اسماعیل فصیح یکی از برجستهترین و پرکارترین نویسندگان معاصر ایرانی به شمار میرود. فصیح در زندگانی هفتادوپنجسالهی خود در کشورهای ایران، آمریکا و فرانسه، با نوشتن رمانهای مشهوری مانند شراب خام، دل کور، اسیر زمان، داستان جاوید و ثریا در اغما و همچنین با ترجمهی برخی منابع مهم در حوزهی روانشناسی، توانست جایگاه خود را در ادبیات ایران تثبیت کند. فصیح با نوشتن بیستویک رمان و پنج مجموعهی داستان کوتاه در طول بیش از چهار دهه نویسندگی، به عنوان یک وقایعنگار برجسته از وضعیت کشور در دورانهای مختلف زندگی نیز شناخته شده بود.
اولین رمان اسماعیل فصیح به زبان فارسی، شراب خام نام دارد که در آن نه تنها جلال آریان، قهرمان اکثریت قریب به اتفاق داستانهایش را معرفی کرد، بلکه تقریبا مضامین تمام داستانها، شخصیتهای فرعی، رشتههای روایی و پیچشهای داستانی که سبکی کاملا «فصیحی» را در داستانهای فارسی مدرن ایجاد کردهاند، به نوعی نشان داد. رویکرد فصیح بسیار نزدیک به رویکردیست که در غرب به عنوان کنستراکتیویسم شناخته میشود.
خاک آشنا، اولین مجموعهداستان فصیح در سال ۱۳۴۹ منتشر شد. این مجموعه در پنج بخش مرتبط به هم، داستان خانوادهی آریان را از لحظهای که ارباب حسن، پدر جلال، روستای زادگاهش را ترک میکند و در سالهای پایانی سلطنت ناصرالدین شاه پا به تهران میگذارد، به تصویر میکشد.
دومین رمان فصیح، دلکور (۱۳۵۱) در درخونگاه، زادگاه فصیح اتفاق میافتد. دلکور در یک نیمهشب آغاز میشود، زمانی که صادق آریان، راوی داستان، پزشک تحصیلکردهی آمریکا و کوچکترین پسر ارباب حسن، با یک تماس تلفنی از خواب بیدار میشود و میشنود که پسر بزرگ خانواده، احتمالا بر اثر سکته قلبی درگذشته است و داستان رمان پیش از طلوع صبح روز بعد به پایان میرسد. راوی در طول این چند ساعت، سفری درونی و طولانی را طی میکند و به ترتیب زمانی، صحنههای غمانگیز گذشتهی خانواده را بازسازی میکند.
از بیستویک رمان منتشرشده توسط فصیح، دو رمان به طور خاص مورد توجه انتقادی نسبتا گسترده و جدی قرار گرفتهاند: ثریا در اغما (۱۳۶۴) و زمستان ۶۲ (۱۳۷۷). وقایع هر دو رمان در طول یا اندکی پس از سالهای حملهی عراق به ایران اتفاق میافتد. اگرچه هیچ یک از این دو رمان را نمیتوان به طور کامل به عنوان رمان جنگ در نظر گرفت، هر دو رمان در جزئیات، درهمتنیدگی زندگی شخصیتها را ترسیم میکنند؛ شخصیتهایی که صرف نظر از زمینههای سیاسی و عقیدتیشان از جنگ تاثیر زیادی پذیرفتهاند.
تلخکام (۱۳۸۶)، آخرین رمان منتشرشده توسط اسماعیل فصیح نیز به روایت شخصیت جلال آریان است که در سال اول انقلاب، قبل از شروع جنگ ایران و عراق و بازنشستگی اجباری، ماموریت دارد به لندن برود. او در حین پیگیری این وظیفه، با یک استاد ایرانی زرتشتی بازنشستهی نودویکساله آشنا میشود که در یک مرکز نگهداری از سالمندان در جنوب شهر محبوس است. مردی که زمانی استاد برجستهای در آکسفورد بود، کسی نیست جز جاوید فیروزپور، قهرمان جوان کتاب داستان جاوید (۱۳۵۹).
با کنار گذاشتن فرار فروهر (۱۳۷۲) و پناه بر حافظ (۱۳۷۵)، داستانهای فصیح، اگر بر اساس زمان درونی روایتها تنظیم شوند، به طور یکپارچه میتوانند یک قرن کامل از تاریخ مدرن ایران را پوشش دهند. هیچ نقطهی عطف بزرگی از زمان ترور ناصرالدینشاه تا جنگ ایران و عراق و حتی دهههای اخیر تاریخ ایران وجود ندارد که در رمانهای اسماعیل فصیح به آن پرداخته نشده باشد. هیچ رماننویس فارسی مدرن دیگری نیز هرگز مانند فصیح، یک شخصیت ثابت و اطرافیانش را موضوع کار مداوم داستاننویسی در طول بسیاری از رمانها و داستانهای کوتاه قرار نداده است.
