معرفی و دانلود کتاب شب‌های بی‌ستاره + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب شب‌های بی‌ستارهsubscriptionAvailable

کتاب شب‌های بی‌ستاره

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۵۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
مرضیه نفری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب شب‌های بی‌ستاره

شب‌های بی‌ستاره نام رمان نوجوانِ تازۀ شهرستان ادب، به قلم مرضیه نفری است. 

 درباره کتاب شب‌های بی‌ستاره

شب‌های بی‌ستاره داستان دختری به نام ستاره است که در قم، با دو خواهر و پدر و مادرش زندگی می‌کند اما جنگ و حواشی آن، زندگی این خانواده را دستخوش تغییر می‌کند.

این اثر را می‌توان به‌نوعی، روایت تأثیرات جنگ بر  زندیگ و روحیات یک دختر دانست و محور قوی‌تری که در داستان شکل گرفته‌ است، مسئلۀ بلوغ و مشکلاتِ ناشی از آن است. متأسفانه، بلوغ و حواشی آن و آموزش‌های مرتبط با آن، از جمله مواردی ا‌ست که خانواده‌های ایرانی آن را غالباً نادیده می‌گیرند و در‌عین‌حال انتظارِ بهترین نتیجه‌ها و رفتارها را نیز از فرزندان خود دارند. 

چیزی که بیشتر در این رمان با آن روبه‌رو هستیم، تأثیرات، تغییرات و درگیری‌های درونی و رفتاری یک نوجوانِ دختر در این دوره است.

ستاره، علاوه بر مشکلات بیرونی و خانوادگی‌اش، باید با احساس‌های متفاوت و گاهی جدیدی  که در خود می‌بیند کنار بیاید، و درعین‌حال که با آن‌ها کلنجار می‌رود، راه حلی برای کنترل کردن آن‌ها و جهت‌دهی‌شان در مسیر درست پیدا کند.

 خواندن کتاب شب‌های بی‌ستاره را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 این کتاب داستان خوبی برای گروه سنی نوجوان و والدین آنها است.

بخشی از کتاب شب‌های بی‌ستاره

بابا همه‌چیز را برایم ممنوع کرده بود. هرجا می‌خواستم بروم باید با مامان می‌رفتم. برای من بهتر شده بود، من که جایی نمی‌رفتم. بابا گفته بود خودش خرید می‌کند. اگر هم لازم شد سارا را بفرستند. سارا خریدکردن بلد نبود؛ بیرون که می‌رفت لال می‌شد.

با مامان رفتیم انبار. مامان صبح زود می‌رفت و تا ظهر نشده هم برمی‌گشت. خیالش از خانه راحت بود. سمانه غذا می‌پخت و خانه را جارو می‌کرد. زن‌ها نبودند. انبار خلوت بود. خانم فهیمی مشغول شمردن بسته‌های کوچک نمک بود.

‌- ‌ بَه ام‌البنین خانم!... کم‌پیدا شدی!

مامان کیفش را گذاشت روی موکت و گفت: «چی بگم والله!... کارهای خونه مگه می‌ذاره! از همه بدتر... این دختر هر روز یه دردسر درست می‌کنه»

‌- ‌ ای بابا... ستاره که خانمه!

اشاره کرد که پیشش بنشینم و شلوارها را بشمارم.

‌- ‌ هفته پیش ده تا طاقه از این پارچه‌ها آمده بود. باید ببینیم چندتا شلوار دوختیم. این‌هایی که من شمردم صد و پنجاه‌تا شده.

شلوارها راه‌راه آبی داشت. مشغول شمردن شدم. مامان پرسید: «انبار خلوته... بقیه کجان؟!»

خانم فهیمی دفترش را از کیف برّاقش درآورد و جواب داد: «قرار بود برن حرم، تشییع شهدا، داداش زهراخانم هم تو این عملیات بوده، آوردنش.»

مامان سرش را به بالا تکان داد... یعنی خبر ندارد.

‌- ‌ کِی؟!... چرا من خبردار نشدم؟! این دو روز نتونستم بیام بیرون. چه‌طور زینت‌خانم چیزی بهم نگفت؟! باید برم بهش سر بزنم. اگه این ورپریده هوش و حواس بذاره!

همه‌چیز را تقصیر من می‌انداختند. صدای بع‌بع گوسفند توی حسینیه پیچیده بود. مردها خانم فهیمی را صدا می‌کردند. خانم فهیمی به من اشاره کرد و گفت: «خدا خواست امروز شما بیایین کمک من... ستاره برو ببین چه‌کار دارن؟!»

