کتاب «خلبان جنگ» اگزوپری شرح ماموریت هراس آور او بر شهر آراس فرانسه است.
او در گروه شناسایی ۱۱/۳۳ با هواپیمای دوموتوره پوتز ۶۳۰ خدمت میکرد. فرانسه در ابتدای جنگ فقط ۵۰ خلبان شناسایی داشت که ۲۳ نفر آنها در گروه او بودند. در مدت چند روز اول یورش آلمان به فرانسه در ماه مه ۱۹۴۰، ۱۷ نفر از یگان ۱۱/۳۳ جان خود را از دست دادند.
در این کتاب خاطراتی زیبا و شنیدنی از اگزوپری خواهید خواند که در سال ۱۹۹۸ هم به صورت یک نمایش رادیویی پخش شده است:
«من باز امروز چون سایر رفقا از زمین برخاستهام بر غم تمامی استدلالها، تمامی قطعیتها و تمامی واکنشهای زمان. ساعتی میآید که خواهم دانست درد خردم حق داشتهام. اگر زنده باشم، برای خود سیاحتی شبانه از میان روستایم را وعده خواهم داد. پس شاید که سرانجام با خود خو گیرم. خواهم دید.
شاید برای گفتن آنچه خواهم دید سخنی نداشته باشم. آن زمان که زنی زیباروی میبینم، برای گفتن از او هیچ واژهای نمییابم. او را کاملا ساده و لبخند زنان میبینم. عاقلان آن زیبایی را با توصیف اجزای چهره وصف گرند و ما عاشقان ادراک چنین زیبایی با دیدن لبخندی. »
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب خلبان جنگ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
اگر نابینا در جست و جوی آتش است ، به این دلیل است که آن را یافته است
از نظر من کتابش گاهی ادم رو غرق خودش میکرد و جذاب بود ولی گاهی اوقات جذابیت کم میشد ولی درکل ارزش خوندن...بیشتر
۰
مثل ماه آسمان
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۰۳/۱۵
چرا فقط شازده کوچولو ی اگزوپری معروفه واقعا..
به شدت گیرا جذاب و دلپذیر که با اندیشه های این نویسنده بیشتر آشنات میکنه.
۰
کاربر 2984585
توصیه میکنم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۲
این کار خاطرات شهدا و ایثارگران را زنده می کند خیلی عالی هستش
۰
کاربر ۳۵۶۶۰۹۳
۱۴۰۲/۰۵/۱۵
نه رمان هست نه حتی زندگینامه یا خاطره. فقط عقاید نویسنده است در مورد مرگ و زندگی و جنگ و صلح
آه! موقعی که شیرازه از هم میپاشد، هنگامی که آدم هیچ جایی در دنیا ندارد که برود، دیگر نمیداند کسانی را که دوستشان دارد کجا سراغشان را بگیرد.
negar
۳
زندگی همیشه فرمولها را در هم میریزد. شکست به رغم زشتیهایش میتواند تنها راه برای تجدید حیات باشد. این را به خوبی میدانم که برای رویاندن یک درخت، باید دانهای را محکوم به پوسیدن کرد.
کاربر ۱۹۳۹۵۱۵
۲
نگرانی نتیجهٔ از دست دادن هویتی واقعی است.
jef_raj
۱
من این احساس عجیب را که با نزدیک شدن مرگ همراه است، لحظه به لحظه تجربه کردهام... حالتی دور از انتظار از بیاحساسی و از همه چیز فارغ بودن که با تصویر نفسگیرِ به سرعت به آغوش مرگ رفتن کاملا متفاوت است! ساگون آنجا، روی بال هواپیمایش، انگار از زمان بیرون رانده شده باشد، ایستاده بود!
negar
۱
هماکنون همه جا کمی بوی صلح میآید. نه از آن صلحهایی که مانند مراحل جدیدی در تاریخ و پس از جنگهایی که با بستن پیمان صلح به پایان میرسد برقرار شده باشد. دورانی بینام و نشان است که پایان همه چیز بهشمار میرود. پایانی که هرگز پایان نمیپذیرد. گندابی است که هر تلاش و انگیزشی رفته رفته در آن فرو میرود. آدم احساس نمیکند به نتیجهای، حالا خوب یا بد، دارد نزدیک میشود. برعکس، وارد گندیدگی دورانی گذرا میشود که به ابدیت شباهت دارد. هیچ نتیجهای حاصل نخواهد شد، چون گرهی در کار نیست تا به وسیلهٔ آن، درست مثل موقعی که آدم موهای غریقی را به چنگ میگیرد، بتوان سرنوشت کشور را در دست گرفت. همه چیز از هم پاشیده و محبتآمیزترین تلاشها حاصلی ندارد جز مشتی مو که در چنگ میماند. صلحی که برقرار شده حاصل تصمیمی نیست که به وسیلهٔ یک نفر گرفته شده باشد. همچون جذام ناگهان بر همه جا سایه افکنده.
آن پایین، زیر پای من، روی این جادههایی که کاروان پناهجویان درحال از هم پاشیدن است، جایی که زرهپوشهای آلمانی گاه دست به کشتار میزنند و گاه به تشنگان آب میخورانند، درست شبیه این لجنزارهایی است که در آنها آب و خاک با هم میآمیزند. صلحی که هماکنون با جنگ بههم میآمیزد، جنگ را به گندیدگی میکشاند.
negar
۱
چه تضاد عجیبی وقتی میبینیم ثروتمندان، علاوه بر تملک ثروتهاشان، حقشناسی تهیدستان را هم مطالبه میکنند.
Astronaut
۱
عشق چونوچرا نمیپذیرد. همیشه وجود دارد. چه خوب است شب بیاید تا حقیقتی را که شایستهٔ عشق است به من بنمایاند!
Astronaut
۱
در شکست جای هیچ امیدی برای شور و شوق نیست.
Astronaut
۱
زندگی کردن کار مشکلی است. آدم جز گرهای ارتباطی چیز دیگری نیست و حالا پیوندهایم دیگر هیچ ارزشی ندارند.
negar
۰
تاریخنویسها واقعیتها را از یاد خواهند برد. افراد متشخص و اندیشمندی را از خودشان خلق خواهند کرد که با رشتههایی اسرارآمیز با جهانی وصفشدنی پیوند دارند. دارای دیدی استوار نسبت به همه چیزند که تصمیمهایی دشوار را بنا به چهار قاعدهٔ منطق عقلانی «دکارت» سنگین و سبک میکنند. نیروهای خیر را از شر تمیز میدهند و قهرمانها را از خائنها. اما من پرسش سادهای را مطرح میکنم:
ــ فرد برای خیانت کردن باید مسئول کاری باشد، تشکیلاتی را اداره کند، از چیز یا چیزهایی شناخت داشته باشد. این روزها برای انجام دادن کاری باید نابغه باشد. راستی چرا به خائنها مدال و نشان نمیدهند؟
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
اگر نابینا در جست و جوی آتش است ، به این دلیل است که آن را یافته است از نظر من کتابش گاهی ادم رو غرق خودش میکرد و جذاب بود ولی گاهی اوقات جذابیت کم میشد ولی درکل ارزش خوندن...بیشتر
چرا فقط شازده کوچولو ی اگزوپری معروفه واقعا.. به شدت گیرا جذاب و دلپذیر که با اندیشه های این نویسنده بیشتر آشنات میکنه.
این کار خاطرات شهدا و ایثارگران را زنده می کند خیلی عالی هستش
نه رمان هست نه حتی زندگینامه یا خاطره. فقط عقاید نویسنده است در مورد مرگ و زندگی و جنگ و صلح