با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
چارلی و کارخانه شکلات سازی

دانلود و خرید کتاب چارلی و کارخانه شکلات سازی

۴٫۵ از ۸ نظر
۴٫۵ از ۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب چارلی و کارخانه شکلات سازی  نوشته  رولد دال  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب چارلی و کارخانه شکلات سازی

کتاب چارلی و کارخانه شکلات سازی داستانی جذاب از رولد دال با ترجمه علی هداوند است. در این داستان همراه با چارلی، پسر فقیری همراه می‌شویم که از بزرگ‌ترین و جذاب‌ترین کارخانه شکلات‌سازی دنیا، کارخانه آقای ویلی ونکا دیدن می‌کند.

تیم برتون در سال ۲۰۰۵ فیلمی با اقتباس از این رمان جذاب ساخت و جانی دپ در این فیلم به ایفای نقش پرداخت. فیلم چارلی و کارخانه شکلات سازی کاندید اسکار بهترین طراحی لباس در سال ۲۰۰۶ شد.

درباره کتاب چارلی و کارخانه شکلات سازی

آقای ویلی ونکا شیرینی‌ساز مشهور و صاحب بزرگترین کارخانه شکلات‌سازی دنیا است. او، تصمیم گرفته است که پنج بلیط طلایی را در شکلات‌هایش قرار دهد. این پنج بچه موفق می‌شوند تا از این کارخانه عجیب و غریب بازدید کنند و در پایان هم آقای ویلی ونکا آنقدر به آن‌ها شکلات و آبنبات می‌دهد که تا پایان عمرشان کافی باشد. 

خب، چارلی باکت که در یک خانواده فقیر زندگی می‌کند، اصلا فکر نمی‌کند که برنده چنین بلیطی شود. خب، آخر او فقط سالی یک بار و آن هم در روز تولدش می‌تواند از این شکلات‌ها بخورد. ولی اگر برنده شود چطور؟ 

رولد دال داستان چارلی و کارخانه شکلات سازی را با الهام از یکی از خاطرات کودکی خودش نوشته است. زمانی که در یک مدرسه شبانه روزی درس می‌خواند و کارخانه شکلات سازی که بغل مدرسه قرار داشت، هر هفته برای بچه‌ها شکلات می‌فرستاد تا نظرشان را درباره طعم‌های جدید جویا شود. 

این داستان، تقابل فقر و خلق امید را نشان می‌دهد. او با زبان کاملا طنازش، با بردن مخاطبان به دنیای سرشار از جادو و تخیل، به نقد تربیت نادرست کودکان پرداخته و برابری فرصت میان کودکان کم‌بضاعت و دیگر کودکان را ترویج می‌دهد.

کتاب چارلی و کارخانه شکلات سازی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

تمام دوست‌داران کتاب‌های فانتزی از خواندن کتاب چارلی و کارخانه شکلات سازی لذت می‌برند. این داستان خیلی خوشمزه برای تمام کودکان و نوجوانان هم جذاب است.

درباره‌ی رولد دال

رولد دال، نویسنده‌ نروژی‌تباری بود که در ۱۳ سپتامبر ۱۹۱۶ در انگلستان به دنیا آمد. وقتی هجده ساله بود برای کار به شرکت نفتی شل در آفریقا رفت و در زمان جنگ جهانی دوم نیز به عنوان خلبان جنگی در نیروی هوایی انگلستان فعالیت می‌کرد. او برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان آثار زیادی را نوشته است که بیشتر آن‌ها به فیلم نیز درآمده‌اند.

معروف‌ترین کتاب‌های رولد دال، ماتلیدا، جادوگرها، غول بزرگ مهربان، چارلی و کارخانه شکلات‌ سازی، چارلی و آسانسور جادویی و جیمز و هلوی غول‌پیکر است. او جوایز بسیاری را برای نوشته‌هایش از آن خود کرده است و مجله تایمز او را به عنوان یکی از پرخواننده‌ترین نویسندگان کودک و نوجوان معرفی کرده است.

رولد دال در جنگ جهانی یکبار از سقوط هواپیما جان سالم به در برد اما در سال ۱۹۹۰ به دلیل ابتلا به یک بیماری نادر خونی درگذشت.

در سال ۲۰۰۲ گالری کودکان رولد دال به افتخار او در موزه اشرافی شهر گریت میسندن، ایالت باکینگ همپشایر انگلستان افتتاح شد که هدفش آموزش هنر ادبیات برمبنای نوشته‌های رولد دال است. جایزه‌ی The Roald Dahl funny Prize هم به افتخار او هر سال به نویسندگان کتاب‌های طنز کودک و نوجوان اهدا می‌شود.

بخشی از کتاب چارلی و کارخانه شکلات سازی

پدربزرگ جو از بقیه بزرگ‌تر بود. ۹۶ سال و شش ماه داشت، یعنی سن و سالی که کمتر کسی به آن می‌رسد. مثل هر آدم سن و سال‌داری ضعیف و مریض ‌احوال بود و همه روز لب از لب باز نمی‌کرد؛ اما شب‌ها که نوه دوست‌داشتنی‌اش به اتاق آن‌ها می‌آمد، سرحال و جوان می‌شد. همه خستگی او از تنش بیرون می‌رفت و مانند پسری جوان، هیجان‌زده و علاقه‌مند می‌شد.

