با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
منم، مرجان!

دانلود و خرید کتاب منم، مرجان!

۳٫۲ از ۱۶ نظر
۳٫۲ از ۱۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب منم، مرجان!  نوشته  سیده‌مرجان اخلاقی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب منم، مرجان!

کتاب منم، مرجان! رمانی جالب نوشته سیده مرجان اخلاقی است. این کتاب داستان زندگی دختری به نام مرجان قاصد است که همیشه مورد بی‌مهری پدر و مادرش قرار ‌گرفته است ولی حالا زندگی‌اش تغییراتی می‌کند. 

درباره کتاب منم، مرجان!

کتاب منم، مرجان! داستان زندگی دختری به نام مرجان قاصد است. مرجان در تمام عمر مورد بی‌مهری پدر و مادرش بوده است. اما حالاکه بیست و شش ساله شده است، حسابی تغییر کرده. مرجان به دختری خشن و بی‌رحم تبدیل شده است. اما بعد خودش را به دردسری می‌اندازد. حالا باید برای حفظ جانش هم که شده، مدتی پنهانی زندگی کند. این زندگی جدید و عجیب او را به خانه پیرزنی می‌برد که قوانین عجیبی دارد. قوانین که مرجان را تا مرز عاشق شدن پیش می‌برد. مرجان می‌کوشد که زندگی‌اش را از نابودی نجات دهد، خودش را و عشقش را اثبات کند و ...

کتاب منم، مرجان! را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

علاقه‌مندان و دوست‌داران رمان‌ها و ادبیات داستانی ایرانی از خواندن این کتاب لذت می‌برند. 

بخشی از کتاب منم، مرجان!

منم، مرجان... مرجان قاصد... یک دهه شصتی متولد اردیبهشت. از همان‌هایی که توی فالشان همیشه می‌گویند آدم احساساتی و مهربانیست! ولی خب جانم بگوید برایتان که آدم عاقل زیاد هم نباید توی قید و بند فال و طالع‌بینی باشد، چون همه‌اش که درست نیست. مثلاً یکی‌اش همین که من چندان هم آدم مهربان و رمانتیکی نبوده‌ام! تا قبل از اینکه به سن بیست و شش سالگی برسم، دقیقاً هفده شغل ثابت تمام‌وقت، سه شغل نیمه‌وقت و البته تا دلتان بخواهد شغل‌های پاره‌وقت با درآمدهای غیرقابل‌پیش‌بینی تجربه کرده‌ام! یکی از پرکارترین دختران فامیلی که سال به سال نمی‌بینمشان، یکی از پرمشغله‌ترین اعضا خانواده از هم پاشیده‌ام و در بین دوستان کم‌معرفتم یکی از پردرآمدترین عضو گروه چهار نفره‌مان بوده‌ام! فکر می‌کنم این گزارش برای کسانی که همیشه می‌گویند جوانان بیکارند، کمی مشکوک به نظر می‌رسد! یعنی می‌خواهم بگویم در همین تجربیات اقتصادی که داشته‌ام، اصلاً آدم رمانتیکی شناخته نشده‌ام! یادم نمی‌آید یک‌بار هم که شده یک نفر گفته باشد تو دختر مهربان هستی! حتی یک نفر!

اینکه این آمار را تا روز تولد بیست و شش سالگی‌ام حساب می‌کنم، به دلیل مهم بودن روز تولدم است! البته می‌دانم! حواسم هست که روز تولد همهٔ آدم‌ها روز به خصوص و خاطره‌سازی است؛ اما تولد بیست و شش سالگی‌ام، یعنی غروب روز شنبه، پنجم اردیبهشت ماه، روز تولد دوبارهٔ من است. برای همین سعی می‌کنم، همه وقایع را طوری تعریف کنم که متناسب با این تاریخ عطف باشد. یعنی اگر بخواهیم پنجم اردیبهشت را روز زنده شدن دوباره‌ام حساب کنیم، قبل از آن می‌شود دوران ماقبل از تولدم! نه فقط دورانی که یک جنین بوده‌ام! البته دوران جنینی‌ام هم داستان‌های خاص خودش را دارد که بیشتر به پدرم و مادرم مربوط است و من در شکل‌گیری آن بیشتر از یک جنین سهم نداشته و ندارم، اما در زندگی‌ام بسیار تأثیرگذار بوده است... مهم‌ترین نقطه عطف داستان این دوران، این بوده که خانواده‌ام، مرا نمی‌خواسته‌اند... همین! خودتان بهتر می‌توانید تا ته ماجرا را حدس بزنید! و بیست و شش سال، هر بار که تولدم را جشن گرفته‌ام، به این فکر کرده‌ام که مادرم پیش از تولدم، چندین و چند راه را برای سقطم امتحان کرده است؟! و پدرم، چندین و چند هزار بار به خاطر وجود من، مادرم، خودش و سرنوشت را سرزنش کرده است؟! 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۸)
kiana2011
۱۳۹۹/۱۲/۰۹

متاسفانه نتوتستم تمومش کنم بس که کسل کننده بود

مری و راه های نرفته اش
۱۴۰۰/۰۳/۱۰

خلاصه: داستان در خصوص دختری به نام مرجان است که بر عقیده خودش در همه تصمیم های زندگیش بر اساس سه اولویت زندگی کرده است، اول خودش، دوم خودش و سوم هم خودش و معتقد است آخرین بازمانده جماعت متمدن

- بیشتر
tazi
۱۳۹۹/۱۱/۱۰

خیلی دوستش داشتم، قلم نویسنده روان و سلیس بود و سیر تحول مرجان و خیلی خوب روایت کرد، اما اگر دوستان، مذهب و عقاید مذهبیو تحجر و فناتیک می دونن اصلأ این کتاب و نخونن چون حالشون بد میشه!!!

