
محمدرضا
۱۷
کار کتاب همین است که دنیا را ببینی، بیاینکه یک وجب از جات تکان بخوری
محمدرضا
۲
خارجیبودن هم، مثل حاملگی، غریبهها را به کنجکاوی وامیدارد، و حس ترحم و ملاحظهشان را برمیانگیزد.
moonlight
۲
آشیما و آشوک دلشان زیاد شور نمیزند. هر دو میدانند واقعیت این است که نوزاد نیاز به اسم ندارد. چیزی که نیاز دارد غذاست، دعای خیر است و چند تکه طلا و نقره. نوزاد فعلا نیاز دارد بعدِ غذا بغلش کنند، به سینه بچسبانند و به پشتش بزنند. برای اسم میشود صبر کرد. در هندوستان، والدین بچه اسم را سر صبر میگذارند. آنجا اصلا غیرعادی نیست که چند سال از تولد بچه بگذرد و هنوز اسم مناسبی برایش پیدا نشده باشد. هم آشیما و هم آشوک، نمونههای زیادی از بچههای فامیل سراغ دارند که تا وقت ثبت نام در مدرسه، یعنی تا شش هفت سالگی، هنوز اسم رسمی نداشتهاند.
moonlight
۱
آشیما و آشوک دلشان زیاد شور نمیزند. هر دو میدانند واقعیت این است که نوزاد نیاز به اسم ندارد. چیزی که نیاز دارد غذاست، دعای خیر است و چند تکه طلا و نقره. نوزاد فعلا نیاز دارد بعدِ غذا بغلش کنند، به سینه بچسبانند و به پشتش بزنند. برای اسم میشود صبر کرد. در هندوستان، والدین بچه اسم را سر صبر میگذارند. آنجا اصلا غیرعادی نیست که چند سال از تولد بچه بگذرد و هنوز اسم مناسبی برایش پیدا نشده باشد. هم آشیما و هم آشوک، نمونههای زیادی از بچههای فامیل سراغ دارند که تا وقت ثبت نام در مدرسه، یعنی تا شش
احسان شمالی
۱
به نظر میرسد این خانواده فقط صاحبِ این خانه نیستند؛ مالک وجب به وجب چشمانداز منطقه، تک تک درختها و برگ برگ علفهای آن هم هستند. هیچجا قفل و بست ندارد. نه خانه نه کلبهٔ مکسین. هرکس خیلی راحت میتواند در را باز کند بیاید تو. گوگول یاد دزدگیر خانهٔ پدر و مادرش میافتد. با خودش فکر میکند چرا آنها نمیتوانند با محیط دوروبرشان همینقدر راحت باشند. رتلیفها مالک ماهِ بالای دریاچه هستند، و صاحب خورشید و ابرها.
eli
۰
کمکم به این نتیجه رسیده که خارجیبودن یکجور حاملگی مادامالعمر است؛ با یک انتظار ابدی، تحملِ باری همیشگی، و ناخوشی مدام. یکجور مسئولیت مداوم و بیوقفه. یک جملهٔ معترضه وسط چیزی که یک موقعی اسمش زندگی معمولی بوده، فقط برای اینکه نشان بدهد از زندگی قبلی دیگر خبری نیست، و جای آن را چیزی پیچیده و پرزحمت گرفته. به نظر آشیما خارجیبودن هم، مثل حاملگی، غریبهها را به کنجکاوی وامیدارد، و حس ترحم و ملاحظهشان را برمیانگیزد.
eli
۰
آخر کی همه چیزش را ول میکند میآید تو این کشور که زندگی بهتری دست وپا کند، آن وقت موقعی که باید استفادهاش را ببرد، ناغافل سرش را میگذارد زمین؟
