معرفی و دانلود کتاب هشدار + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب هشدارsubscriptionAvailable

کتاب هشدار

فکر می‌کنی می‌دانی چه اتفاقی برای پسرت افتاده اما اشتباه می‌کنی

نوع کتاب
۳.۲(از ۴۷ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
کاترین کرافت، فرانک سالاری
انتشارات: 
نشر البرز

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب هشدار

هشدار یا فکر می‌کنی می‌دانی چه اتفاقی برای پسرت افتاده اما اشتباه می‌کنی رمانی نوشته کاترین کرافت است که ماجرایی اسرار آمیز درباره مرگ فرزند کوچک یک خانواده را به تصویر می‌کشد.

 درباره کتاب هشدار

ایتان پسر قهرمان داستان به اسم زویی، سه سال قبل همراه دوستش جاش در رودخانه می‌افتد و غرق می‌شود. مرگ ایتان و جاش یک فاجعه غم‌بار و تلخ بوده است. زویی همراه پسر بزرگتر و همسرش ازمحل زندگی خود نقل مکان می‌کنند تا زندگی تازه‌ای را شروع کنند. اما روزی خیلی ناگهانی زویی ایمیلی دریافت می‌کند که در آن نوشته شده مرگ پسرش تصادفی نبوده است. زویی بی‌نهایت بهم می‌ریزد و جست‌وجویی سخت را برای پیدا کردن حقیقت آغاز می‌کند. اما همسرش حاضر نیست به او کمک کند و مادر جاش هم حرفش را باور نمی‌کند.

خواندن کتاب هشدار را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

علاقه‌مندان به رمان‌های معمایی و جنایی را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم

 بخشی از کتاب هشدار

از زمانی‌که ایمیل را دریافت کردم یک هفته گذشته است. هفت روز است که زندگی‌ام دچار تلاطم شده است. به هیچ نتیجه‌ای نرسیدم، اما فهمیدم به آدم‌های زیادی نمی‌توانم اعتماد کنم. جیک را درک می‌کنم، ولی نمی‌فهمم چرا لین به من پشت کرد. اول باید به خودم می‌گفت که دربارهٔ حرف‌های آن روز نگران است.

در سالن ناهارخوری محل کارم نشسته‌ام. معمولاً اینجا نمی‌آیم. بیشتر ترجیح می‌دهم وقتی غذا می‌خورم سرگرم کارهای دفتر باشم، اما امروز حس متفاوتی دارم. امیدوارم سروصدا و همهمهٔ این فضا کمکم کند که بهتر فکر کنم. تنهایی فقط کلافه می‌شوم.

«سلام زویی. اشکالی نداره اینجا بشینم؟» دکتر اندرسون بالای سرم ایستاده است. سینی غذایش در دستش است. بشقابی از پاستا و آب‌پرتقال. «نمی‌خواستم مزاحمت بشم، ولی تنها جای خالی همین میزه.»

«البته.» کمی جابه‌جا شدم تا او هم بنشیند.

به‌رغم اینکه تازه به اینجا آمده است، اما من و دکتر اندرسون رابطهٔ خوبی داریم. دکترهای دیگر وقت زیادی برای معاشرت با ما ندارند، ولی او همیشه سعی می‌کند با ما حرف بزند و جویای حالمان باشد.

گفت: «بیرون خیلی هوا گرمه، نه؟ باورم نمی‌شه از اول ماه ژوئن با این حجم هوای گرم روبه‌رو شدیم.»

لبخندی زدم. شروع بحث دربارهٔ آب‌وهوا، گفت‌وگو را عادی و طبیعی جلوه می‌دهد.

پرسیدم: «این کلینیک در مقایسه با کلینیک قبلی‌تون چطوره؟» لئو هفت سال در کلینیک بین‌المللی اسپانیا کار کرده است. برای همین این جابه‌جایی تغییر بزرگی برای اوست.

گفت: «هر دو جا رو دوست دارم. دیگه وقتش رسیده بود تغییری ایجاد کنم.»

