معرفی و دانلود کتاب صوتی عادت می‌ کنیم + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب صوتی عادت می‌ کنیمsubscriptionAvailable

کتاب صوتی عادت می‌ کنیم

نوع کتاب
۳.۵(از ۱۰۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
زویا پیرزاد
انتشارات: 
نوین کتاب گویا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب صوتی عادت می‌ کنیم

کتاب صوتی عادت می‌ کنیم نوشتهٔ زویا پیرزاد است. فاطمه معتمدآریا گویندگی این کتاب صوتی را انجام داده و نوین کتاب گویا آن را منتشر کرده است. این اثر صوتی رمانی است دربارهٔ ۳ زن از ۳ نسل و با ۳ جهان مختلف.

درباره کتاب صوتی عادت می‌ کنیم

کتاب صوتی عادت می‌ کنیم که نویسندهٔ آن رمان چراغ ها را من خاموش می کنم را نیز در کارنامهٔ ادبی خود دارد، رمانی است که زندگی ۳ زن از ۳ دنیای مختلف را روایت می‌کند. موضوعاتی که در این کتاب مطرح می‌شوند یا در گذشته در جامعه بوده‌اند و یا در حال حاضر در جامعه می‌توان آنها را به‌وضوح مشاهده کرد. یکی از این زن‌ها «آرزو» است. او ۴۱ سال دارد و از همسرش جدا شده است. ۳ شخصیت مهم این کتاب، آرزو، مادر او و دخترش است که از ۳ نسل مختلف هستند. در طول این داستان، آرزو می‌کوشد آژانس پدری خود را مدیریت کند و به عنوان یک فرد مستقل زندگی کند. تلاش زنان برای بازپس‌گیری جایگاه خود در جامعهٔ مردسالار از مهم‌ترین درون‌مایه‌های این رمان است.

شنیدن کتاب صوتی عادت می‌ کنیم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

شنیدن این کتاب صوتی را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره زویا پیرزاد

زویا پیرزاد در سال ۱۳۳۱ در آبادان به دنیا آمد. او نویسندهٔ ارمنی‌تبار اهل ایران است که سال ۱۳۸۰ با رمان «چراغ ها را من خاموش می کنم» جوایز گوناگونی دریافت کرد. مجموعه داستان‌های کوتاه «طعم گس خرمالو»، «یک روز مانده به عید پاک» و «مثل همه عصرها» و نیز رمان «عادت می کنیم» هم از دیگر آثار مشهور این نویسنده هستند.

بخش‌هایی از کتاب صوتی عادت می‌ کنیم

«برای سومین بار گفت: «چرا؟»

محسن سر زیر انداخت. طره‌ی موی صاف و سیاه رسید تا نوک دماغ: «اشتباه کردم خانم صارم، ببخشید.»

آرزو به شیرین نگاه کرد که ابرو و شانه بالا داد و با پاک‌کن چیزی را پاک کرد. دوباره به محسن نگاه کرد: «سر بالا بگیر، توی چشم‌هام نگاه کن و بگو چرا؟ پول برای چی لازم داشتی؟ قرض داری؟ مریض داری؟»

محسن سربلند کرد موها را پس زد و سعی کرد پلک نزند. لب گزید. پا به پا شد به حیاط نگاه کرد و بالاخره پلک زد و دو قطره اشک افتاد روی گونه‌ها: «اشتباه کردم خانم صارم.»

«تا دلیلش را نفهمم ببخشید و اشتباه کردم به دردم نمی‌خورد. بگو پول برای چی می‌خواستی؟ لازم داشتی یا فکر کردی داری زرنگی می‌کنی؟» نگاه از مرد جوان گرفت و خیره شد به تقویم روی میز.

محسن دست کشید به هر دو گونه و من و من کرد: «می‌خواستم برای مادر، چیز ... ماشین رختشویی بخرم»

آرزو چند لحظه زل زد به محسن. بعد به شیرین نگاه کرد. بعد به عکس پدر روی دیوار بعد به یکی از کشوهای میز که نیمه‌باز بود. یکهو داد زد: «گمشو بیرون. نه فقط احمقی که دروغگو هم هستی. بیرون»

محسن زد زیر گریه: «ببخشید غلط کردم، نامزدم گفت اگر دستبند طلا نخرم نامزدی بی نامزدی.»

