با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
جایی بالاتر از رنجیدن

دانلود و خرید کتاب جایی بالاتر از رنجیدن

۳٫۹ از ۱۰ نظر
۳٫۹ از ۱۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب جایی بالاتر از رنجیدن  نوشته  مهرنوش صفایی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب جایی بالاتر از رنجیدن

«جایی بالاتر از رنجیدن» رمانی نوشته مهرنوش صفایی است. دوست نزدیک سوسن، به اسم شیوا به تازگی در اثر سرطان مرده است و حالا همسر او نوریان، که دچار افسردگی است و دکترش از او خواسته وسایل شیوا را از خانه‌اش دور کند تا حالش بهتر شود، از سوسن می‌خواهد که او این کار را برایش انجام دهد. با ورود سوسن به زندگی شخصی شیوا رازهایی از او برملا می‌شود و رفت و آمدهای مکرر سوسن با همسر دوستش وابستگی‌هایی ممنوعه ایجاد می‌کند: درست نمی‌دانم از کی شروع کردم به مقایسهٔ احمد با نوریان. اما وقتی به خودم آمدم دیدم نه‌تنها خودم، که بچه‌ها هم اسیر این دور باطل شده‌اند؛ اسیرشوخی مسخرهٔ مقایسهٔ دو آدم غیر قابل قیاس با هم، مثل گذاشتن رنگ زرد و قرمز کنار هم. وحشت‌زده شدم. این منصفانه نبود. این خیانت محض بود. من و بچه‌ها سر سفرهٔ احمد می‌نشستیم اما دوستش نداشتیم. حرف‌هایش را می‌شنیدیم اما در دل به او می‌خندیدیم و مسخره‌اش می‌کردیم. ما با او و در کنار او زندگی می‌کردیم اما به قدر سر سوزنی قبولش نداشتیم. احمد در عمل برای ما تمام شده بود. ما فقط همخانه بودیم. درک این حقیقت که معاشرت با نوریان برای من و بچه‌ها مثل یک سمِ مهلک، خطرناک و تهدیدکننده شده، نیازی به برخورداری از هوش و فراستِ زیادی نداشت. در واقع پرده‌ها چنان به وضوح افتاده بود و حقیقت چنان آشکار و روشن شده بود که فقط آدمی احمق می‌توانست چشم‌هایش را ببندد و خود را به نفهمیدن بزند. و من دلرحم بودم؛ اما احمق نبودم. من نه تنها با چشم دل، که با چشم سر هم می‌دیدم چطور حریم‌ها یکی یکی برداشته می‌شود و احساس، خط قرمزهای منطق و استدلال را درهم می‌شکند. زنگ خطرها بی‌وقفه و پیاپی زیر گوشم نواخته می‌شد و به من هشدار می‌داد که با دست دست کردن اوضاع را از این که هست خراب‌تر نکنم.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷)
آزاده۵۸
۱۳۹۹/۰۳/۲۸

راستش بد نبود ولی خیلیم خوب نبود

javid
۱۳۹۸/۰۷/۱۳

من کتاب های شما را دوست دارم، فقط چند نکته به عنوان خواننده ای که طرفدار شماست مطرح میکنم. در چند کتابی که از شما خواندم تقریبا در یک سوم پایانی کتاب، الفاظ و کلمات و حرف ها کش می‌آیند، توضیحات

- بیشتر
farzane.e
۱۳۹۸/۰۹/۰۴

این کتاب چقدر راهنمای خوبی برای بخشش و گذشتن بود♥️

بهروز گنج جو
۱۳۹۹/۰۱/۲۵

ضمن احترام به همه ی افرادی که دستی در قصه گویی دارند بدون مقایسه باز تیپی از افراد هم مشتاق نوشته هایی در سبک بالاتر از مجنون یا نوشته های فهیمه رحیمی هستند همه براهنی دولت آبادی و.... نیستند شاید

- بیشتر
❤️❤️❤️
۱۳۹۹/۰۴/۱۸

چند کتابی که از ایشون خوندم همه چیزهای مشترکی داشت اولا اواخر کتاب انقدر کش دار میشه که دیگه حوصله ای برای خوندنش نمیمونه دوما شخصیتهای اول داستانها مثل همین سوسن خیلی شخصیتهای متکبر و مغروری هستن که رفتارهای زننده

- بیشتر
کاربر ۱۱۸۵۲۴۹
۱۳۹۹/۰۶/۲۹

کتاب خوبیه من بی وقفه خوندم ولی آخرش خوب تموم نشد نویسنده وقتی شخصیتی برای ما میسازه ما نسبت بهش تعلق خاطر پیدا می کنیم ودوست داریم به جایگاه خوبی برسه وخطا کار به جزای اعمالش برسه اون موقع بعداز

- بیشتر
مهسا
۱۴۰۰/۰۱/۲۱

من بااین کتاب گریه کردم ... و چیزی که یاد گرفتم اول مناعت طبع و بزرگواری سوسن بود و دومین چیزی ک عبرتم شد این بود هیچوقت نباید سکوت کرد باید حرف زد توضیح داد تلاش کرد چون زندگی به

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲)
«همیشه از اینکه شیوا تا آن حد زن کامل و منحصربه‌فردی بود، توی آسمان‌ها سیر می‌کردم. نمی‌دانید چقدر به خودم می‌بالیدم که صاحب چنین همسری هستم. زنی که قادر بود حتی در اولین برخورد تحسین هر کسی را برانگیزد… آن وقت‌ها همیشه فکر می‌کردم خوش شانس‌ترین مرد دنیا هستم که چنین همسری دارم. اما حالا می‌فهمم که چقدر بدبختم، بدبختم چون تا ابد اسیر و زندانی کمالات شیوا هستم… اسیر خصوصیات منحصر به فرد زنی که هیچ کس به گردپایش هم نمی‌رسد و اسیر مقایسه‌ای که نتیجه‌اش همیشه سرخوردگی و تنهایی است
javid
گاهی عمر انسان حتی از عمر یک شیء هم کوتاه‌تر است
javid

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۱۲ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۱۱/۰۸
تعداد صفحات۵۱۲صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۱۱/۰۸