با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
شارلوت عنکبوته

دانلود و خرید کتاب شارلوت عنکبوته

۴٫۷ از ۴۳ نظر
۴٫۷ از ۴۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب شارلوت عنکبوته  نوشته  ایی بی وایت  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب شارلوت عنکبوته

کتاب شارلوت عنکبوته اثر ایی. بی. وایت از مشهورترین و بهترین آثار ادبی جهان در حوزه کودکان و نوجوانان است که با ترجمه ایمان مختار منتشر شده است و به عنوان پرفروش‌ترین کتاب ادبی کودکان همه اعصار شناخته شده است.

درباره کتاب شارلوت عنکبوته

نویسنده‌ی آمریکایی، ایی بی وایت، داستانِ شارلوت عنکبوته را در سالِ ۱۹۵۲نوشت و از همان ابتدا توانست تحسین منتقدان و خوانندگان را برانگیزد. شارلوت عنکبوته تا کنون به ۲۳زبان ترجمه شده و بیش از ۴۵میلیون نسخه از آن فروخته شده است. در سال ۲۰۰۱ مجله‌ی «پابلیشرز ویکلی» آن را به عنوانِ پرفروشترین داستانِ کلاسیکِ کودکانه همه‌ی اعصار معرفی کرد. چندین فیلمِ سینمایی، کارتون و بازیِ کامپیوتری نیز بر اساسِ این داستان ساخته شدهاند. گرچه شارلوت عنکبوته در گروه کتاب‌های کلاسیکِ کودکان دسته‌بندی می‌شود، اما بزرگسالان نیز همواره از خواندنِ آن لذت برده‌اند. شارلوت عنکبوته همچنینکاندیدای نشان نیوبری و برنده جایزه میراث ادبی کودکان نیز بوده است.

خواندن کتاب شالوت عنکبوته را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب یک داستان بلند برای کودکان است که بزرگسالان هم از آن لذت می‌برند پس خواندن این کتاب را به همه‌ی علاقه‌مندان به ادبیات پیشنهاد می‌کنیم.

بخش‌هایی از کتاب شارلوت عنکبوته

شارلوت که داشت با محبت ویلبور را نگاه می‌کرد، گفت: «جدی؟ خب، تو یه خوکِ کوچولوی خوبی و درخشان هم خواهی بود؛ دیگه الان کاملاً مطمئنم و محدودیت‌ها رو هم به خوبی می‌شناسم.»

ویلبور که از ورجه وورجه کردن خسته شده بود، روی پشته‌ای کاه تمیز دراز کشید. چشم‌هایش را بست. کاه کمی زبر بود و راحتیِ پِهِنِ گاو را نداشت که همیشه نرم بود و جان می‌داد برای دراز کشیدن. پس ویلبور پشتهٔ کاه را کنار زد و روی پهن‌ها لم داد. ویلبور آهی کشید. روزِ شلوغی را پشت سر گذاشته بود (اولین روزی که یک خوکِ محشر بود). یک دوجین آدم بعدازظهر از حیاطش دیدن کرده بودند و او هم مجبور شده بود جوری صاف بایستد و قیافه بگیرد، که هرچه بیشتر محشر به نظر بیاید. حالا خسته بود. فِرن هم از راه رسیده بود و روی چهارپایه‌اش گوشهٔ طویله نشسته بود.


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۹)
ابرمرد
۱۳۹۹/۰۱/۲۵

یکی از لطیف ترین و بهترین کتابهایی که تا حالا خوندم. هم برای نوجوانان و هم بزرگسالان. یه مزرعه حیوانات جورج ارولی اما لطیف ترش

fatemeh
۱۳۹۹/۰۱/۱۳

کتاب درمورد یه خوک ضعیف هست که شانس در خونه شو میزنه و توسط یه دختر کوچولو نجات پیدا می کنه و بعد با یه عنکبوت دوست می شه و قراره نقشه ای بکشن که خوک به ژامبون تبدیل نشه!

- بیشتر
کیمیا
۱۳۹۹/۰۱/۲۴

کتاب با متنی بسیار روان و داستان پردازی عالی شما را تا به انتها با خود می برد.

Estatira
۱۳۹۹/۰۱/۳۱

من خیلی کتاب‌های نوجوانان رو دوست دارم. در عین سادگی پیام‌های عمیق و قشنگی دارن. خلاصه که پیشنهاد می‌کنم این کتابو.

سینا
۱۳۹۹/۰۲/۰۱

بسیار عالی بود در بعضی متن های این کتاب واقعا احساس می کردم که وارد دنیای دیگه ای شدم

حسین
۱۳۹۹/۰۱/۲۴

این کتاب با تعدد شخصیت ها و دنیایی که هر کدام از آن ها در برابر ما قرار می دهند، تبدیل به داستانی شگرف و عمیق گشته.