شیرین دست کشید به پیشانی و سر تکان داد. آرزو تکیه داد به پشتی صندلی و به حیاط نگاه کرد. توی باغچه دو گنجشک از یکی از زیرگلدانی‌ها آب می‌خوردند.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب صوتی عادت می‌ کنیم و شنیدن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب صوتی

نام کتاب:عادت می‌ کنیم
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:زویا پیرزاد
گوینده:فاطمه معتمدآریا
انتشارات:نوین کتاب گویا
فرمت کتاب:MP۳
حجم فایل کتاب:۴۹۴.۷۴ مگابایت
مدت‌زمان:۸ ساعت و ۵۰ دقیقه
قیمت کتاب:۲۱۱۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Mojdeh Nasseri
۱۴۰۱/۰۵/۰۵

کتاب را اولین بار سال ۱۳۸۳ خواندم، ۲۶ ساله بودم و متنی که آخر کتاب نوشتم را چندین بار خواندم، نوشته بودم من جای تو نیستم و شرایط تو را ندارم ولی میدانم که ۴۰ سال برای دیگران زندگی کردی،...بیشتر

۱
Sima
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۲

سال ۱۴۰۲ رو با کتاب عادت می کنیم شروع کردم. داستان زندگی سه زن ( مادر، دختر و نوه) در دهه هشتاد شمسی در تهران و چالش های دختر در ارتباط با مادر و دخترش در برهه های مختلف زندگی....بیشتر

۰
ندا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۷

از خانم پیرزاد این اثر و کتاب چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم، خوانده‌ام. بسیار روان و سلیس و گیرا می‌نویسند. به قدری این دو کتاب را دوست داشتم که موقع شنیدنشون متوجه گذشت زمان نشدم. ای کاش رمان‌های بیشتری از...بیشتر

۰
کاربر 1185322
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۷

کاش خوانش کتاب توسط شخص دیگری انجام میشد .صدا و لحن خواندن خانم معتمد آریا انتخاب خوبی نبود

۰
آناهیتا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۰

بسیار کتاب زیبایی بود و بسیار لذت بردم. این کتاب رو به دو دسته افراد پیشنهاد می‌کنم دسته اول افرادی که خودشون رو برای دیگران سوزوندن؛ عمرشون جوانیشون و زندگیشون رو. دسته دوم افرادی که خودخواهانه از بقیه انتظار بیجا دارند...بیشتر

۰
parisa.nm
۱۴۰۲/۱۱/۲۹

خانم معتمد آریا بسیار آرتیست خفنی هستن اما با احترام این کتاب رو خوب نخوندن .

۰
مینا
۱۴۰۱/۰۶/۲۱

اصلا جذبم نکرد ..صدای راوی رو هم دوست نداشتم و برام جذاب نبود

۰
مهدی اسلامی
۱۴۰۴/۱۰/۲۶

از یه دهه ای این کتاب میاد که ما دهه شصتی ها خوب میدونم چه روزهاییه، امروز که خودم ۴۳ سالمه میفهمم حرف آرزو رو ما همه عادت میکنیم به همه چیز به مادرهای خودخواه به جیب های پر حسرت به روزهایی...بیشتر

۰
نگاه
۱۴۰۲/۰۱/۳۰

من دوست داشتم کلا اینکه روزمره رو خوند یا شنید جذابه اخر کتاب که مشخص بود اگه با دقت فصل یکی مونده به اخر میشنیدین متوجه تصمیم قهرمان داستان با چالش بوجود اومده میشدین

۰
کاربر 10527034
۱۴۰۲/۰۳/۲۶

خوانش افتضاح!

۰
کاربر 8528156
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۰۷

بسیار شیرین و لذت بخش بود

۰
شهرزاد
۱۴۰۱/۰۷/۱۰

اخر کتاب مبهم تموم میشه اما قشنگه تقریبا تو سبک کتابهای قبلی خانم پیرزاده

۰
بریهه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۳

نوشتار خانم پیرزاد بدون تکلف و عالی صدای خانم معتمد آریا هزار بار زیبا و مناسب این داستان

۰
کاربر ۴۰۸۴۳۰۴
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۲۶

اصلا خوب نبود، داستان خطی و بسیار مبتدیانه. خوانش و گویندگی هم از داستان، بدتر. چند بار تصمیم گرفتم ادامه اش ندم، منتظر بودم روند داستان تغییر کنه، اما بالاخره وقت تلف کردن بود.

۰
-
۱۴۰۱/۱۰/۱۶

من نوشته های خانم پیرزاد رو خیلی دوست دارم چون خیلی ملموس اند و وقتی میخونم یا گوش میدم کامل به عمق داستان میرم. به نظرم کسی که میخونه خیلی راحت با شخصیت های داستان همزادپنداری میکنه..

۰