با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
میرزا مقنی گورکن

دانلود و خرید کتاب میرزا مقنی گورکن

۴٫۶ از ۱۰۳۶ نظر
۴٫۶ از ۱۰۳۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب میرزا مقنی گورکن  نوشته  علی درزی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب میرزا مقنی گورکن

کتاب میرزا مقنی گور کن اولین داستان علی درزی است که در داوری آثار رسیده به مسابقه «خودنویس» سال ۱۳۹۸ توانست به مرحله نهایی راه یابد و مقام نخست مسابقه را از آن خود کند.

درباره کتاب میرزا مقنی گورکن

میرزا مقنی گور کن داستان پیرمرد چاه کن و تنهایی است که در روستایی به نام جیران زندگی می‌کند، در این روستا دو هفته (در اواخر بهار) از سال مسیر قبرستان به دلیل آبیاری مزارع به زیر آب می‌رود. میرزا؛ از یک قدرت ماورایی برخوردار است! او توسط دختر بچه‌ای قرمزپوش که به خواب‌هایش می‌آید، زمان مرگ برخی از اهالی روستا را متوجه می‌شود و جانِ آنها را نجات می‌دهد تا این که روزی اتفاقی غیرمنتظره می‌افتد.

خواندن کتاب میرزا مقنی گورکن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 علاقه‌مندان به رمان‌های فارسی مخاطبان این کتاب‌اند.

 بخشی از کتاب میرزا مقنی گورکن

یک روز که میرزا خوابیده بود، گوهر بعد از کلی در زدن، کلید انداخت و وارد خانه شد. برای اینکه مزاحم خواب برادرش نشود، به پستو رفت. مدت‌ها بود که به این اتاق سر نزده بود؛ تار عنکبوت روی وسایل خودنمایی می‌کرد. گوهر کم‌کم مشغول گردگیری شد، تا اینکه به وسایل روی طاقچه رسید. قدش کوتاه‌تر از وسایل روی طاقچه بود، روی پنجهٔ پا بلند شده بود، به‌زحمت گردوخاک روی طاقچه را می‌تکاند که النگویش به پارچه‌ای گیر کرد. همین که دستش را کشید، تعدادی جعبه به همراه صندوقچه‌ای قدیمی پخش زمین شد.

میرزا از صدای افتادن وسایل با هول‌وولا از خواب پرید و با تعجب به اطراف نگاه کرد. متوجه صداهایی از پستو شد؛ خواب‌آلود و پریشان به‌سمت صدا رفت، همین که به درگاه پستو رسید، گوهر را دید که در میان گردوخاک نشسته و خط‌نوشته‌ها و نقاشی‌های دوران جوانی‌اش را با اشک در صندوقچه می‌ریزد. میرزا سرفه‌ای کرد:

«خوبی گوهر؟ کی اومدی؟».

گوهر به محض دیدن میرزا خشکش زد.

«چی شده خان‌داداش؟ خ.. خ خواب بد دیدی دوباره؟!».

«نه نترس، بد بیدار شدم!».

گوهر اشکش را پاک کرد و کمی خودش را جمع‌وجور کرد:

«ببخشید، نمی‌خواستم بیدارت کنم! لعنتی، النگوم به این پارچه گیر کرد…».

گوهر حرفش را نصفه گذاشت و بلافاصله کاغذها را در صندوقچه ریخت و باعجله سعی کرد صندوقچه را بالای طاقچه بگذارد. میرزا خودش را به گوهر رساند و صندوقچه را از دستش گرفت. گوهر با بغض به‌سمت در رفت. از اینکه خاطرات دورِ برادرش را دوباره برایش زنده کرده بود، ناراحت بود.

میرزا متوجه انتهای تکه‌پارچهٔ قرمزی شد که از در صندوقچه بیرون زده بود.

بدون اینکه گوهر متوجه شود، تکه‌پارچه را در مشتش جمع کرد و در جیب شلوارش گذاشت و با احتیاط درِ صندوقچه را بست و صندوقچه را بالای طاقچه گذاشت. گوهر که خودش را با کلون و زنجیر درِ پستو مشغول کرده بود، بدون اینکه به چشمان برادرش نگاه کند، با شرم و حیا گفت:

«کاش یه‌کمی به فکر خودت بودی خان داداش!».

toranj
۱۳۹۹/۰۳/۲۸

از بغل جیب، جعبه سیگار نقره اش را در می آورد و همینطور که با طمانینه مشغول پیچاندن سیگارش می شود، خودش را معرفی می کند: میرزا مقنی گورکن! آونگ وار است میان کندن زمین برای آب حیات یا خانه

- بیشتر
وریا عقیلی
۱۳۹۸/۰۱/۲۹

داستان رو خوندم واقعا چیزی که خیلی برام لذت بخش توصیف فضای داستان بود برای لحظاتی خودم رو در محیط روستای جیران و سر کله زدن با مشت قربان و کدخدا حس کردم از این تخیل قوی و طرز بیانش

- بیشتر
بلاتریکس لسترنج
۱۳۹۸/۰۱/۳۰

عالی بود من واقعا از توصیف روایت لذت بردم کاش میگفتین چرا میرزا به طلعت نرسید

کاربر ۹۳۹۹۴۸
۱۳۹۸/۰۱/۳۱

داستانتون رو مطالعه کردم قلمی زیبا داشتید ولی متاسفانه نتوانستم با ان ارتباط مستقیمی پیدا کنم امیدوارم موفق باشید

راضیه
۱۳۹۸/۰۲/۰۴

سلام ا شیوه نگارش و موضوع خیلی. برایم گیرا وجذاب نبود با این حال تا آخر خواندم تا رای عادلانه دهدم. موفق باشید

پژمان
۱۳۹۸/۰۲/۰۵

لذت بردم .. 🌹💐💙❤

ز . س . تقی زاده
۱۳۹۸/۰۲/۰۸

عالی 🌹

هنگامه
۱۳۹۸/۰۱/۲۹

نویسنده جوان از نسل دهه ۶۰

نسترن کیا
۱۳۹۸/۰۱/۲۹

یکی از اتفاق های خوب سال ۹۸🌺💖

malek
۱۳۹۸/۰۱/۲۹

نویسنده ی از دیار کردکوی

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۸۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۲,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۱/۲۱
شابک۹۷۸-۶۲۲-۹۹۵۸۳-۸-۴
دسته بندی
تعداد صفحات۸۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۲,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۱/۲۱
شابک۹۷۸-۶۲۲-۹۹۵۸۳-۸-۴