معرفی و دانلود کتاب مدرسه جاسوسی؛ جلد ششم + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب مدرسه جاسوسی؛ جلد ششمsubscriptionAvailable

کتاب مدرسه جاسوسی؛ جلد ششم

عملیات شناسایی

نوع کتاب
۴.۶ امتیاز(از ۹۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
استوارت گیبز، مریم رفیعی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مدرسه جاسوسی؛ جلد ششم

کتاب مدرسه‌ی جاسوسی؛ جلد ششم نوشته استوارت گیبز است. این کتاب را انتشارات پرتقال با ترجمه مریم رفیعی منتشر کرده است. در این کتاب هفت جلدی می‌خوانید چطور یک دانش‌آموز ساده آموزش آموزش می‌بیند که جاسوس باشد.

درباره کتاب مدرسه‌ی جاسوسی؛ جلد ششم

استان بِن ریپلیه، شاگرد ممتاز و نابغه‌ی ریاضی ۱۲ ساله است. آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا از او می‌خواهد به آکادمی فوق محرمانه‌ی اَبَرجاسوس‌های آینده بپیوندد. اما در حقیقت بن یک طعمه است برای بیرون کشیدن یک جاسوس دوطرفه و خطرناک.

مجموعه‌ی هفت جلدی مدرسه‌ی جاسوسی یک مجموعه‌ی بسیار متفاوت است که همه‌ی چیزهای محرمانه را درآن پیدا می‌کنید. بنجامین که یه نابغه‌ی ریاضی ۱۲ ساله ا‌ست وارد مدرسه‌ی جاسوسی می‌شود و آن‌جا تجربه‌های عجیب و سختی را پشت سر می‌‌گذارد. این مجموعه پر از ماجراجویی و اتفاقات جذاب است.

خواندن کتاب مدرسه‌ی جاسوسی؛ جلد ششم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام نوجوانان و کودکان علاقه‌مند به داستان‌های پرهیجان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب مدرسه‌ی جاسوسی؛ جلد ششم 

مایک دوروبرش را نگاه کرد و وقتی دید اثری از زویی نیست، دهانش از تعجب باز ماند. «نمی‌دونم! همین الان این‌جا بود.»

توی جنگل دویدم به سمت آخرین جایی که زویی را دیده بودم. برای اولین بار در منطقه‌ای بودیم که بوته‌های انبوه زیادی نداشت و فقط تنهٔ نخل‌های باریکی دورتادورش را گرفته بودند. می‌توانستم از هر جهت چندین متر آن طرف‌تر را ببینم؛ این یعنی زویی باید در دیدرسم می‌بود. «چه بلایی سرش اومده؟»

مایک پرسید: «من از کجا بدونم؟ الان این‌جا بود، حالا نیست! شاید پلنگی چیزی شکارش کرده.»

اریکا گفت: «مکزیک پلنگ نداره.» بی‌خیال مورِی را پرت کرد کنار و سریع آمد پیش ما. «اگه چیزی شکارش کرده باشه، جگوار۵۹ بوده.»

مورِی گفت: «یا شاید یه کروکودیل گنده.»

اریکا پرسید: «کروکودیل این‌قدر دور از آب چی کار می‌کنه؟»

مورِی پیشنهاد داد: «مهاجرت؟»

به هردویشان گفتم: «این حرف‌ها هیچ کمکی نمی‌کنه!» برگشتم سمت مایک تا سؤال دیگری ازش بپرسم.

ولی مایک هم غیب شده بود.

پرسیدم: «مایک کو؟»

مورِی جیغ زد: «اون هم غیبش زد! شاید آدم‌فضایی‌ها دزدیدنشون!»

گفتم: «امکان نداره.»

مورِی پرسید: «توضیح بهتری داری؟»

به دو دلیل جوابش را ندادم. اول این‌که توضیح بهتری نداشتم.