اگرچه همیشه از گپ‌زدن با او لذت می‌برم، اما الآن دلم نمی‌خواهد زیاد حرف بزنم. وقتی حرف می‌زند نمی‌توانم تمرکز کنم، آن‌هم حالا که دلم می‌خواهد به فرستندهٔ ایمیل فکر کنم و اینکه چرا این کار را کرده است، به‌خصوص اینکه ساعت ناهاری تنها زمانی‌ست که با فراغ بال می‌توانم فکر کنم. بقیهٔ ساعت‌ها باید در خدمت مردم باشم و تمام تمرکزم روی کارم باشد.

لبخندی به او زدم. «درسته ما هم به همین دلیل به لندن اومدیم. منظورتون رو می‌فهمم.» ساندویچم را برداشتم. ناگهان حالم بد شد. ایتان. باید به این حس عادت کنم.

لئو دربارهٔ کلینیک قدیمی مشغول حرف‌زدن است. سعی کردم خودم را غرق حرف‌هایش کنم. سرم را تکان می‌دادم. لبخند می‌زدم. به‌رغم اینکه خیلی از جزئیاتی را که می‌گفت نمی‌فهمیدم.



برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب هشدار و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:هشدار
عنوان دیگر:فکر می‌کنی می‌دانی چه اتفاقی برای پسرت افتاده اما اشتباه می‌کنی
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:کاترین کرافت
مترجم:فرانک سالاری
انتشارات:نشر البرز
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۴/۲۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۸.۳۸ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۲۳۵۱۰۸۳
تعداد صفحه‌ها:۳۱۴ صفحه
قیمت کتاب:۷۱۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

shayestehbanoo
۱۴۰۰/۰۶/۰۵

کتاب چند راوی داره که به جز زویی شخصیت اصلی که نوع بیانش اول شخصه ما بقی دانای کل هستن زویی مادر ایتان که سه سال پیش طی حادثه ای به همراه دوستش جاش توی رودخونه خفه شده ، ایمیل...بیشتر

۰
SARA
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۲/۱۹

خوب بود ولی یک سری از قسمت ها اضافه بود که اگر حذف میشد خیلی بهتر بود.

۰
Zohreh
۱۴۰۱/۰۴/۱۶

۸۲. مادری که پسرش ۳ سال پیش بر اثر حادثه‌ای غرق شده با ایمیل‌های عجیبی مواجه میشه که میگه مرگ پسرش در واقع قتل بوده. این پیامها زندگیشو زیر و رو میکنه و به دنبال کشف حقیقت با رازهای دیگه‌ای روبرو...بیشتر

۰
میلاد براتی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۱۴

داستان درباره تلاشهای خستگی ناپذیر یک مادر برای کشف حقیقت درباره مرگ فرزندشه. اگر کتاب رو 3 قسمت کنیم.2قسمت اولش کند پیش میره و تکرار میشه و اتفاق خاصی نمی افته ولی یک سوم پایانی طوفانیه و کولاک میکنه. رمان شخصیت پردازی...بیشتر

۰
erinne
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۷/۱۹

داستان کتاب شروع جالبی داره با یک موضوع جدید، ولی در نهایت پایان بی مزه و سر هم بندی شده ایی داره. انگار نویسنده خودش هم نمیدونسته کتاب رو چطور تموم کنه که جالب باشه.

۰
هکاته در صبح
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۲۵

داستان جالب و پر کششی داشت، ولی پایان داستان انگار کاملا سرهم بندی شده بود

۰
موفنری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۰۱

خوب بود؛ معمای به نسبت پرکششی تو دل داستان بود، و اینکه چون داستان از زبان و دید چندنفر گفته شده بود جذاب ترش کرده بود. "البته موضوعشم که راجب خانواده و رازهای کشف نشده‌ی گذشته بود برای من جالب...بیشتر

۰
دختر کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۰۴

کتاب هشدار اثر کاترین کرافت جزو کتاب‌های معمایی-جنایی است که از ابتدا تا انتها مخاطب را درگیر داستان پیچیده و پر رمز و راز خود می‌کند.سه سال قبل زویی جسد پسر خود ایتان را همراه جنازه دوستش جاش را در...بیشتر

