
کتاب فرمان ششم یا یک روایت از سوم شخص مقتول
۳٫۱
(۸)
خواندن نظراتمعرفی کتاب فرمان ششم یا یک روایت از سوم شخص مقتول
دومین رمان مصطفی انصافی «فرمان ششم یا یک روایت از سومشخص مقتول» نام دارد. داستان درباره یک نویسنده جوان است. او عاشق دختری به اسم لیلا میشود که در اثر یک اتفاق عجیب میمیرد. پس از مرگ دختر نویسنده به جست و جوی کشف راز این قتل مرموز برمیآید. قتلی یک یا شاید هم چند قاتل دارد.
از انصافی پیش از این، رمان موفق «تو به اصفهان باز خواهی گشت» منتشر شده است
بخشی از داستان:
«کابوسهای شبانهٔ من همیشه همینجور است: با دستهای بسته نشستهام روی یک صندلی، توی یک اتاق تاریک و لامپِ بالای سرم مدام مثل آونگ اینور و آنور میرود و سایههای کوتاهمان را جابهجا میکند، سایههای کوتاه من و شکنجهگرم را که همیشه همان است، مردِ قدبلندِ کچلِ گردنکلفتی با پوست چغر و چشمهای درشتی که مویرگهای سرخشان مثل جوی خون راه باز کردهاند توی سفیدی، بس که همیشه عصبانی است، بس که داد میزند. داد که نه، عربده میزند حمال، عین گراز وحشیِ تیرخورده. همیشه هم یک چیز میگوید و من میفهمم که همهٔ حرفهاش را قبلاً شنیدهام. حتی گاهی وقتها میفهمم خوابم و دارم خواب میبینم، اما توان چشم باز کردن ندارم، توان بیدار شدن ندارم؛ همان جا مینشینم و عربدهها را گوش میکنم و گاهی حتی به خودم نهیب میزنم که هی، یادت نرود اینها را.»
سفر سرگردانی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سعیده امینزاده
از همان راهی که آمدی برگردفرشته نوبخت
شهر شرنگسیدامین حسینیون
طلابازیامیرحسین شربیانی
اندکی سایهاحمد بیگدلی
اینجا باران صدا نداردکامران محمدی
بگذارید میترا بخوابدکامران محمدی
برف و سمفونی ابریپیمان اسماعیلی
یحیای زاینده رودکیهان خانجانی
تجریشزکریا قائمی
باران در مترومهدی افروزمنش
عصبکشیمحمدهاشم اکبریانی
هِی هِی ـ جِبِلی ـ قُم قُم (مجموعه داستان)رضا دانشور
پنجره ای مشرف به میدانهوده وکیلی
تصویری دختری در آخرین لحظهسیامک گلشیری
کلاغفرشته نوبخت
شب شمسمیلاد حسینی
مدار بدون بادبهرنگ بقایی
جیبهای بارانیات را بگردپیمان اسماعیلی
یک چیزی آنجا استسیامک گلشیری

نظرات کاربران
به شدت از رمان هایی که بین زمان گذشته و حال شناور هستند، استقبال می کنم؛ ولی این کتاب یه تلاش دست و پاشکسته بود که در نهایت طرح اولیه ی داستان رو حیف کرد. صرف نظر از فرم، محتوای
بسم الله الرحمن الرحیم سال 77 قتل های سریالی در کشور پا گرفت که بعضی از مقتولان از جامعه ادبی و هنری ( نویسندگان-شاعران) بودند و مطبوعات شروع کردن به متهم کردن همدیگه و طعنه زدن که آره فلان روزنامه طرفدار
هر دو کتاب این نویسنده رو خوندم و هر دو رو خیلی دوست داشتم. پیشنهاد میکنم از دست ندین.