با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سلمونی

دانلود و خرید کتاب سلمونی

۴٫۸ از ۸ نظر
۴٫۸ از ۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سلمونی  نوشته  علی  جعفری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب سلمونی

داستان نسبتا کوتاه «سلمونی» اثر رینگ لاردنر از مجموعه کلاسیک‌های آمریکا‌ی نشر هرست به ماجرای یک آرایشگر می‌پردازد که به دنبال استخدام یک وردست است: «تازه واردی، نه؟ گفتم تا حالا این ورا ندیدمت. خدا کنه اینجا باب میلت بشه و بمونی. شنیدی که، اینجا نیویورک و شیکاگو و اینا نیست، منتها تا دلت بخواد خوش می‌گذره. البته یادش بخیر، جیم کاندل که زنده بود، بیشتر از اینا خوش می‌گذشت. جیم کاندل و هاد مایرز قیامت می‌کردن. وجداناً هیچ شهری تو آمریکا قد شهر ما بگو بخند نداشت. جیم آدم رو از خنده روده بُر می‌کرد. هاد هم لنگه خودش بود. از وقتی جیم عمرش رو داد به شما، هاد دلش می‌خواد عین قدیما همه رو از خنده روده بُر کنه، منتها حیف، آدم تا لنگه‌اش نباشه هر قدرم زور بزنه بی‌فایدست. شنبه‌ها اینجا از خنده غش و ریسه می‌رفتیم. چهار به بعد دیگه جای سوزن انداختن هم نبود. جیم و هاد بعدِ شام، دم دمای ساعت شیش سر و کله‌شون پیدا می‌شد. جیم رو اون صندلی گندهه، دمِ اون تف‌دون آبیه، جا خوش می‌کرد. هر کی رو اون صندلی نشسته بود، تا جیم می‌اومد تو، خودش پا می‌شد و دودستی جاش رو تقدیم می‌کرد. انگار صندلی رو واسه‌اش رزو کردن، عینهو صندلی‌های تیاتر. هاد هم یا همیشه خدا وامی‌ایستاد یا قدم رو می‌رفت. بعضی شنبه‌هام، چی عرض کنم، می‌نشست رو این صندلی تا سر و صورتی صفا بده. جونم واست بگه، جیم همین جور می‌نشست سر جاش و جیک نمی‌زد، فقط گاهی تف مینداخت.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۵)
sadat
۱۳۹۸/۱۰/۱۲

یک نویسنده عالی و یک ترجمه خوب.واقعا خوب برگردونده شده بود و حس نمیشد که ترجمه شده هست.داستان کوتاه عالی ای که هیچ چیز در ان اضافی نبود و کاملا حرفه ای

فهیمه قربانحسینی
۱۴۰۰/۰۱/۲۲

جذب ترجمه روانو بینظیرش شدم. شخصیت پردازی عالی ! تعلیق و کشش داستان بسیار بالا! در یک کلام عاشقش شدم تک گویی نمایشی بی نظیر!

ماریا
۱۳۹۷/۱۲/۱۶

لحن محاوره جالبی داره

مجید
۱۳۹۷/۱۲/۲۳

زبان محاوره ای جذاب و خواندنی

AAzAR
۱۳۹۷/۱۲/۱۴

کوتاه و جذاب👍🏻

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳)
«جیم که کنسرو می‌فروختی همه عمر، دیدی که چگونه جیم کنسرو بشد»
🎀みoⓢⓢ£ɨŋɨ ʝムⓥɨの🎀
یه مدت همه پیش خودشون می‌گفتن واسه چی یه دکتر جوون لنگه دکتر استر پا شده اومده یه شهرِ این جوری که چند سال آزگار دکتر گمبل و دکتر فوتی توش جا خوش کردن و مریضا هم یا پیش این می‌رن یا اون. بعدش دهن به دهن گشت که زید آقای دکتر که اهل پنین سولای شمالی و این حرفاست، قالش گذاشته و این بوده که دکتر پا شده اومده اینجا تا خودش رو گم و گور کنه و از سرش بیفته. خودش که می‌گه به خیالش هیچ جا عین اینجا به درد یه دکتر نابلد نمی‌خوره تا یه دکتر کارکشته شه. واسه همین اومده اینجا.
🎀みoⓢⓢ£ɨŋɨ ʝムⓥɨの🎀
راستی تا یادم نرفته از این طفلی پُل دیکسون واست تعریف کنم. ده سالش که بود از درخت پرت شد پایین. با مخ خورد زمین و ملاجش تکون خورد و دیگه خوب نشد که نشد. طوریش نیست‌ها، فقط یه کم خُل وضعه. جیم کاندل اسمش رو گذاشته بود اُسکل خان. جیم هر کی عقلش پاره سنگ می‌بُرد، اسمش رو می‌ذاشت اُسکل خان. منتها عوض عقل می‌گفت مخ. این هم یکی از شوخی‌های بامزه‌اش بود. به عقل می‌گفت مخ و به دیوونه‌ها هم می‌گفت اُسکل خان. منتها طفلی پُل دیوونه نیست، فقط یه کم خُل وضعه. خودت حساب کن که جیم چقد سر به سر این طفل معصوم می‌ذاشت. می‌فرستادش گاراژ دنبال آچار فرانسه چپ دست! به حق چیزای نشنیده! آچار فرانسه چپ دست!
🎀みoⓢⓢ£ɨŋɨ ʝムⓥɨの🎀

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۳ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۵۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۲/۲۰
شابکundefined
تعداد صفحات۳۳صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۵۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۲/۲۰