
کتاب خوبی، من را پیدا می کند (من نی هستم)
معرفی کتاب خوبی، من را پیدا می کند (من نی هستم)
کتاب خوبی، من را پیدا میکند (من نی هستم) نوشتهی هاکان منگوچ با ترجمهی فائزه پورعلی روایتی صمیمی از سفر خودشناسی، تصوف و تعادل در روابط انسانی است. نویسنده که نوازندهی نی و پیانو و سالها شاگرد استادان صوفی بوده، تجربههای شخصی خود را با مفاهیم روانشناختی و حکایتهای تمثیلی درهم آمیخته است. در این کتاب از آشنایی با نی و استاد، تا کشف «الماس درونی»، عبور از درد عشق، شناخت روابط زوجین و مواجهه با انسانهای خودشیفته روایت شده است. نشر نسل نواندیش آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خوبی، من را پیدا می کند (من نی هستم)
کتاب خوبی، من را پیدا میکند (من نی هستم) سفری رواییـتأملی است که هاکان منگوچ در آن زندگی شخصی، آموزههای صوفیانه و مفاهیم روانشناسی را کنار هم قرار داده است. نویسنده از کودکی خجالتی و بیاعتمادبهنفس خود شروع کرده و نشان داده است چگونه آشنایی با یک استاد نیزن، او را به مسیر موسیقی، تصوف و خودشناسی کشانده است. در این مسیر از مثنوی، شمس، مولانا و حکایتهای کلاسیک الهام گرفته شده اما همه چیز در قالب تجربههای روزمره و مثالهای معاصر بیان شده است. در کتاب خوبی، من را پیدا میکند (من نی هستم) ساختار فصلها بر محور «تعادل» شکل گرفته است: تعادل در درون، تعادل در روابط عاطفی، تعادل در سلامت و تعادل در برکت و فراوانی. بخش اول با استعارهی «الماس در جیب گدا» و «سفر شاخهی نی» به کشف استعدادهای پنهان و رها شدن از پوستههای منیت میپردازد. بخش دوم روی روابط زوجین متمرکز است و مراحلی مثل آشنایی، نامزدی، ازدواج، روزمرگی، طلاق و درد عشق را با داستان خیالی «اعوز و عجه» توضیح داده است. در ادامه، نویسنده به موضوعاتی مانند زن و مرد رهانکردنی، نارسیسیسم، رهایی از درد عشق و نقش عادتپذیری ذهن در فراموش کردن جدایی پرداخته است. کتاب خوبی، من را پیدا میکند (من نی هستم) در عین روایتمحور بودن، در هر فصل تمرکز خود را بر یک گره مشخص میگذارد؛ از ترس نهگفتن و نیاز به تأیید، تا حسادت، وابستگی، و نحوهی مواجهه با انسانهای خودشیفته. نویسنده بارها به تجربههای مشاورهای و سمینارهایش ارجاع داده و کوشیده است نشان دهد چگونه آموزههای صوفیانه میتوانند در دل مسائل عاطفی و روانی امروز به کار بیایند.
خلاصه کتاب خوبی، من را پیدا می کند (من نی هستم)
کتاب خوبی، من را پیدا میکند (من نی هستم) از یک ایدهی مرکزی حرکت میکند: در «جیب» هر انسان الماسهایی از استعداد و امکان رشد وجود دارد که اغلب نادیده میماند. نویسنده با حکایت گدا و الماس، و سپس داستان سفر شاخهی نی از نیزار تا نی نالان، نشان میدهد خودشناسی یعنی رها شدن از پوستهها، تهیشدن از منیت و عبور از مراحل مختلف نفس تا جایی که «دم» الهی بتواند در انسان جلوه کند. در ادامه، کتاب این نگاه را به زندگی عاطفی تعمیم میدهد. روابط زوجین در شش مرحله از آشنایی تا درد عشق ترسیم شده و نشان داده شده است که چگونه هیجان اولیه، روزمرگی، ترس از طلاق، و رنج جدایی شکل میگیرد. سپس نویسنده به ویژگیهای «زن رهانکردنی» و «مرد رهانکردنی»، مرز دلبستگی و وابستگی، و نشانههای انسانهای خودشیفته میپردازد. در پایان، با تکیه بر سازوکار حافظه و عادتپذیری ذهن، راههایی برای عبور از درد عشق و بازسازی زندگی درونی پیشنهاد شده است.
چرا باید کتاب خوبی، من را پیدا می کند (من نی هستم) را بخوانیم؟
این کتاب با ترکیب حکایتهای صوفیانه، تجربههای شخصی و مفاهیم روانشناسی، تصویری روشن از مسیر خودشناسی و تعادل در روابط عاطفی ارائه کرده است. خواننده با استعارهی نی و الماس درونی، به ارزش استعدادهای پنهان خود آگاه میشود و در عین حال مراحل یک رابطه، نشانههای نارسیسیسم و راههای عبور از درد عشق را در قالب مثالهای ملموس دنبال میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که درگیر سردرگمی عاطفی، درد جدایی، یا روابط فرسوده هستند، به خودشناسی و تصوف علاقه دارند یا احساس میکنند استعدادهای درونیشان ناشناخته مانده است. همچنین برای علاقهمندان به پیوند میان روانشناسی و حکایتهای معنوی مناسب است.
بخشی از کتاب خوبی، من را پیدا می کند (من نی هستم)
«در جیب هر یک از ما یک، دو و یا تعداد زیادی الماس وجود دارد. ما صاحب پتانسیلی هستیم که به ما توانایی انجام دادن و تبدیل شدن به چیزی که میخواهیم را میدهد؛ اما الماسهایمان را نادیده میگیریم و شاید به ذهنمان نمیرسد که به جیبمان نگاه کنیم. من برای یادآوری الماسهایت آمدهام. در کنارت هستم تا تو را با تکهٔ فراموش شدهات و یا تکهای که هیچ گاه نشناختهای آشنا کنم. آمدهام تا تعادل را برای تو تشریح کنم. چون این اولین قولی است که به اساتیدم دادهام. اجازه بده تا برایت آموختهها و تجربیاتم را شرح دهم. از به هم رسیدنمان خوشحالم! علم، دانستن خود است علم، شناختن خود است تو اگر خودت را نشناسی این چگونه علمآموزی است؟ یونس امره میدانستم روزی در مسیرم در تقاطعی به هم خواهیم رسید. چون هر دوی ما مسافرین این جادۀ قدیمی هستیم. ما هر دو پرسشگریم. چرا هر دو در زمان مشابه اینجا هستیم؟ در گذر میلیونها سال از حیات دنیا، چرا مسیر ما در این برهه به یکدیگر رسیده است؟ چرا هر دوی ما به این عالم فرستاده شدهایم؟ زندگی ما را هرگز هیچ یک از حیوانات و سایر مخلوقات تجربه نخواهند کرد. هیچ یک نیازموده و یا نخواهد آزمود... جستجو؛ جستجوی پیدا کردن خودت حتماً برایت پیش آمده که در بعضی از روزها حتی برای بیدار شدن از خواب هم نتوانستی بهانهای برای خودت پیدا کنی! از هر روز بیدار شدن و انجام دادن کارهای تکراری عصبانی هستی. چون بهنظرت تکرار کردن زندگی بیمعناست.»
حجم
۶٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۳۱۲ صفحه
حجم
۶٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۳۱۲ صفحه