و لحن دیگران میتواند گمراهکننده باشد. مثالهایی مانند عملکرد الگوریتم وثیقه در نیویورک، شکست سیا در کوبا، خطای چمبرلین در مواجهه با هیتلر و سوءبرداشتها در پروندههای جنایی، همگی به این سمت میروند که احتیاط در قضاوت و توجه به زمینه و ساختار، از تکیهبر حدسهای لحظهای مهمتر است. برای کسانی که با اخبار، سیاست، قضاوتهای شبکههای اجتماعی و برخوردهای روزمره با افراد ناآشنا سروکار دارند، این کتاب صوتی میتواند زاویهی دید تازهای فراهم کند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به موضوعاتی مانند روانشناسی اجتماعی، قضاوت و تصمیمگیری، جرم و عدالت، سیاست و رسانه علاقهمندند. همچنین به دانشجویان و فعالان حوزههای حقوق، علوم سیاسی، روزنامهنگاری، پلیس و نیروهای انتظامی، مشاوران، مدیران منابع انسانی و هرکسی که در کارش مدام با افراد ناآشنا سروکار دارد، پیشنهاد میشود. برای کسانی که احساس میکنند در «تشخیص آدمها» خیلی ماهرند یا برعکس، از اشتباهکردن در مورد دیگران میترسند، شنیدن این کتاب میتواند تجربهای چالشبرانگیز و آموزنده باشد.
بخشی از کتاب گفت و گو با غریبه ها
«کتاب گفتوگو با غریبهها تلاشی است برای فهم این موضوع که آن روز در بخش روستایی تگزاس، کنار بزرگراه بهراستی چه اتفاقی افتاد. چرا باید دربارهٔ یک تخلف رانندگی که به افتضاح کشیده شد، کتابی بنویسند؟ زیرا بحثهایی که پس از این اتفاق درگرفت، بسیار دلسردکننده بود. یک طرف با نگاهی کلی بحث را به نژادپرستی کشاند. طرف دیگر تکتک جزئیات هر رویداد را زیر ذرهبین برد. افسر پلیس چطور آدمی بود؟ چهکار کرد؟ یک طرفِ ماجرا جنگل را میدید اما درختها را نه. طرف دیگر درختها را میدید اما جنگل را نه. هر دو طرف حق داشتند. تعصب و بیکفایتی تا حدودی مسبب بسیاری از ناکامیهای اجتماعی در آمریکاست. اما شناختن این دو مؤلفه چه دردی دوا میکند جز اینکه بخواهد صادقانه قول بدهیم دفعهٔ بعد بیشتر تلاش کنیم؟ محافظهکاران تعبیر «پلیسهای بد» و آزادیخواهان تعبیر «پلیسهای متعصب» را به کار میبرند. درنهایت نیز هر دو طرف همدیگر را خنثی میکنند. پلیسها همچنان در این مملکت مردم را میکشند اما خبر این مرگها دیگر به سرخط خبرها نمیرود. گمان میکنم باید لحظهای درنگ کنیم تا به یاد بیاوریم ساندرا بلاند که بود. بله. ما فراموش میکنیم. پس از مدتی این بحثها را کنار میگذاریم و به رویدادهای دیگر میپردازیم. اما من نمیخواهم به رویدادهای دیگر بپردازم. ... در هریک از بخشهای کتاب، یکی از جنبههای متفاوت مشکل آن غریبهها را بررسی و درک میکنیم. بسیاری از داستانهای کتاب را شنیدهاید؛ زیرا آنها را از اخبار گرفتهام. در دانشگاه استنفورد در کالیفرنیای شمالی، بروک ترنر دانشجوی سال اولی در مهمانی با خانمی آشنا میشود و در پایان همان شب پلیس بازداشتش میکند. در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، جری سندوسکی کمکمربی سابق تیم فوتبال دانشگاه بهدلیل رابطهٔ غیراخلاقی با کودکان مجرم شناخته میشود و مشخص میشود که رئیس دانشگاه و دو نفر از دستیاران بلندپایهاش با او همدست بودهاند... در همهٔ اینها دو طرف برای تفسیر کلمات و مفاهیم به مجموعهای از راهبردها تکیه کردند که در هرکدام از آنها یک جای کار میلنگید.»
زمان
۱۲ ساعت و ۱۳ دقیقه
حجم
۶۷۱٫۳ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱۲ ساعت و ۱۳ دقیقه
حجم
۶۷۱٫۳ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد