
٪۵۰
معرفی کتاب آبشوران
«آبشوران» ۱۲ داستان از داستانهای علیاشرف درویشیان، نویسنده صاحبسبک، پژوهشگر و فعال سیاسی ایرانی است.
درویشیان در داستانهایش به حال و روز مردم پاییندست جامعه و فقر و سختیهای زندگی آنها میپردازد.
خانه ما، دو ماهی در نقلدان، بیالون، ماهیها و غازها، باغچهٔ کوچک، بی، ننه جان چه شده؟، عمو بزرگه، بیماری، حمام، صلح و آبپاش نام داستانهای این مجموعهاند.
این داستانها درواقع خاطراتی از نویسندهاند که در لباس داستان برای ما خواندنیتر شدهاند. داستانهایی از دوران کودکی و نوجوانی درویشیان که همه در کرمانشاه و محله آبشوران میگذرند.
بخشی از داستان «دوماهی در نقلدان»:
«عدازظهر پنجشنبه بود؛ مثل همهٔ پنجشنبهها خاموش و دلگیر و کمی هم خوشی تعطیلی جمعه. اواخر پاییز بود. اتاق هنوز نم داشت. یک هفته پیش سیل آمده بود. بابام زیرکرسی خوابیده بود.
آفتاب روی دیوار کاهگلی حیاط رنگ میباخت؛ دلم میخواست آفتاب نرود. هیچ وقت نرود و مشقهایم خود به خود نوشته بشوند و بابام از خواب بیدار نشود: هر وقت بلند میشد، بهانه میگرفت و کتکمان میزد. دلهرهٔ شنبه در دلم بود. آن همه مشق و جدولِ ضرب ومعلم نامهربان و صدای ماست فروش دورهگرد در کوچه. چرا هیچ کس نبود که دوستمان داشته باشد؟ ولی بود. بچه گربههایی بودند که شبها، دزدکی توی جامان میبردیم. دستهامان را میلیسیدند و برایمان خُرخُر میکردند؛ اما تا غافل میشدیم، میرفتند و پای بابا را گاز میگرفتند و میلیسیدند و بابام پرتشان میکرد تو حیاط.
شعر کودک یتیم را زمزمه میکردیم که کوزهاش شکسته بود. به یاد گنجشکم افتادم که چند روز پیش مرده بود. از مدرسه که آمدم مرد. شاید دستگیر داده بودم تا از مدرسه برگردم، آن وقت بمیرد. من که آمدم کز بود. موچه کشیدم نیامد. رفتم نزدیک، سرش را زمین گذاشت و مرد.
آفتاب میپرید. اگر توی آشورا میرفتم، آفتاب را میدیدم که هنوز از روی دیوار نانوایی بالا نرفته بود. حوصلهٔ بیرون رفتن را نداشتم. کرسی مرا به خودش چسبانده بود. بابام خرخر میکرد. گرسنهام بود؛ اما ننه من و اکبر را قسم داده بود که دست به نان نزنیم. ننه با التماس گفته بود:
«به پیر به پیغمبر، پول ندارم دوباره نان بخرم.» بعد گفته بود: بگین به امام رضا نان نمیخوریم!»»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب آبشوران و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | آبشوران |
|---|---|
| موضوع | داستان کوتاه، داستان ایرانی |
| نویسنده | علیاشرف درویشیان |
| انتشارات | نشر چشمه |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۸۳/۰۴/۱۷ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۰.۸۷ مگابایت |
| تعداد صفحهها | ۱۲۷ صفحه |
| قیمت کتاب | ۴۵۵۰۰ تومان |
| برچسب | باشگاه کتابخوانی ازتا |
| نسخۀ صوتی | خرید کتاب صوتی آبشوران |
من منچستر یونایتد را دوست دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مهدی یزدانی خرم
عزاداران بیلغلامحسین ساعدی
انتری که لوطیاش مرده بودصادق چوبک
اتوبوس پیرریچارد براتیگان
تنگسیرصادق چوبک
سخت پوستساناز اسدی
پرندگان می روند در پرو بمیرندرومن گاری
خانه ادریسیهاغزاله علیزاده
فصل نان؛ داستانهای کوتاهعلیاشرف درویشیان