ساسان
۱۳۹۹/۰۱/۲۴

نمونه ای از ایثار و از خودگذشتگی...فوق العاده س این کتاب

آرش کمانگیر
۱۳۹۹/۰۶/۲۲

یه چیز مسلمه, این کتاب حال آدم رو خوب میکنه

Rorshark G
۱۳۹۹/۰۱/۲۵

این کتاب از کف نوجوانی ماها رفته... اینو باید ۲۰ سال پیش میخوندم. با این حال هنوزم لطف خودشو داره خوندنش. کاش نوجوونا اینو بخونن. خیلی چیزایی که تو زندگی باید بدونن رک و پوست کنده توی این داستان اومده. ترجمه خوبی

- بیشتر
°•Dina•°
۱۳۹۹/۰۹/۰۸

عالی و جالب بود و خیلی از خواندنش لذت بردم👌🏻🤗💗

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۷)
«کی می‌خواد تا ابد زندگی کنه؟
☆♡مانلی♡☆
خوابیدن همیشه وقتی که شکم‌تان خالی باشد و ذهنتان پُر، کار سختی است.
گلاویژ
وقتی جوونی، دنیا جای معرکه‌ایه
مسافر پیاده
عنکبوت‌ها بالأخره باید یه جوری یه موجود زنده رو بخورن. قسمت منم این بوده که تله‌گذار باشم. من به صورت طبیعی تار درست می‌کنم و مگس‌ها و بقیه حشرات رو به دام می‌ندازم. مادرم هم قبل از من یه تله‌گذار بود. مادر اون هم قبل از او یه تله‌گذار بود. کل خانواده ما تله‌گذار بودن. هزاران هزار ساله که ما عنکبوت‌ها برای مگس‌ها و سوسک‌ها تله می‌ذاریم. ویلبور با ناراحتی گفت: «میراثِ شرم‌آوریه.»
گلاویژ
همهٔ این منظره‌ها و صداها و بوها برای توست، تا ازشون لذت ببری ویلبور. این جهانِ دوست داشتنی، این روزهای ارزشمند.
مسافر پیاده
«منظورت چیه که می‌گی کم‌تر از هیچی؟ فکر نکنم چیزی کمتر از هیچی وجود داشته باشه. هیچی یعنی کاملاً هیچی. یعنی ته تهش. چطور یه چیزی می‌تونه کمتر از هیچی باشه؟ اگر یه چیزی کمتر از هیچی باشه پس هیچی نمی‌تونه هیچی باشه. حتماً یه چیزی هستش حتی اگه چیزِ خیلی کمی باشه. اما اگه هیچی، هیچی باشه پس هیچ چیزی وجود نداره که کمتر از اون باشه.
☆♡مانلی♡☆
دوستی، یکی از رضایت‌بخش‌ترین چیزها در جهان است.
☆♡مانلی♡☆
نویسندهٔ آمریکایی «ایی بی وایت» داستانِ «شارلوت عنکبوته» را در سالِ ۱۹۵۲ نوشت و از همان ابتدا توانست تحسین منتقدان و خوانندگان را برانگیزد. «شارلوت عنکبوته» تا کنون به ۲۳ زبان ترجمه شده و بیش از ۴۵ میلیون نسخه از آن فروخته شده است. در سال ۲۰۰۱ مجلهٔ «پابلیشرز ویکلی» آن را به عنوانِ پرفروش‌ترین داستانِ کلاسیکِ کودکانه همهٔ اعصار معرفی نمود
آننا
نویسندهٔ آمریکایی «ایی بی وایت» داستانِ «شارلوت عنکبوته» را در سالِ ۱۹۵۲ نوشت و از همان ابتدا توانست تحسین منتقدان و خوانندگان را برانگیزد. «شارلوت عنکبوته» تا کنون به ۲۳ زبان ترجمه شده و بیش از ۴۵ میلیون نسخه از آن فروخته شده است. در سال ۲۰۰۱ مجلهٔ «پابلیشرز ویکلی» آن را به عنوانِ پرفروش‌ترین داستانِ کلاسیکِ کودکانه همهٔ اعصار معرفی نمود. چندین فیلمِ سینمایی، کارتون و بازیِ کامپیوتری نیز بر اساسِ این داستان ساخته شده‌اند. گرچه «شارلوت عنکبوته» در زمرهٔ کتاب‌های کلاسیکِ کودکان دسته‌بندی می‌شود، اما بزرگسالان نیز همواره از خواندنِ آن لذت برده‌اند.
•°•(TF)•°•
فِرن همانطور که با مادرش میز را برای صبحانه می‌چید، پرسید: «پدر داره با اون تبر کجا می‌ره؟» خانمِ آرابل در جواب گفت: «خوک‌دونی. دیشب چند تا خوک به دنیا اومدن.» فرنِ هشت ساله در ادامه گفت: «حالا چرا داره با خودش تبر می‌بره؟» مادرش گفت: «خب، یکی از اون خوک‌ها خیلی لاجونه. کوچیک و ضعیفه و اصلاً به درد نمی‌خوره. برای همین پدرت تصمیم گرفته از دستش خلاص بشه.» فِرن جیغی کشید و گفت: «از دستش خلاص بشه؟ یعنی بُکُشَدش؟ فقط چون از بقیه کوچیک‌تره؟» خانمِ آرابل ظرفِ خامه را روی میز گذاشت و گفت: «داد نزن فرن، حق با پدرته؛ به هر حال اون خوکه احتمالاً زیاد دووم نمی‌یاره.» فِرن صندلی را از مقابلش کنار زد و دوید بیرون. چمن‌ها خیس بودند و زمین بوی فصلِ بهار را به خود گرفته بود. وقتی فِرن به پدرش رسید، کتانی‌هایش خیسِ آب بودند. فِرن هق‌هق‌کنان گفت: «لطفاً نکُشش، این کار بی‌انصافیه.» آقای آرابل ایستاد و با مهربانی گفت: «فِرن، تو باید یاد بگیری که به خودت مسلط باشی.» فِرن داد زد: «به خودم مسلط باشم؟ این موضوعِ مرگ و زندگیه و شما دارید دربارهٔ تسلط به خودم حرف می‌زنید.»
•°•(TF)•°•

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۳۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۰/۰۹
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۶۹۸-۴۸-۷
تعداد صفحات۱۳۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۰/۰۹
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۶۹۸-۴۸-۷