معرفی و دانلود کتاب دختر پیچ + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دختر پیچsubscriptionAvailable

کتاب دختر پیچ

نوع کتاب
۳.۱(از ۲۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
سعیده شفیعی
انتشارات: 
نشر چرخ

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دختر پیچ

کتاب دخترپیچ اولین رمانِ سعیده شفیعی‌ است. افسانه‌ای محلی وجود دارد که هرکس زعفران بکارد نفرین می‌شود و خوشبخت نمی‌شود این کتاب با نگاه به این افسانه داستان خودش را روایت می‌کند.

درباره کتاب دختر پیچ

این کتاب روایتی عمیق و عاشقانه را برای مخاطب بازگو می‌کند. نامِ رمان که برگرفته است از واژه‌ای در کارِ کاشتنِ زعفراناست. چیزی که در جای‌جای کتاب با داستان گره خورده است. رمان دو داستانِ مجزا دارد که در نقطه‌ای همدیگر را قطع می‌کنند؛ یکی روایتِ پسری که کارمند اداره مالیات است و ساکن مشهد که پدرش او و مادر و زمین‌های زعفران‌شان را ول کرده و در جایی که هیچ‌کس خبر ندارد گم شده است، و یکی داستان دختری که در ملاقاتی کاری دل به این مرد می‌بازد. 

خواندن کتاب دختر پیچ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمم علاقه‌مندان به داستان ایرانی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب دختر پیچ

ترجیح می‌دادم مادرت را این‌طور خطاب کنم. نه به این دلیل که می‌دانستم به مادرت خیلی وابسته‌ای و روابط حسنهٔ من و او می‌تواند ما را هم بیشتر به یکدیگر نزدیک کند، نه برای اثبات این‌که دعوای عروس و مادرشوهر دیگر کلیشه‌ای شده و به تاریخ پیوسته است و نه حتا برای آن‌که نشان بدهم دخترِ با محبتی‌ام. لزومی نداشت. توی این دو سال خودم را به اندازهٔ کافی نشان داده بودم. این کلمه به خودم لذت عجیبی می‌داد. یک جور دوست داشتنِ خودم بود؛ احترام به خودم.

ندیده دوستش داشتم. زنی که دست‌تنها چنین پسری تربیت کرده باید دوست‌داشتنی باشد. کلی حرف داشتم برای گفتن ولی حالا دیگر مردد شده‌ام و دستم به گوشی تلفن نمی‌رود. دو روز است که دارم به واکنش‌های احتمالی‌اش فکر می‌کنم: این‌که جوابم را ندهد یا تلفن را قطع کند؛ یا بدتر، فحشی بدهد و بگوید پایت را از زندگی پسرم بیرون بکش. به‌هرحال مادر است دیگر. مثل همهٔ مادرها حتماً می‌ترسد از این‌که دختری از راه برسد و پسرش را بدزدد و از او جدا کند و ببرد یک شهر دیگر

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دختر پیچ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:دختر پیچ
موضوع:رمان، عاشقانه، داستان ایرانی
نویسنده:سعیده شفیعی
انتشارات:نشر چرخ
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۵/۰۲/۱۰
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۷.۵۵ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۷۴۰۵-۳۲-۱
تعداد صفحه‌ها:۱۶۳ صفحه
قیمت کتاب:۱۱۷۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Elina Asg
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۳

رمان دو داستان جدا رو روایت می‌کنه و روایتی غیرخطی داره. یکی زمان حال و در مورد پسری که اقتصاد خونده، ساکن تهرانه و دختری که در ملاقاتی کاری دل به این مرد می بازه و روایت دوم در مورد...بیشتر

۰
میلاد پرنیانی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۱۲

نمی دانم نویسنده در حال سپری کردن دوران حبس خود در زندان است یا به قید وثیقه آزاد شده. به هر روی برای ایشان آرزوی آزادی، تندرستی و موفقیت دارم. درباره داستان راستش تا به حال رمان عاشقانه نخوانده بودم،...بیشتر

۰
گراناز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۲۱

غم رو میتونیتو تمام صفحه ها لمس کنی.. ولی پایانشو دوشت نداشتم تکلیف هیچی مشخص نشد برام.. فقط یه غم به غمام اضافه شد‌..

۰
ldnfatemi
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۹/۲۵

طریقه روایت داستان را دوست داشتم ولی پایان بندیش را نه ! علاوه بر اون که یه تلخی سراسر داستان حاکم بود که تا آخر هم تموم نشد .

۰
Faran
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۸

داستان قشنگ و عاشقانه ای هستش که خیلی روان جلو میره. حس خوبی داشت...

۰
mirtabar
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۱۸

داستان از زبان چند نفر بیان میشد و گاهی راوی را گم میکردم همینطور داستان کشش لازم را نداشت.

۰
باران
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۰

روایت عاشقانه و غمگینی داشت از جزییات بسیار لذت برم و برعکس بقیه تغیر راوی اذیتم نکرد و برام تازگی داشت باعث میشد یکم بیشتر به قصه و شرایط طرفی که داره تعریف می‌کنه فکر کنم .

۰

بریده‌هایی از کتاب

میلاد پرنیانی
۵۰
امید، هر چه‌قدر هم که بیهوده باشد باز امید است.
باران
۴
با گفتن هر راز یک فشنگ از خشابت کم می‌شود و دیگر هم جایش پُر نمی‌شود.
میلاد پرنیانی
۳
بدون قلب زیستن راحت‌تره.
میلاد پرنیانی
۳
چرا باید به چیزهایی بچسبم که مال من نیست؟
باران
۳
آدم همیشه عاشق چیزی می‌شود که حسرتش را داشته.‌
میلاد پرنیانی
۲
سی‌سالگی در ایران سن مهمی است؛ خصوصاً اگر زن باشی. مامان که می‌گوید آدم باید تا سی‌سالگی راه و مسیر زندگی‌اش مشخص شده باشد.
میلاد پرنیانی
۲
از این آت‌وآشغال‌ها درست می‌کنن و می‌دن دست بچه‌های مردم، اسمش رو هم گذاشته‌ن تولید ملی
میلاد پرنیانی
۲
از آن کتاب‌فروش‌ها بود که در بحبوحهٔ سال‌های اول اصلاحات کارشان را شروع کردند. انگار توی قطار، دختر دانشجویی کنارش بوده که گفته ممنوعه‌ها و نایاب‌ها را هم دوسه‌روزه مثل آب خوردن جور می‌کند. پای کارش هم می‌ایستد و هر چند وقت یک‌بار می‌رود زندان. بعد از چند ماه دوباره آزاد می‌شود و باز روز از نو و روزی از نو. حسابی پیر شده بود ولی سیگار از دستش نمی‌افتاد. پشت‌سرهم می‌کشید. آن‌قدر توی مغازه دود کرده بود که بوی سیگار رفته بود توی جان تمام کتاب‌ها، لای همهٔ برگه‌ها.
باران
۲
«او برای من شمال بود، جنوب بود، شرق و غرب من بود. هفتهٔ کاری و فراغت آخر هفتهٔ من؛ ظهر و نیمه‌شب، حرف و آهنگ من بود.»
باران
۲
چرا باید به چیزهایی بچسبم که مال من نیست؟