داستانهای کوتاه فصیح در پنج مجموعه گردآوری شده و از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۶۹ منتشر شدهاند. اگرچه این داستانهای کوتاه از نظر برخی منتقدان کیفیت پایینتری نسبت به رمانهای او دارند، اما برخی از این آثار به راحتی همراستای بهترین داستانکوتاههای ادبیات فارسی قرار میگیرند.
اسماعیل فصیح در طول زندگی خود ترجمههای متعددی نیز انجام داده است. ترجمههای انگلیسی به فارسی این نویسنده بسیار روان هستند، موضوعات درخور توجهی دارند و موفقیتهای تجاری زیادی کسب کردهاند. ترجمههای فصیح را میتوان تقریبا به سه گروه عمده تقسیم کرد: روانشناسی، ادبی و سیاسی که شاخصترین ترجمههای او در گروه اول، یعنی کتابهای روانشناسی میگنجند.
فصیح پس از تعطیلی مدرسهای که در آن مشغول به کار بود، سالهای باقیمانده از عمر خود را تقریبا به طور کامل وقف نویسندگی کرد، تا این که سرانجام در ۲۴ تیر ماه ۱۳۸۸ بر اثر خونریزی مغزی در بیمارستان شرکت ملی نفت ایران در تهران درگذشت. وی در قطعهی هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شده است.
از سایر رمانهای اسماعیل فصیح میتوان به اسیر زمان (۱۳۷۳)، بادهی کهن (۱۳۷۳)، بازگشت به درخونگاه (۱۳۷۷)، در انتظار (۱۳۷۹)، درد سیاوش (۱۳۶۴)، داستان جاوید (۱۳۵۹)، دلکور (۱۳۵۱)، عشق و مرگ (۱۳۸۳)، فرار فروهر (۱۳۷۲)، گردابی چنین حائل (۱۳۸۱)، کشتهی عشق (۱۳۷۶)، نامهای به دنیا (۱۳۷۹)، پناه بر حافظ (۱۳۷۵)، شهباز و جغدان (۱۳۶۹)، تشت خون (۱۳۷۶) و ثریا در اغما (۱۳۶۳) اشاره کرد.
همچنین از میان داستانکوتاههای این نویسنده نیز میتوان به عقد و داستانهای دیگر (۱۳۵۷)، برگزیدهی داستانها (۱۳۶۶)، دیدار در هند (۱۳۵۳)، خاک آشنا (۱۳۴۹) و نمادهای دشت مشوش (۱۳۶۹) اشاره نمود.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
با تمام علاقه ای که به صدای آقای پاکدل دارم.اما خوانش این کتابو دوست نداشتم.متاسفانه خیلی یکنواخت و خسته کننده بود😑
هرچقدر نثر و قلم اسماعیل فصیح خوب و زیباست، خوانش حسین پاکدل مونوتون و کسل کننده است. انقدر که تمام لذت کتاب را دود میکند. علاوه بر لحن تکراری و خسته کننده خوانش حسین پاکدل پر است از توپوق و...بیشتر
بین کتابای جناب فصیح معروف ترین شه ،اما من از داستان جاوید بیشتر خوشم اومد...این کتاب برای کسایی که سال59 را کامل لمس کردن فک کنم جذاب تره...گرچه اطلاعات خوبی در مورد حال و هوای اون سال ارائه میده،اما روند...بیشتر
کتاب عالی بود مثل همه ی کتاب های فصیح. اما با احترام خوانش آقای پاکدل خیلی خیلی بد بود ! پیشنهاد میکنم نسخه ی صوتی را به کل بی خیال شوید.
رمان و اجرا افتضاح افتضاح بود پشیمون هستم از هزینه کردن فقط بخاطر اسم نویسنده اعتماد کردم که اشتباه بود
داستان کتاب برای من جالب بود که همین باعث شد تا انتهای کتاب رو گوش بدم. خصوصا که انگار اتفاقات آن زمان عینا الان در حال تکرار هستند. خوانش آقای پاکدل اصلا خوب نبود. نوع خوانش مناسب رمان نیست. در...بیشتر
اصلا موضوعش جالب نبود
مثل تمام آثار احمد فصیح بسیار زیبا و در عین حال بسیار تلخ... هیچ کتابی نمیتونه به این خوبی شرایط اجتماعی دوران جنگ رو ترسیم کنه...
حیف وقتی که کذاشتم براش،خیلی چرت بود....👎👎👎
کتاب عمیقی بود با صدا هم مشکلی نداشتم از شنیدنش لذت بردم
کتاب صدم 👸 دوست نداشتم به نظرم داستان جاوید با اختلاف بهتر از این کتابه
من بقیه آثار اسماعیل فصیح رو خوندم متاسفانه این یکی اصلا جالب نبود و غیر قابل تحمل خوانش کتاب هم بدتر از اون همهاش باید حدس بزنی این جمله برای کیه
لذت بردم … بسیار روان وشیوا بود و دلنشین ♥️♥️♥️♥️
کیفیت صدای کار خیلی بد بود ،زیادی ولوم پایین بود
بسیار لذت بردم هم از قلم نویسنده هم از خوانش دلنشین جناب پاکدل ❤️