کتاب سمیولوژی تحجر داوود عرفانی فر + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب سمیولوژی تحجر

کتاب سمیولوژی تحجر

انتشارات:نشر معارف
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۰از ۶ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب سمیولوژی تحجر

کتاب سمیولوژی تحجر اثر حجت الاسلام دکتر داوود عرفانی‌فر است. این کتاب به بررسی نشانه‌ها و مصادیق تحجر می‌پردازد و سپس راهکارهایی برای غلبه بر آن بیان می‌کند.

درباره کتاب سمیولوژی تحجر

سمیولوژی (Semiology) یا نشانه شناسی، علمی است که به بررسی نشانه‌های مختلف اعم از زبان، کلمات، تصاویر، آواها، حالات، حرکات و اشیاء می‌پردازد. 

تحجر (Petrifaction) نیز به معنای شبیه سنگ سخت شدن است و به حالتی از بودن اشاره دارد که در آن فرد، نمی‌تواند هیچ اندیشه یا ایده جدیدی را بپذیرد. عموما چنین افرادی را متحجر می‌نامند.

داوود عرفانی‌فر در کتاب سمیولوژی تحجر به بررسی نشانه‌های تحجر و جمود حاصل از آن می‌پردازد. او این نشانه‌ها را چیزهایی مانند خودشیفتگی، جمود بر ظاهر کلام و قضاوت کلیشه‌ای می‌داند. او ابتدا تعریفی از تحجر ارائه می‌کند و در ادامه مصادیق مختلف آن را بیان می‌کند. در انتها نیز به بیان راهکارهایی پرداخته است که می‌تواند به عنوان راه درمان و غلبه بر تحجر، استفاده شوند.

کتاب سمیولوژی تحجر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

سمیولوژی تحجر، کتابی مفید برای تمام اندیشمندان کلام و همچنین فیلسوفان و اهل منطق است.

بخشی از کتاب سمیولوژی تحجر

ملاامین استرآبادی می‌گوید:

«آیا نمی‌بینی بسیاری از قبایح عقلی در شرع حرام نیستند»؟

اصولیون اما، دلیل عقلی را حجّت دانسته و در مسئله حسن و قبح، به ذاتی و عقلی بودن آن در مرحله ثبوت و اثبات معتقدند.

۵ ـ در باره اخبار کتب اربعه، اخباری‌ها معتقدند همه روایات وارده در این کتب قطعی‌الصدور بوده و نیازی به بررسی سندی در علمِ بی‌فایده رجال ندارند. تقسیم اخبار نیز به صحیح و حسن و موثّق و ضعیف، کاری ناروا و باطل است. اصولیان امّا به وجود اخبار ضعیف در کتب اربعه اذعان داشته و تقسیمات اخبار را کاری علمی، ضروری و موافق با روایات می‌دانند.

۶ ـ اخباری‌ها در اجرای اصول عملیّه، در هنگام شبهات حکمیّه تحریمیّه معتقد به اجرای اصل احتیاط‌اند، درحالی‌که مجتهدان اصولی در اینجا اجرای اصل برائت را صحیح می‌دانند. همچنین، به گفته شیخ انصاری، اخباریان جریان استصحاب را در احکام کلّی معتبر ندانسته و معتقد بودند هنگام تردید در احکام کلّی شرعی باید اصل استصحاب اجرا شود، نه برائت یا استصحاب.

۷ ـ اخباریان از منابع چهارگانه فقه، تنها اخبار و احادیث را قبول داشته و بقیه را کنار می‌گذاشتند. ادعای آنان در باب قرآن این بود که مخاطبان آن معصومین علیهم‌السلام هستند و معارف آن تنها از طریق ائمه (ع) و در قالب روایات به ما می‌رسد. در باب اجماع نیز اخباری‌ها آن را به‌عنوان یکی از منابع فقه رد می‌کنند.

امّا عالمان اصولی ضمن اثبات حجیت ظواهر قرآن کریم آن را در ردیف منابع مستقیم استنباط قرار داده و اجماع را نیز با اضافه نمودن قید کاشفیّت از قول معصوم (ع) می‌پذیرند.