پدربزرگ جو، با صدای بلند، گفت: «عجب مردیه، این آقای ویلی وُنکا! مثلاً، می‌دونستی اون به تنهایی بیشتر از دویست نوع شکلات با مغزای مختلف اختراع کرده که هر کدوم شیرین‌تر و شیری‌تر و خوشمزه‌تر از هر شکلاتیه که کارخونه‌های دیگه درست می‌کنن؟»

مادربزرگ جوزفین فریاد زد: «صد درصد درسته! و اونا رو به چارگوشه دنیا می‌فرسته! مگه نه، جو؟»

«درسته، درسته. برای همه پادشاها و رئیس‌جمهورا شکلات می‌فرسته. اما فقط شکلات درست نمی‌کنه. نه، عزیزم، نه! از هر پنجه‌اش یه هنر می‌ریزه، همین آقای ویلی وُنکا رو می‌گم! می‌دونستی یه جور بستنی یخی شکلاتی اختراع کرده که بدون نگه داشتن تو یخچال ساعت‌ها همون‌جور سرد و یخ می‌مونه؟ حتی می‌تونی بذاری‌اش بیرون تو آفتاب بدون این‌که آب بشه!»

چارلی کوچولو در حالی که به پدربزرگش زل زده بود، گفت: «اما این ممکن نیست!»

پدربزرگ جو گفت: «البته که ممکن نیست! یعنی واقعاً نامعقوله! اما آقای ویلی وُنکا این کارو کرده!»

بقیه با تکان دادن سر حرف او را تصدیق کردند و گفتند: «کاملاً درسته! آقای وُنکا این کارو کرده.»

پدربزرگ جو دنباله حرفش را گرفت و طوری آهسته صحبت می‌کرد که چارلی کلمه به کلمه آن را بفهمد: «از این گذشته، آقای ویلی وُنکا می‌تونه با شیره گل ختمی باسلق‌هایی درست کنه که مزه بنفشه می‌دن؛ کارامل‌هایی آنچنان پرمایه و مقوی می‌سازه که وقتی اونا رو می‌مکی هر ده ثانیه به ده ثانیه رنگشون عوض می‌شه؛ و شیرینی‌هایی که درست می‌کنه اون‌قدر نرم و خوشمزه هستن که تا می‌ذاری تو دهن آب می‌شن. می‌تونه آدامس‌هایی درست کنه که هیچ وقت مزه‌شون از بین نره و بادکنک‌های قندی می‌سازه که می‌تونی تا دلت بخواد بادشون کنی و تا سوراخشون نکنی ترکیدن تو کارشون نیست. با یک فرمول و روش مخفی تخم‌مرغ‌های آبی‌رنگی درست می‌کنه که خال‌های سیاه دارن، و موقعی که یکی از اونا رو تو دهنت می‌ذاری، کم‌کم کوچک می‌شن و ناگهان متوجه می‌شی یه جوجه‌پرنده قندی صورتی نشسته نوک زبونت.»

پدربزرگ جو مکثی کرد و نوک زبانش را مالید دور لب‌هایش و گفت: «فکر کردن به اون هم دهنمو آب می‌اندازه.»

چارلی گفت: «دهن من هم آب می‌افته؛ اما می‌خوام بقیه‌شو بشنوم.»

آقا و خانم باکت، یعنی پدر و مادر چارلی هم آمده بودند توی اتاق و کنار در ایستاده بودند و به حرف‌های آن‌ها گوش می‌کردند.

مادربزرگ جوزفین گفت: «قصه اون شاهزاده دیوونه هندی رو برای چارلی تعریف کن. از شنیدنش خوشش می‌یاد.»

پدربزرگ جو خنده‌ای نخودی سر داد و گفت: «همون شاهزاده پوندی‌چری؟»

پدربزرگ جورج گفت: «کاملاً خل بود!»

مادربزرگ جورجینا گفت: «اما حسابی ثروتمند بود.»

چارلی مشتاقانه پرسید: «اون چی کار کرد؟»

پدربزرگ جو گفت: «گوش کن تا برات تعریف کنم.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳)
عاشق کتاب
۱۳۹۹/۱۱/۲۳

من فیلمش رو دیدم.عالیه از این نویسنده هم یه کتاب صوتی شنیدم به اسم ماتیلدا واقعا عالیه .چون فیلمش رو به دیگران معرفی کردم بخاطر همین به دیگران توصیه دیگه نمیکنم..... عالی عالی عالی عالی عالی

ستایش
۱۴۰۰/۰۱/۰۴

من وقتی بچه بودم فیلمش رو دیده بودم و عاشق فیلمش بودم خیلی دوستش داشتم یه جوری که همیشه وقتی می دیدمش دلم شکلات می خواست با اینکه شکلات دوست ندارم وقتی دیدم کتابش هم هست خیلی مشتاق شدم بخونمش و

- بیشتر
mahsa
۱۴۰۰/۰۲/۲۶

عالی بهتون پیشنهاد میکنم که حتما بخرید این کتاب فوق العاده اس خیلی قشنگه

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱)
پدربزرگ جو از بقیه بزرگ‌تر بود. ۹۶ سال و شش ماه داشت، یعنی سن و سالی که کمتر کسی به آن می‌رسد. مثل هر آدم سن و سال‌داری ضعیف و مریض‌احوال بود و همهٔ روز لب از لب باز نمی‌کرد؛ اما شب‌ها که نوهٔ دوست‌داشتنی‌اش به اتاق آن‌ها می‌آمد، سرحال و جوان می‌شد. همهٔ خستگی او از تنش بیرون می‌رفت و مانند پسری جوان، هیجان‌زده و علاقه‌مند می‌شد.
با یاد او

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۷۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۴,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۸/۲۲
شابک۹۷۸-۶۰۰-۶۷۶۷-۱۲-۳
تعداد صفحات۱۷۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۴,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۸/۲۲
شابک۹۷۸-۶۰۰-۶۷۶۷-۱۲-۳