دوم این‌که سقوط کرده بودم داخل پوستهٔ زمین.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مدرسه جاسوسی؛ جلد ششم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابمدرسه جاسوسی؛ جلد ششم
عنوان دیگرعملیات شناسایی
موضوعداستان کودک و نوجوانان
نویسندهاستوارت گیبز
مترجممریم رفیعی
انتشاراتانتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۱/۲۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۰۴ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۵۴۱-۸
تعداد صفحه‌ها۲۸۸ صفحه
قیمت کتاب۲۱۰۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه مدرسه‌ی جاسوسی، کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۹

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Hana
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۰۱

فوق العاده!!! بی صبرانه میرم جلد بعدیشو بخونم.

۰
--ghazal--
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۱۵

این کتاب هم مثل بقیه ی جلد های مدرسه جاسوسی عااااااالی و جذاب و فوق‌العاده و خلاصه ی همه چی تموم بود

۱
ف.س
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۸

مجموعه مدرسه جاسوسی بهترین کتابیه که تو عمرم خوندم. تا حالا چنین کتابی نخونده بودم. بییییییییییییییی نظیره. اگه نخونید 9 دهم عمرتون بر فناست

۲
k
۱۴۰۱/۱۱/۳۰

این جلد از اسپای اسکول هم مثل بقیه ی جلد هاش مححححححححححححشره و به قول اشلی : عاااااارکس 🍩❤️❤️💚💚💜💜💛💛🧡🧡💙💙🍩

۰
(:دختر کتابخوان:)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۰۴

👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻عالی ,

۰
mojtaba
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۲۵

این کتاب و جلد های دیگرش عالی هستند این کتاب در مورد بچه ای هستش که به یک جاسوس تبدیل میشه و د مدرسه جاسوسی تحصیل. میکنه و ماجراهای جالبی پشت سر میگذارهمن از خواندن این کتاب حس خیلی خوبی...بیشتر

۰
Taraneh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۰۵

بسیار عالی بود ، به شما هم پیشنهاد می کنم این مجموعه جذاب رو بخونید👌🏻

۰
خوره کتاب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۰۷

عالی دم طاقچه گرم با این کتاب های فوق‌العاده اش 👍👍👍👍

۰
پسری که زنده ماند
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۰

بهترین مجموعه کتابی که خوندم همش پر از هیجانه

۰
!...!
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۱۶

وای واقعا عالی بود . این جلد خیلی قشنگ و پر ماجرا بود و واقعا خوشحال شدم که ادامش به جلد بعدی موکول شد چون اینطوری داستان جذابش ادامه پیدا میکنه. واقعا خیلی خوب چه وقتی تو مکزیک گم شده بودن ،چه...بیشتر

۳
BookLover
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۲۹

کتاب خیلی خوبیه حتما بخونید

۰
《ARIA》
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۷

این کتاب بهترین کتاب مجموعه مدرسه جاسوسی با اختلاف است. ولی محدودیت سنی +14باید داشته باشه؛

۳
kavion
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۲۳

خیلی عالی بود. مجموعه ی مدرسه جاسوسی جوریه که اصلا از خوندنش خسته نمیشید. این جلدش هم متفاوت با جلدهای قبلی بود و خیلی هیجان انگیز و جذاب بود

۰
j
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۰۸

این جلد از مجموعه هم واقعا خوب بود😍 بن مثل همیشه نابغه بودن خودشو ثابت کرد هیجان این جلد هم واقعا به اندازه و به موقع بود و غافلگیری هاشو خیلی دوست داشتم:) و الان که یک جلد تا نابودی... مونده واقعا هیجان...بیشتر

