با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب لبخند مهتاب اثر ژولین آراندا

دانلود و خرید کتاب لبخند مهتاب

۲٫۶ از ۵ نظر
۲٫۶ از ۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب لبخند مهتاب  نوشته  ژولین آراندا  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب لبخند مهتاب

کتاب لبخند مهتاب داستانی از ژولین آراندا با ترجمه سمیه علیرضایی است. این داستان از زندگی مردی می‌گوید که به دنبال پیدا کردن رویاهایش سفری طولانی را آغاز می‌کند و در این میان ملاقاتی، مسیر زندگی‌اش را عوض می‌کند.

درباره کتاب لبخند مهتاب

داستان لبخند مهتاب در جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتد. نازی‌های آلمان روستایی را تحت کنترل خود درمی‌آورند ولی افسری آلمانی به کمک آن‌ها می‌شتابد و اجازه اینکار را به آن‌ها نمی‌دهد. بعد از اینکه روستا آزاد می‌شود، مردم شورش می‌کنند تا انتقامشان را از نازی‌ها بگیرند و افسر آلمانی هم در این بلوا جانش را از دست می‌دهد. او قبل از مرگش تنها یک خواسته دارد و آن را با پائول درمیان می‌گذارد: دخترم را پیدا کن و به او بگو پدرش دوستش دارد.

پائول تصمیم می‌گیرد به جای کار کردن در مزارع و کشتزارها، سفر دریایی طولانی را آغاز کند و هنگام نگاه کردن به آبی بی‌کران دریا به اسرار زندگی فکر کند. او برای سفر آماده می‌شود چون این رویای همیشگی‌اش بوده است. ولی هیچگاه قولی را که به افسر داده است، فراموش نمی‌کند...

کتاب لبخند مهتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

اگر از خواندن رمان‌های خارجی لذت می‌برید، کتاب لبخند مهتاب را از دست ندهید. 

درباره ژولین آراندا

ژولین آراندا در سال ۱۹۸۲ در بوردو متولد شد و در جنوب غربی فرانسه بزرگ شد. او همیشه در حین تماشای اقیانوس اطلس  و رویاپردازی‌ بود. در نهایت و با الهام از سفرهایی که به آمریکای لاتین، آسیا و جزایر قناری کرده بود، اولین کتابش، لبخند مهتاب را نوشت.

بخشی از کتاب لبخند مهتاب

متأسفانه افراد کمی هستند که روز اول تولدشان را به یاد می‌آورند. جزئیات روز تولدم را چند سال بعد یکی از برادران بزرگ‌ترم برایم تعریف کرد. او گفت به‌محض اینکه دکتر و کشیش مرا در آغوش گرفتند، اخم‌هایم در هم رفت و شروع به گریه‌وزاری کردم. بابت از دست دادن جای دنج و راحت خود در شکم مادرم غمگین بودم؛ مکانی که همه‌چیز از آنجا شروع شد. مکانی که در آن هیچ‌چیز اهمیت نداشت، مکانی که در آن فقط سکوت بود و آرامش. ولی با به دنیا آمدنم یأس و ناامیدی در من رخنه کرده بود. هیچ چیز خوشایندی آن بیرون منتظرم نبود و اگر هم بود، باید جان می‌کندم تا به دستش بیاورم. شاید این سرنوشت من بود. شاید ملودی زندگی برایم در روشنایی روز نمایان می‌شد؛ ملودیِ لطافت به‌جای خشونت، صلح به‌جای ستیز، عشق به‌جای نفرت.

وقتی کشیش مرا در آغوشِ مادرم گذاشت، فریادم قطع شد، چون چشمه نومیدی ناگهان خشک شد. به‌نوعی حس کردم مادرم دوستِ من است؛ روشنایی من در تاریکی. از آن به بعد حضور یک زن به من احساس خوشایندی می‌داد؛ احساسی متفاوت از مردها. اما بعد معجزه واقعی تولد رخ داد. معجزه‌ای روحانی، نه ظاهری. لبخندِ جانانه‌ای زدم که هدیه‌ای بود به مادرم؛ کسی که هم از او جدا و هم جزیی از وجودش بودم. در آن لحظه، پرده‌ای از یک تئاتر در ضمیر ناخودآگاهم در حال اجرا بود و قهرمانانش در حال اجرای نمایشی بودند با سه نتیجه‌گیری: اول اینکه مراقب مردها و عطششان برای قدرت باشید. دوم اینکه هنگام سختی‌های زندگی لبخند بزنید ـ به قول مردم روستا لبخند زدن هزینه‌ای ندارد و سوم اینکه با اشتیاق زندگی کنید و هرگز در جست‌وجوی پناه بردن به ناامیدی نباشید. سپس در چشم‌هایم پرتوی ظاهر شد و مردمک‌هایم مثل مشعلی در شب درخشیدند.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
𝓓𝓻. 𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻
۱۳۹۹/۱۲/۰۸

داستان با تولد پسری متفاوت و احساسی و آرمانی شروع میشه تا تمام دوران زندگی این شخص تا مرگ پیش میره شخصی که به دنبال رویاهای خودش میره و به زندگی فراتر از زندگی خسته کننده خانوادگیش در مزرعه می‌خواد

- بیشتر
$کتاب دوست$
۱۴۰۱/۰۶/۱۱

داستان حول یه پسر میچرخه که خانوادش مجبورش میکنن مثل اونا کشاورز بشه ولی پسره خیلی بلند پروازه و میخواد ملوان بشه.و بعد هم به این آرزوش میرسه البته داستان پیچیده و تو در تویی داره. بعضی مسائل کاملا اضافی هستن

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۰)
. ابتدا نگران بودم که ماتیلد چنین خانهٔ محقری را می‌پسندد یا نه، ولی ماتیلد خوشحال بود که قرار است با من زندگی کند و از محقر بودن خانهٔ جدیدمان ناراحت نشد و تمام نگرانی‌های مرا همان ابتدا نیست کرد
$کتاب دوست$
«انسانیت داره به جهنم می‌ره.»
𝓓𝓻. 𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻
ثروت واقعی در قلب انسان نهفته است.
𝓓𝓻. 𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻
هیچ‌کس نمی‌تواند مرا مجبور به انجام کاری کند که خلاف خواسته‌ام باشد.
𝓓𝓻. 𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻
آداب و عادات همیشه ما را محدود می‌کنند.
𝓓𝓻. 𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻
تا زمانی که یک رؤیا فقط رؤیاست، انسان نمی‌تواند چیزی را که آن رؤیا از او می‌گیرد به‌درستی درک کند.
𝓓𝓻. 𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻
ژان می‌خواست به من کمک کند، بی‌هیچ چشمداشتی، فقط برای لذتِ کمک کردن به مردی که تا یک هفتهٔ قبل کاملاً غریبه بود.
$کتاب دوست$
«هرازگاهی میام به دیدنتون. من نمی‌خوام زندگیم رو با جمع کردن دسته‌های یونجه و درو کردن گندم بگذرونم. می‌خوام اون‌طوری که دوست دارم زندگی کنم، به روش خودم. فقط همین.»
$کتاب دوست$
زندگی انسان‌ها از این‌گونه پیشامدهای شانسی و انتخاب‌ها شکل گرفته است.
$کتاب دوست$
مادرم یکی از آن زن‌هایی بود که می‌بخشید بی‌آنکه انتظار جبران داشته باشد.
$کتاب دوست$

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۴۸ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۹/۰۹
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱-۳۱۹-۴
تعداد صفحات۲۴۸صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۹/۰۹
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱-۳۱۹-۴