معرفی و دانلود کتاب کتاب مقدس نئون + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب کتاب مقدس نئونsubscriptionAvailable

کتاب کتاب مقدس نئون

نوع کتاب
۳.۸(از ۵ امتیاز)
انتشارات: 
داهی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کتاب مقدس نئون

«کتاب مقدس نئون» داستان دیگری از نویسنده «اتحادیه ابلهان»، جان کندی تول است. پس از خودکشی عجیب جان در ماشین شخصی‌اش در سال ۱۹۶۹ مادر او «کتاب مقدس نئون» را در میان نوشته‌هایش پیدا کرده بود. جان نام این داستان را از چراغ‌های نئون سردرکلیسای شهرش الهم گرفته بود که شکل یک کتاب مقدس و نام کلیسا را با آن چراغ‌ها بر سر درش درآورده بودند. این اثر اولین تلاش خلاقانه جان کندی تول برای نگارش یک داستان در ایام نوجوانی است. او در این داستان زنجیره‌ای از وقایع عجیب و طعنه‌آمیز زندگی‌ و جامعه‌اش را از اوان کودکی به تصویر کشیده است. دیوید پسرکی است که در دهه‌ی چهل در شهری کوچک، بزرگ می‌شود و ما را از صفحه‌ای به صفحه دیگر با احساساتش همراه می‌کند؛ احساساتی که ترکیبی از غم، رنج، عشق و شادی است. از همان ابتدای داستان شخصیت ساده و بسیار حساس او برای ما جان می‌گیرد و ما را سوار بر قطار کودکی‌اش، به تماشای سفری که بازی سرنوشت برایش رقم زده، می‌خواند. تجربه‌ دردناک، عجیب و کاملاً ملموس اولین عشقش را با ما قسمت می‌کند، با کشیش بابی لی، آشنایمان می‌کند و سایه به سایه در کنار خود، ما را به ملاقات مردمان متعصب و فاسد شهر می‌برد. «می‌دانستم که قرار نیست به دبیرستان بروم، بنابراین در شهر کاری پیدا کردم. کارم در داروخانه بود و تقریباً بیست دلار در هفته درآمد داشتم. پشت پیشخوان می‌ایستادم و کارهای فروش و تحویل دارو را انجام می‌دادم. خوش‌شانس بودم که آن شغل را پیدا کرده بودم زیرا کم‌وبیش شغل خوبی بود. خاله مِی هم از این بابت خوشحال بود. در طول روز همراه مادر در خانه می‌ماند و این زحمت چندانی برایش نداشت. شب‌ها کلاید دنبالش می‌آمد و او را برای اجرا همراه گروه می‌برد. آن‌روزها دیگر کسب و کارشان رونق چندانی نداشت و اغلب مردم دره صدای موسیقی آن‌ها را شنیده بودند.» این اثر نمایشی طنزآمیز از دنیای مدرن و تصویر شگفت‌انگیز و پراحساسی است که توسط یک نویسندهٔ بسیار جوان از دنیایی کوچک و سرشار از هراس و پر از تعصبات کوته‌فکرانهٔ مذهبی به نگارش در آمده است. «کتاب مقدس نئون» سی و پنج سال پیش نوشته شده است، ولی ارتباطی نزدیک و قوی با دنیایی دارد که در آن تعصبات مذهبی نه‌تنها با صبوری و دلایل محکم کم‌رنگ نشده است، بلکه بیش‌تر هم رشد کرده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کتاب مقدس نئون و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:کتاب مقدس نئون
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:جان کندی تول
مترجم:سپیده به‌نژاد
انتشارات:داهی
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۶/۰۳/۰۸
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۹۷ مگابایت
تعداد صفحه‌ها:۲۰۰ صفحه
قیمت کتاب:۱۹۹۰۰ تومان
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی کتاب مقدس نئون

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

phoenix
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۲۷

منتظر یه قطاری ، قطاری که نمی‌دونی مقصدش کجاست اما فقط می‌خوای بری... کتابی بسیار خوش‌خوان و روان از زبان یک نوجوان. پایان کتاب عجیب و غیرمنتظره بود و باعث شد بعد از اتمام کتاب هنوز ذهنم در کتاب بماند. حیف که...بیشتر

۰
دختر کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۲۵

جان کندی تول، نویسنده بااستعداد کتابِ اتحادیه‌ی ابلهان در اوج جوانی خودکشی کردوجهان را از وجود حساس و بااستعداد خود محروم نمود. چندی بعد مادرش که دست نوشته‌های او را به صورت تصادفی پیدا کرده بود، برای احیای یاد و...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

نسیم رحیمی
۲
از مادرم پرسیدم چرا موهایش مثل موهای خاله مِی براق و زرد نیست، و او در پاسخ گفت که بعضی آدم‌ها شانس دارند. این حرفش باعث شد دلم برای او بسوزد.
phoenix
۲
در این اندیشه بودم که چه تفاوتی وجود دارد میان این جعبه‌های کوچک چوبی که ماه از جایی که قرار بود در باشد، به داخل آن‌ها می‌تابید، و آن‌چه کمی بعدتر مردم زندگی‌شان را در آن شروع می‌کردند و به آن به‌عنوان خانه عشق می‌ورزیدند.
phoenix
۲
هیچ تپه‌ای در دیدرسم نیست که دربارهٔ آن حرف بزنم
phoenix
۲
نپرسیدم که قطار به کجا می‌رود.
Neda^^
۱
برای قطارم جایی خاص را در طبقهٔ بالا فراهم کردم و مناظر مختلف را برایش صحنه‌سازی کردم تا از میان آن‌ها بگذرد. با تعدادی جعبه یک تونل و تپه درست کردم و به کمک داربست‌هایی که برای گل رزهای رونده به ایوان پیچ شده بودند، یک پل درست کردم. هرکسی می‌توانست به‌راحتی بفهمد که در آن گِل و خاکستر هیچ‌وقت گل رزی رشد نمی‌کند. این موضوع خاله مِی را عصبانی کرد چون او داربست‌ها را دوست داشت و می‌گفت حتی اگر هیچ گُلی آن‌جا نباشد، او می‌تواند آن‌جا بنشیند و در خیالش تصور کند که روی داربست‌ها مملو از رز است.