۸ ـ در تعارض بین دلیل عقلی و دلیل نقلی، اخباریان دلیل نقلی را ترجیح می‌دادند، امّا اصولیان دلیل عقلی قطعی را بر ادلّه نقلی ظنّی مرجَّح می‌دانستند.

مخالفت با اصول فقه، فلسفه و کلام

استرآبادی فلسفه، علم کلام و اصول فقه را رد می‌کرد؛ زیرا مبادی این علوم به اموری ختم می‌شود که دور از حس بوده و در آن‌ها اختلاف و مناقشه بسیار است. هیچ راه‌حلی نیز برای فیصله دادن به اختلافات وجود ندارد. حتی با علم منطق نیز نمی‌توان اختلاف را برطرف کرد؛ زیرا علم منطق در باره صورت استدلال سخن می‌گوید، درحالی‌که علّت اصلی این‌همه اختلاف در علوم مذکور، ماده به‌کاررفته در ادلّه ـ که از محسوسات به دورند ـ است و وضع قواعدی که بتواند این اختلافات را رد کند ممتنع می‌باشد.

امّا چه باید کرد؟ استرآبادی در پاسخ به این پرسش می‌گوید برای حل این اختلافات باید به معصوم مراجعه نمود و با این پاسخ، عدم عمق تفکر خویش را نشان می‌دهد؛ چراکه اوّلاً ما در زمانه‌ای به سر می‌بریم که به معصوم دسترسی مستقیمی نداریم و به‌ناچار باید از کلام آنان استفاده کنیم که خودِ این آغاز بروز اختلاف‌های متعدد به علّت وجود برداشت‌های مختلف از کلام آنان است، ثانیاً حتی در زمان حضور معصومین (ع) در میان مردم و امکان ارتباط مستقیم با آنان نیز اختلاف‌های متعدّدی بین یاران ایشان در تفسیر رأی و نظرشان وجود داشته است.

در آن هنگام ـ به‌خصوص از زمان امام باقر علیه‌السلام به بعد ـ نیز اصحاب ائمه (ع) به دو گروه عمده عقل‌گرایان (متکلمان) و نقل‌گرایان (محدثان) تقسیم می‌شدند که اتفاقاً با هم اختلافات و تنش‌هایی هم داشته‌اند. به تعبیر برخی محققان:

«اختلاف‌نظر متکلمان و عقل‌گرایان با گروه محدثان و سنت‌گرایان گاهی باعث قطع رابطه آنان می‌شد ـ چنان‌که ابن‌ابی‌عمیر از هشام‌بن‌حکم کناره‌گیری کرد ـ و گاهی به سرحد تکفیر و نفرین می‌رسید».

