معرفی و دانلود کتاب وقتی خاطرات دروغ می گویند + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب وقتی خاطرات دروغ می گویند

کتاب وقتی خاطرات دروغ می گویند

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۳۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
سی‌بل هاگ، آرتمیس مسعودی
انتشارات: 
نشر آموت
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب وقتی خاطرات دروغ می گویند

کتاب وقتی خاطرات دروغ می گویند نوشته سی‌بل هاگ است که با ترجمه آرتمیس مسعودی منتشر شده است.

 درباره کتاب وقتی خاطرات دروغ می‌گویند

 اولیویا زن جوانی است که با همسر و دخترش زندگی می‌کند. در نزدیکی منزل آن‌ها منزل برادر شوهرش و همسر او است و این خانواده رابطه خوبی با هم دارند. اولویا در نوجوانی دوستی به نام کیتی داشته است که ناگهان شهر را ترک کرده است و حالا او در صحبت‌های پدر شوهرش متوجه می‌شود یک قتل رخ داده است. قتلی پنهان شده و خاموش و جنازه‌ای که پیدا می‌شود.

این داستان شما را با خود به دنیای یک دروغ چند ده ساله و جنایتی فراموش شده می‌برد.

خواندن کتاب وقتی خاطرات دروغ می گویند را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های معمایی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب وقتی خاطرات دروغ می گویند

پانزده دقیقه بعد، اَنا با خوشحالی و با حالت رقص وارد آشپزخانه شد. دست‌ها و پاهایش کشیده و اندامش بی‌نقص بود و برخلاف بعضی از هم‌کلاسی‌هایش قوز نداشت. دلم می‌خواست به آن‌ها بگویم اگر این‌طوری پیش بروند، در آینده مشکل گردن و شانه پیدا خواهند کرد. گوشی را به من داد و همان‌طور رقص‌کنان از آشپزخانه بیرون رفت.

گفتم: «سلام عزیزم.» و اَنا را نگاه کردم که دارد این پا و آن پا می‌کند.

اَنا پشت سرش را نگاه کرد و با شنیدن کلمه «عزیزم»، لب‌هایش را جمع کرد و طوری وانمود کرد که می‌خواهد انگشتش را در حلقش فرو کند.

«سلام عزیزم. چه خبرا؟»

«می‌خوام گوشی رو ببرم طبقه بالا.» از روی چارپایه خودم را سر دادم و بلند شدم. نوشیدنی‌ام را برداشتم، به اتاق خوابمان در طبقه بالا رفتم و در را محکم بستم.

«خیلی ترسیدم. اَنا چی کار کرده که نمی‌خوای خودش بشنوه؟ از فروشگاه جنس بلند می‌کرده، دیدنش؟ یا اینکه می‌خواسته با هویت جعلی توی رستوران اشراف ازش پذیرایی کنن؟»

خندیدم اما خنده‌ام ساختگی به نظر می‌رسید. «نه، ارتباطی به اَنا نداره. مربوط می‌شه به تام.»

«پدر؟ چرا؟ چی شده؟» صدایش با نگرانی بالا رفت.

روی تخت سایز بزرگمان به پهلو دراز کشیدم و سرم را با دستم نگه داشتم. «نمی‌دونم چطوری بگم اما وقتی امروز رفتم آسایشگاه، مری گفت خواب‌های بد می‌بینه و بعدش خیلی آشفته می‌شه.»

«فکر می‌کردم فردا می‌ری اونجا، نه امروز.»

تا آن موقع، کاملا فراموش کرده بودم نادیا در مورد لوکاس و رابطه احتمالی‌اش چه گفته است. می‌خواستم در آن مورد هم با ایتن صحبت کنم و نظرش را بپرسم اما قول داده بودم راز نادیا را نگه دارم.

«خب، نادیا کار داشت، من گفتم من می‌رم. به هرحال، اون‌ها می‌گن تام بعد از اون خواب‌ها رفتار عجیبی داره.»