۰
Unica
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۴

ترجمه کتاب نسبتا خوب بود. مشکل اصلی کتاب ایجاد گره‌های نه چندان لازم و نگه داشتن بخش «حل معما» برای اخرین نقطه داستان بود، کاری که بشدت خواننده رو میتونه خسته کنه که این گره ها مدام ایجاد میشن اما به...بیشتر

۰
ف.م
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۶

👍

۰
Maryam
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۳

شروع داستان جوری بود که امیدوارت میکرد به اینکه قرار هست یک اثر خوب داشته باشیم ولی خوب هر چه جلوتر رفت من ناامیدتر شدم. هم از شیوه روایت داستان هم پایان بندیش. درسته که بخشیش بر میگشت به اینکه متن...بیشتر

۰
نیتا
۱۴۰۲/۱۲/۲۰

داستان مادری که پسر نوجوان ش رو از دست داده و بعد از سه سال، با دریافت یک ایمیل به دنبال واقعیت داستان اتفاق افتاده می رود. یکی از معدود داستان های پلیسی بود که تا آخر داستان، مقصر قضیه مشخص...بیشتر

۰
elisa
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۰۷

کتاب خوبی بود. داستانش پر کشش بود اما ترجیح می‌دادم پایان شوکه کننده‌تری داشته باشه

۰
سنیوریتا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۱۵

کتاب بسیار پر کشش و جذابی بود اگر به داستان های معمایی علاقه دارید پیشنهاد میکنم

۰
Sahar.Gh
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۳/۰۵

پایان کتاب باز بود یا برای من مبهم بود؟ دوس دارم تو کتاب جنایی همه مسائل با جزئیات معلوم بشه. اوایل فکر کردم شبیه کتاب بیمار خاموش یا حتی کودک خاموشه و با ناامیدی میخوندم اغلب شخصیت های داستان آدمای مزخرفی بودن دروغ و...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

Zohreh
۵
تو یکی از قوی‌ترین زن‌هایی هستی که من تابه‌حال دیدم. می‌دونم باور نمی‌کنی، اما ببین چه سختی‌هایی کشیدی و هنوز اینجایی و داری برای زندگی‌ت می‌جنگی. بی‌خیال زن! باید یه کم به خودت احترام بذاری و اعتبار قائل بشی.
sharareh
۴
کلمات مرتب در مغزش بالا و پایین می‌روند. دلش می‌خواهد راحت حرف بزند، اما چیزی در درونش مرده است.
z.gh
۳
«به‌نظرم بهتره همیشه ذهن بازی داشته باشیم.
Zohreh
۲
همه‌چیز نابود شده است و او نمی‌داند چقدر طول می‌کشد تا دوباره خودش را جمع‌وجور کند.
Zohreh
۱
زخم‌های زندگی کم‌رنگ نمی‌شوند.
Zohreh
۱
وقتی فرزندت را از دست می‌دهی، اولین کاری که می‌کنی این است که تک‌تک حرف‌هایی که به او زدی، کارهایی را که کردی با خودت یادآوری می‌کنی. آیا خیلی به او سخت گرفتم؟ زیادی ساده از کنار همه‌چیز رد شدم؟ آیا برای اتفاقی که افتاد مقصری؟
Zohreh
۱
این مرد بی‌رحم و بی‌احساس است. نباید یک روز دیگر با او زندگی کند، حتی یک ثانیه، اما جایی ندارد که برود، دارد؟ مانند یک زندانی در دست‌های او اسیر است.
Zohreh
۱
باور کن همهٔ ما یه جایی می‌شکنیم.
Zohreh
۱
هیچ‌چیز برای همیشه دوامی ندارد.
Zohreh
۱
ما اونا رو به دنیا می‌آریم و بزرگ می‌کنیم. تا وقتی روی پای خودشون بایستن و خوب و بد رو تشخیص بدن و تصمیم بگیرن. شما مسئول کاری که پسرت کرده نیستی.