رفتم ته سالن، جایی که موکت سبز انداخته بودند و مخصوص پاک‌کردن سبزی بود. دو گوسفند را با طناب بسته و سر طناب را به دستگیره پنجره وصل کرده بودند.

‌- ‌ بله؟!... کار داشتین؟!... خانم فهیمی گفت به من بگین.

پسری که کنار گوسفند روی زمین نشسته و ظرف آب را جلوی دهان گوسفند گرفته بود، برگشت. نگاهی به من کرد و گفت: «این دو تا را باید بکشیم!... حاج‌رحیم می‌آد الان، ولی یخچال‌ها خوب کار نمی‌کنن... برو به خودش بگو بیاد!»



برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب شب‌های بی‌ستاره و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابشب‌های بی‌ستاره
موضوعداستان کودک و نوجوانان
نویسندهمرضیه نفری
انتشاراتانتشارات شهرستان ادب
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۰۷/۲۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۳۳ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۱۴۵-۲۰-۲
تعداد صفحه‌ها۱۶۰ صفحه
قیمت کتاب۳۸۴۰۰ تومان
برچسبآمادگی دفاعی سال 99

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

matin
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۸

من این کتابو امانت از یکی گرفتم خیلی خوب بود

۳
مانا_حمیدی
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۶

بیان قشنگ و دوست داشتتی داشت اما میتونست یکم موضوعات بیشتری رو در خودش جا بده.یه مقدار یکنواخت بود.❤🦋

۲
نگار
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۷

عالی

۰
Askari
۱۴۰۱/۰۶/۲۶

داستان قشنگی داشت و قلمش هم خوب بود ولی یکم کشش زیاد بود

۰
نگین
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۳۰

کتابش خیلی قشنگه

۱
mobina,beyrami
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۱۰

رمانی در دوران دفاع مقدس بسیار بسیار جالب و عاشقانه میتونم بگم یکی از بهترین کتاب هایی هست که خوندم پیشنهاد میکنم شما هم حتما مطالعه کنید من این کتاب رو از خود خانم نفری امانت گرفته بودم وبعضی جاهاشو...بیشتر

۰
book worm
۱۴۰۰/۰۲/۲۲

سلام ، اگه کسی چندین تا کتاب مثل این می‌شناسه ممنون میشم بهم معرفی کنه ، اگر کتابهای ایرانی و نوجوانانه که قلمشون مثل این باشه میشناسید بهم بگید ، خیلی ممنون ♥️(به جز هستی و روح عزیز )

۸
parisa
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۶

برای درس دفاعی باید از بین چندین کتاب یک کتاب بخونید من شب های بی ستاره وابنبات هل دار پیشنهاد میکنم

۰
(:
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۳

واقعا کتاب خوبیه مخصوص نوجوانانه توصیه میکنم بخونید چون عالیه

۳
Nazgol
۱۳۹۹/۱۰/۲۸

کتاب عالی بود. خودم را جای سارا و ستاره میدیدم. زندگی خودمان را در این کتاب حس کردم. عاشقانه، صمیمی و دوست داشتنی. دخترها حتما این کتاب‌ را بخوانند. حتی به پریود دخترهای نوجوان هم اشاره شده

۰
feri
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۲۲

بسیار کتاب عالی و جذابی بود. واقعا تحت تاثیرش قرار گرفتم. و دوست داشتم که آخر کتاب همین طور پیش بره.

۰
کاربر ۲۷۲۰۲۲۷
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۸

خیلی ممنون بابت نوشتن این کتاب خیلی لذت بردم

۰
f.emami
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۵

خانم نفری عزیز نویسنده نامبر وان ایران. واقعا این داستان فوق العاده اس🌈🩷

۰
Mobina B
۱۴۰۴/۱۱/۱۱

مرضیه نفری از مربیان من بودند و واقعا قلم گویش زیبایی داشتند ❤️🫶🏻

۰
Atefe
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۱

دلنشین بود. انقدر فضاسازی و توصیفاتش قشنگه که با خوندنش حس میکنی تو دل قصه ای.

۰

بریده‌هایی از کتاب

parisa
۴
زندگی با آن چیزی که ما فکر می‌کردیم، خیلی فرق دارد
نویسا
۳
هرچی بود من نامه را داده بودم، خیالم راحت شده بود. میرزایی می‌گفت: «عمرا پسری بتونه از عشق یه دختر بگذره!...» یعنی نامه را خوانده بود؟! شاید داشت برایم جواب می‌نوشت، سعی می‌کرد مثل من خوش‌خط بنویسد، شاید هم نتواند. همه که خط‌شان مثل من خوب نیست.