«اون آلزایمر گرفته. سال‌هاس که رفتارش عجیبه و مدت زیادیه که خواب بد می‌بینه. منظورت از عجیب چیه؟»


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب وقتی خاطرات دروغ می گویند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابوقتی خاطرات دروغ می گویند
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهسی‌بل هاگ
مترجمآرتمیس مسعودی
انتشاراتنشر آموت
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۰۹/۱۸
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۰۹ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۳۸۴-۰۲۸-۷
تعداد صفحه‌ها۳۴۴ صفحه
قیمت کتاب۲۷۵۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی وقتی خاطرات دروغ می گویند

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

نــے‌آیش🐋
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۷

"وقتی خاطرات دروغ می‌گویند" بی‌تردید یکی از میخکوب‌کننده‌ترین و تحیرآورترین کتاب‌هاییه که در تمام زندگیم خوندم! کتابی که بدون ذره‌ای اغراق از همون صفحه اول شما رو گرفتارِ خودش میکنه و بعد از تموم کردنش زبون‌تون بند میاد و نمی‌تونید در...بیشتر

۶
به دنبال آلاسکا
۱۴۰۱/۱۰/۰۸

فوق العاده بود با توجه به استقبال کمی که ازش تو ایران شده واسه همین اصلا انتظارشو نداشتم کتاب تا این حد خوب باشه ولی حسابی غافلگیرم کرد!

۱
farez
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۲۳

چند سال پیش چاپ اول رمان رو خریدم و تو کتابخونه ام گذاشتم...گذاشتمش باشه تا زمانیکه یک کتاب آبکی میخونم، اینو بدم پشتش که بشوره ببره! و الان وقتش بود... شست و برد، اما خودش هم چندان اثر فوق العاده...بیشتر

۵
fatemeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۲

وقتی خاطرات دروغ میگویند کتابی نبود که بهم تپش قلب بده و باعث بشه برای رفع حس کنجکاویم بکوب بخونمش. همون‌طور که دوستان تو کامنت ها گفتن ی اثر درام بود که چاشنی جنایی داشت. تو اواسط داستان تقریبا متوجه...بیشتر

۰
شیدا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۰۸

البته من نسخه چاپی رو خوندم ولی با همین ترجمه بود. کشش داستان خوب بود من تو یه روز تمومش کردم. فضاسازی جالب که در حین داستان و دیالوگ ها انجام شده بهتر از فضاسازی یه مرتبه و کسل کننده بود. داستانهای فرعی...بیشتر

۰
🍁🍂دخترFaEzEhپائیز🍂🍁
۱۴۰۵/۰۱/۱۴

یه رمان راز آلود و معمایی هست که هر جای داستان به یه شخصیتی مشکوک میشی جز متهم اصلی اما یه جای ماجرا متوجه شدم‌کی متهم داستان هست از اونجایی تاوان کاری رو کرده بعد چند سال به اسم "کارما"...بیشتر

۰
Hasti.Bookcast
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۱۴

راستش، این کتاب یه جورایی آروم‌آروم میاد جلو، ولی کم‌کم اون‌قدر کششت قوی می‌شه که نمی‌تونی ولش کنی! اولش فکر می‌کنی با یه داستان معمولی سروکار داری، ولی همین‌جوری که جلو می‌ری، می‌بینی هر چی که فکر می‌کردی، ممکنه اشتباه بوده باشه... یه...بیشتر

۰
Dark Lady
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۲۵

نمیشه بهش گفت جنایی بیشتر یه درام هیجان انگیزه اما دوستش داشتم و خوش خوان بود وادارت میکنه که ادامش بدی همه حدس هام هم غلط از اب در اومدن

۰
خواهر گمشده آنه~
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۰۷

ازینکه این کتاب زیبا خیلییی کم دیده شده و الان کتاب های آبکی رو فقط به خاطر اینکه نویسندش یه داستان نوشته و معروف شده میخونن واقعا حرصم میگیره:)

۰
حـسـن
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۲۲

ماجرای این کتاب جوریه که ادامه دادن داستان رو برات جذاب می کنه خب آدم وقتی از خواندن یک کتاب لذت می بره که نسبت به اون کتاب و خواندن اون کتاب حس خوبی پیدا کنه و می‌تونه حس نویسنده رو...بیشتر

