هرچی بود من نامه را داده بودم، خیالم راحت شده بود.
میرزایی میگفت: «عمرا پسری بتونه از عشق یه دختر بگذره!...»
یعنی نامه را خوانده بود؟! شاید داشت برایم جواب مینوشت، سعی میکرد مثل من خوشخط بنویسد، شاید هم نتواند. همه که خطشان مثل من خوب نیست.
نویسا