نظری برای کتاب ثبت نشده است

بریده‌هایی از کتاب

تحجّر در لغت، مصدر و از ماده «حجر» و به معنای سنگ‌شدن است
سپهر
تحجّر سنتی و مدرن نمی‌شناسد. چه‌بسا در افرادی که خود را متجدد می‌دانند نیز درجاتی از تحجّر یافت گردد. به دیگر سخن، تحجّر منحصر به نوع سنتی نبوده و می‌توان تصور کرد که تحجّر مدرن نیز وجود داشته باشد. برای مثال ممکن است فردی در محافل روشن‌فکری، «روشن‌فکر» تلقّی شود، ولی چنان در کلیشه‌های ذهنی خویش محصور باشد که هیچ سخن و رأی مخالفی را برنتابد. این فرد نیز دچار جمود و تحجّر است؛ با این فرق که محتوای ذهنی‌اش، آموزه‌های به‌اصطلاح مدرن است. پس معیار، وجود علائم و نشانه‌های تحجّر است.
سپهر
استاد شهید مرتضی مطهری (ره)، این تأثیر را حتی در فتوای مجتهدان دارای تأثیر می‌دانست. ایشان در کتاب «ده گفتار» خود می‌گوید: «فتوای عرب بوی عرب می‌دهد و فتوای عجم، بوی عجم. فتوای دهاتی بوی دهاتی می‌دهد و فتوای شهری بوی شهری».
سپهر
واژه تحجّر به معنای تنگ گرفتن و محدود ساختن چیزی که شأن آن وسیع بودن می‌باشد و انحصارطلبی است. به‌هرروی، همان‌گونه که از معانی گفته‌شده می‌توان دریافت، تحجّر در لغت، مشتمل بر معنایی توأم با سخت‌گیری، انحصارطلبی، محدودیت و تنگ گرفتن بر خویش یا دیگران می‌باشد.
سپهر
جمود و بی‌حرکتی می‌تواند شامل فکر و اندیشه هم شده و آن را مثل سنگ محکم و غیرقابل تغییر کرده، از پویایی بیندازد.
سپهر
ممکن است فردی با طی مراحلی که آن را «تحجّر» می‌نامیم، به چیزی می‌رسد و درواقع چیزی می‌شود که آن را «جمود» می‌نامیم؛ یعنی انسانی می‌شود با فکری بسته و سنگ گونه، که با هرگونه تحوّل و پیشرفت مخالف بوده و زمین و زمان و عالم و آدم را در کلیشه‌های تنگ و کوچک خود می‌بیند و تفسیر می‌کند.
سپهر
بسیاری از افراد متحجّر، دارای حسن فاعلی بوده و نه‌تنها نیات پلیدی ندارند، بلکه نیاتی خوب و آرمانی، چون اصلاح جهان، دفاع از دین الهی، ترویج دین و فرهنگ پیامبران الهی را در سر می‌پرورانند. البته این واقعیت، نمی‌تواند جلوی تشخیص وجود اختلال تحجّر را در این افراد بگیرد. اگر علائم تحجّر در فرد وجود داشت، تشخیص محرز است ولو این فرد دارای نیات خوب و حسن فاعلی باشد.
سپهر
«... عیب دوم عدم گسترش کافی و لازم علم کلام است که این حقیقتاً فاجعه است! از این بالاتر و تلخ‌تر فراموش‌شدن علم کلام است... انصافاً حوزه در این زمینه کاری نمی‌کند». و در باره فلسفه: «حوزه علمیه قم مبادا پرچم فلسفه را زمین بگذارد! من احساس خطر می‌کنم» و «فلسفه باید در حوزه‌ها رواج پیدا کند» و «فلسفه اسلامی... فقه اکبر است و این پایه دین است»
سپهر
مگر ما از اعضای «داعش» و «القاعده» انتظار نداریم که به عقاید و نظراتی که به آنان ارائه می‌شود فکر کرده و آن‌ها را به‌سادگی و بدون دلیل قبول نکنند؟ مگر ما افراد انتحاری را که با منفجر کردن کمربند انفجاری خود، جان کودکان، زنان و افراد بی‌گناه را بر زمین می‌ریزند، محکوم به جهالت، تعصّب ناروا و جنایت نمی‌کنیم؟ مگر از آن‌ها انتظار نداریم لختی تأمّل نموده و با خود بیندیشند که آیا کاری را قصد انجام آن دارند صحیح است یا نه؟ همه این‌ها در مورد خودِ ما نیز تکرار می‌شود؛ یعنی از ما نیز انتظار می‌رود در باره عقاید و آراء خود اندیشیده و آن‌ها را از روی تعقّل و نه تعبّد بپذیریم. بدین‌سان، هر عمل و آموزه‌ای که باعث ترویج روحیه تعبّد بیجا و تعصب ناروا در میان جامعه گردد، به تقویت بسترهای شکل‌گیری جمود و تحجّر کمک خواهد کرد.
سپهر
در حدیثی آمده است: «امیر مؤمنان علی (ع) شبی از مسجد کوفه به‌سوی خانه خویش حرکت کرد درحالی‌که کمیل بن زیاد که از دوستان خاص آن حضرت بود او را همراهی می‌کرد، در اثناء راه از کنار خانه مردی گذشتند که صدای تلاوت قرآنش بلند بود، و این آیه را که «أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیلِ...» با صدای دل‌نشین و حزین می‌خواند، کمیل در دل از حال این مرد بسیار لذت برد، و از روحانیت او خوشحال شد، بی‌آن‌که چیزی بر زبان براند. امام (ع) رو به‌سوی او کرد و فرمود: سروصدای این مرد مایه اعجاب تو نشود. او اهل دوزخ است! و به‌زودی خبر آن را به تو خواهم داد!
سپهر