۰
لیلآی قصه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۱

داستان پردازی خوب بود، پلات توییست قابل قبولی هم داشت ( نه اونقدر که نفس تو سینه حبس بشه و شوکه بشید). تنها نکته منفی ذهن اوورثینکر شخصیت اصلی بود. قسمت های زیادی از کتاب شامل افکار و حرف‌هایی بود...بیشتر

۰
sahoje
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۲

با خوندن کتابهای معمایی جنایی زیادی ، میتونم بگم جز قابل حدس ترین ها بود!! خیلی خیلی توصیفات اضافه داشت چیزهایی که اخر داستان میبینی وجودشون لازم نبوده هیجان خاصی نداشت و صرفا روزمرگی ها بود با اندک چاشنی جنایی

۰
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۲۵

پدر شوهر اولیویا که الزایمر داره رازی را با او در میان میگداره.حالا اولیویا باید تصمیم بگیره که ای ن راز حقیقته یا ناشی از بیماری تام‌ هستش .داستان خوب شروع میشه هرچند از جایی قابل حدسه ودر پایا میتونست بهتر...بیشتر

۰
mahsa
۱۴۰۲/۱۱/۲۶

در کل خوب بود اولش بخاطر جزئیات زیادش برام خسته کننده بود ولی بعدش بسیار جذاب شد حتما بخونید.

۰
مینا
۱۴۰۲/۰۶/۰۹

ماحرای اتفاقاتی گیج کننده که از گذشته سایه اش رو بر جا گذاشته و حالا سالها بعد با نشان دادن خودش رازهایی رو برملا می کنه که کلید حل معما هست ،

۰

بریده‌هایی از کتاب

n re
۱۶
من معمولا اخبار تماشا نمی‌کردم، خیلی ناامیدکننده بود. چرا هیچ وقت اتفاق خوبی را گزارش نمی‌کردند؟ فکرش را بکن، اگر همه شبکه‌های خبری فقط خبرهای شاد را پخش می‌کردند، دنیا چه حالی داشت.
n re
۷
می‌خواستم به جای قضاوت، حمایت کنم. من معتقد بودم بسیاری از ما تا وقتی در شرایط خاصی قرار نگیریم، نمی‌دانیم ممکن است چه واکنشی نشان دهیم
n re
۷
بعضی اوقات، ما چیزی را فقط می‌دانیم، این‌طور نیست؟ ما می‌دانیم چیزی درست یا غلط است اما دوست نداریم تمام بعدازظهر، چرایی آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.
n re
۷
. آدمیزاد کارای وحشتناکی انجام می‌ده، مگه نه؟
n re
۴
پک‌های دیگری هم زدم و سعی کردم سرفه نکنم. وقتی نصف سیگار را کشیدم، گفت: «بسه، یه کمی هم برای من نگه‌دار!» آن را به او پس دادم و زبانم را دور دهانم که حالا طعم زیرسیگاری گرفته بود، چرخاندم. آن‌قدر احمق بودم که فکر کردم هرگز به آن عادت نخواهم کرد. کسی نمی‌توانست به چیزی به آن بدمزگی عادت کند، مگر نه؟ چقدر ساده‌لوح بودم.
n re
۳
آسودگی خیال، ناگهانی و عمیق مرا دربرمی‌گیرد، مانند هجوم یک‌باره هوای خنک روی پوست آدم. خدا رو شکر.
n re
۱
کسی یک معجزه را بدیهی نمی‌شمرد. ما هر روز سپاسگزار معجزه‌ها هستیم و برای آنکه مطمئن شویم برایشان اتفاقی نمی‌افتد، تلاش بیشتری انجام می‌دهیم.
n re
۱
«شما مردا اصلا به درد اینکه یه اطلاعاتی رو به دست بیارین، نمی‌خورین.»
n re
۱
کار کردن، بزرگترین وسیله برای دور کردن فکر از یک موضوع است و باعث می‌شود خودم را از فکر و خیال دیوانه نکنم؛
n re
۱
آن کسی که از پیش، آگاه‌تر است، برای رویارویی مجهزتر است