س.قند
۱۳۹۹/۰۹/۱۷

متاسفانه نویسنده تمام افکار فناتیک و متحجرش وارد کتاب کرده خیلی ناامید کننده بود واقعا

م
۱۳۹۹/۱۰/۰۲

عالی

aayeh
۱۴۰۰/۰۱/۰۷

کتاب جالبی بود، کنشهای قابل تاملی داشت، استدلالها قابل تامل بود، میشد قطب مثبت و منفی داستان را درک کرد، اما در عین حال گاهی زود سر اصل مطلب میرفت، در قسمتهایی که نیاز به توضیح بیشتر بود خلاصه و

- بیشتر
پریسا ۱۲۳۱۳۹۵
۱۴۰۰/۰۱/۰۹

من اصلا این کتاب نمی خونم و نخواهم خوند کسی که کتاب های نویسنده دیگه نظر بی خود بده معلومه کتاب خودش ارزش خوندن نداره یه کتاب نوشته فکر کرده نویسند 😏

کاربر ۱۳۵۸۸۱۹
۱۳۹۹/۱۱/۲۰

داستانی اغراق امیز هم در خوبیها وهم بدیها اونم درحجم زیاد وخسته کننده کتاب. واقعا توهمه چی شورشو دراورده بود .

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۸)
وقتی چیزی که برایت عزیز است، جلوی چشمت نباشد، نگرانش می‌شوی... نگرانم! برای عزیزی که پیش چشمم نیست.
"یک رهگذر"
خاصیت همه دخترها همین است، کسی را که بشود به او محبت کرد بیشتر از کسی که محبت می‌کند دوست دارند! چرایش هم زیاد معلوم نیست!
"یک رهگذر"
وقتی چیزی مثل انسانیت در وجود آدمی شروع به تبلور می‌کند، همراهش وجدان هم بیدار می‌شود، پشت سرش قضاوت خودِ وجود آدم هم پیش می‌آید... بعد به خودش می‌آید و می‌بیند ای دل غافل، چقدر از حقیقت دور بوده... بعد؛ ترسی وحشتناک سراغش می‌آید «آیا فرصت جبران گذشته رو دارم؟!»
tazi
غریبی همین است دیگر! هر جا که باشی، انگار هیچ جا نیستی.
"یک رهگذر"
منی که تمام عمرم رها بوده‌ام خوب می‌دانم وابسته بودن چقدر می‌تواند ترسناک، عجیب و در عین حال به طرزی باورنکردنی جذاب باشد!
tazi
اما من هم چیزهایی فهمیده بودم که پارسال محرم نمی‌دانستم... مهم‌ترینش عشق خانوادگی بود که وقتی بحرانی پیش می‌آید، اعضای خانواده، همدیگر را متهم نمی‌کردند. فاطمه زهرا (س) شوهرش را متهم نمی‌کرد که به خاطر تو به این روز افتاده‌ام... یا رقیه (س) به پدرش گله نمی‌کرد که به خاطر تو راهی بیابان و اسیر مشتی آدم وحشی شده‌ایم. ایمان عجیبی بین این افراد بود... اعتمادی خاص که من هنوز درکش نکرده بودم و هیچ اسمی جز عشق نمی‌توانستم روی آن بگذارم
tazi
وقتی عاشورا را درک می‌کنی، بی‌شمار ایدهٔ خوب برای ساختن زندگی خوب پیدا می‌کنی؟! از جمله کم نیاوردن! نترسیدن! فقط و فقط به موفقیت اندیشیدن! حسین (ع) چه کرده بود؟! روی خیلی‌ها را کم کرده بود! چیزی که خیلی‌ها عرضه‌اش را نداشته و ندارند! پایش بیفتد، پا پس می‌کشند! حسین (ع) چه کرده بود؟! با زن و بچه و اهل و عیال، مردانه روی حرفش مانده بود... بدون اینکه توجیه و دلیل و بهانه بیاورد! این همان چیزی بود که اگر من یاد می‌گرفتم توی زندگی‌ام داشته باشم، خیلی چیزها قشنگ‌تر می‌شد!
tazi
ما برای آدم شدن به اینجا اومدیم! برای اینکه دین خدا رو زنده نگه داریم! دیگ و قابلمه رو که همه بلدند بار بذارن! اگرم قصدمون سیر کردن شکم مردم بود، یه جور دیگه می‌شد انجامش داد... چرا باید این‌همه راه بیایم؟!
tazi

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۵۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۹۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۸/۰۷
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۷۲-۹۹۲-۹
تعداد صفحات۶۵۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۹۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۸/۰۷
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۷۲-۹۹۲-۹