بار دیگر شهری که دوست میداشتمنادر ابراهیمی
ثریا در اغمااسماعیل فصیح
سرخ سفیدمهدی یزدانی خرم
عشق روی پیادهرومصطفی مستور
سال بلواعباس معروفی
چمدانبزرگ علوی
استخوان خوک و دستهای جذامیمصطفی مستور
تهران در بعد از ظهرمصطفی مستور
گیلهمردبزرگ علوی
بی باد، بی پارو (مجموعه داستان)فریبا وفی
زندگی پیش رورومن گاری
فصل نان؛ داستانهای کوتاه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
علیاشرف درویشیان
آبشورانعلیاشرف درویشیان
همراه آهنگهای بابامعلیاشرف درویشیان
از این ولایت؛ داستانهای کوتاهعلیاشرف درویشیان
همراه آهنگهای بابام؛ داستانهای کوتاهعلیاشرف درویشیان
فصل نانعلیاشرف درویشیان
سلول ۱۸علیاشرف درویشیان
درشتیعلیاشرف درویشیان
به رنگ زندگی؛ La couleur de la vieابراهیم سلیمی کوچی

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتاب پر از مشکلات و سختی های یه خونوادست که تو روستای آبشوران زندگی میکنند با اینحال زبان کتاب شیرین و روون و راوی یکی از پسر های خونواده به اسم اشرف. ۱۲ تا داستان کوتاه ولی به هم مرتبطن داستان...بیشتر
موقع عزاداری،عزادار بودیم،موقع جشن هم عزادار بودیم…
یک توصیه: از علی اشرف درویشیان هر آنچه هست مطالعه کنید
این داستان یک شخصیت پیر و خرفت و خرافاتی به اسم عمو پیره دارد که کشور ما در شرایط فعلی گرفتار این جور آدم ها شده است . مثلاً شخصیت نوجوان داستان آرزو می کند ای کاش دانه های برف...بیشتر
من قبلا خوندم خیلی خوشم اومد
غم انگیزِ زیبا که ارزش خوندن رو خییییلی داره
به به. تبارک الله. قلم ت قوی بماند آقای درویشیان. لذت ی بی حد بردم از نثرت.
داستان گویا از زبان کودکی های خود نویسنده گفته شده، روایت سختی ها، فقر و نداری های یک خانواده. هر داستانی روایت یکی از اتفاقات رخ داده در زندگی نویسنده است، تلخی ها، ناکامی ها و گاهی شادیهایی که در...بیشتر
نویسنده دوربین رو میبره به خونه یک خانواده خیلی فقیر در محلهای به اسم آبشوران و بدبختی اونها رو از دید یکی از پنج بچه خانواده نشون میده.
عااالی،دوست نداشتم قصه ها تمام بشوند. باهاشون خندیدم و بعضا بغض کردم، عالی بود حتما پیشنهاد میکنم بخوانید. واقعا آقای درویشیان یکی از بهترین نویسندگان ایرانی هستند
اولین کتابی هست که از آقای علی اشرف درویشیان خوندم و چقدر غصه خوردم که چرا زودتر با نوشته های ایشون آشنا نشدم. این کتاب انقدر زیبا و دلنشین ولی در عین حال پر از درد و بدبختی هست که...بیشتر
فضای داستان منو یاد فیلم شنا در زمستان محمد کاسبی انداخت. نثر کتاب بسیار اثرگذار جذاب و ملموس بود کاملا میشد اون فضا و رنج ها رو درک کرد. فقط به نظر میرسه قسمت هایی از این کتاب حذف شده...بیشتر
هرچند خیلی سیاه و دردناک بود اما از خواندنش سرشار تجربه شدم
۲۰. خوندن این چنین روایتهایی با تصویرسازی های دقیق و درست میتونه عمیقا متاثرتون کنه. کتاب کم حجم و روانیه که پیشنهادش میکنم
داستان های کوتاه،حال و هوای روستایی،لَمسِ فقر در سطر به سطر کتاب... قلم، از خاطرات دوران کودکی نویسنده در روستای آبشورانِ کرمانشاه مینویسه و مارو همراه میکنه با غم ها و شادی های غم زده ی اون دوران و آشنا میکنه...بیشتر