۰
نورا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۲۸

عالی بود احسنت لطفا از اینجور کتاب ها بیشتر بزارید

۰

بریده‌هایی از کتاب

پیگیری
۱۳
«امروز رفتم زیپ‌لاین‌سواری. فکر کنم یه نُه متری از زمین فاصله داشتیم. خیلی ترسناک بود. ولی از پسش براومدم. محشر بود! تو چی؟ امروز کار هیجان‌انگیزی انجام دادی؟» مایک بهش گفت: «هواپیمام سقوط کرد. تازه، کروکودیل‌ها بهم حمله کردن، افتادم توی یه سنوت و یه شهر گمشدهٔ مایایی رو کشف کردم.» دختر مات و مبهوت نگاهش کرد و بعد هرهر خندید. «دستم انداختی، نه؟» مایک گفت: «شاید.»
ناشناس خاص
۱۲
کاش مردم کمی ساده‌تر بودند
ک.ت.ا.ب
۱۲
اریکا افتاده بود روی دندهٔ لج. «و اون‌ها می‌دونن که ما این رو می‌دونیم. واسه همین در واقع از ما انتظار دارن خلافِ خلافِ چیزی رو که بقیه ازمون انتظار دارن، انجام بدیم. یعنی فرار کردن. واسه همینه که الان داریم خلافِ خلافِ خلافِ کاری رو که ازمون انتظار دارن انجام می‌دیم؛ یعنی همین‌جا موندن.»
☆...○●arty🎓☆
۹
مورِی همان‌طور کف کابین دراز کشیده بود و داشت برای اطمینان دعا می‌کرد. در فاصلهٔ کوتاهی شنیدم که دین مسیحیت، یهودیت، اسلام، آیین بودا، شینتو، زردشت و چندتای دیگر که تا حالا حتی اسمشان را هم نشنیده بودم، پشت سر هم ردیف کرد.
پیگیری
۸
مورِی داوطلب شد. «من این کار رو می‌کنم! من اصول اخلاقی سرم نمی‌شه.» اریکا گفت: «واسه همین بهت اعتماد ندارم. به محض این‌که بذارم با کارت اعتباری بری، بعید نیست یه جت خصوصی به مقصد ریو اجاره کنی.» تعجب روی صورت مورِی که آغشته به چربی ژامبون و سس شکلات بود، نشست. مثل این‌که دقیقاً همین فکر به ذهنش خطور کرده بود.
Hlia
۷
کوتاهی شنیدم که دین مسیحیت، یهودیت، اسلام، آیین بودا، شینتو، زردشت و چندتای دیگر که تا حالا حتی اسمشان را هم نشنیده بودم، پشت سر هم ردیف کرد.
پیگیری
۶
سایرس زیر لب گفت: «به شرطی که مثل همیشه ده قدم از ما جلوتر نباشن. اجازه نمی‌دم فقط بن رو به عنوان نیروی کمکی برداری و بری تو دهن شیر. درسته که بچهٔ باهوشیه، ولی مهارت‌های بقای شخصی‌ش قد یه جیرجیرک هم نیست.» گفتم: «اوممم... من همین‌جام‌ها.»
rozhin
۶
«آره. مسئله این‌جاست که... من چند ساله اریکا رو می‌شناسم و اصلاً نمی‌دونستم مادر هم داره.» کاترین خندید. «فکر کردی از تخم دراومده؟»
پیگیری
۵
نگاه سرد اریکا به زویی سردتر از قبل شد. «جدّ من یه بار سه ماه شکنجه رو تو زندان ائتلافی‌ها تحمل کرد و تسلیم نشد. اون وقت تو یه زندانی رو بعد از چند دقیقه آواز خوندن آزاد کردی؟» مورِی ظاهراً دوست نداشت زویی بیشتر از این سرزنش شود، برای همین به کمکش آمد. سرش را عقب داد و از ته حلقش شروع کرد به آواز خواندن. از هر چیزی که می‌توانستم تصور کنم بدتر بود. کشیده شدن ناخن روی تخته‌سیاه به گَرد پای آواز خواندن مورِی نمی‌رسید. پل ای از شدت وحشت جیغ کشید و دوباره خودش را مثل جنین مچاله کرد.
rozhin
۵
«تو مشکلی داری؟» گفتم: «یه مشکل نه. یه عالمه مشکل دارم.»