
کتاب ۲۱ قاعده مولانا
معرفی کتاب ۲۱ قاعده مولانا
کتاب ۲۱ قاعده مولانا (Mevlana'nin 21 Kurali) نوشته هاکان منگوچ، مجموعهای از تأملها، روایتها و مثالهای روزمره است که تعالیم مولانا را به زبان امروز نزدیک میکند و به مسائل روزمره پیوند میزند. نویسنده با کمک تجربههای شخصی، سفرها، دیدارها و داستانهای تمثیلی، ۲۱ قاعده را به عنوان راهنمایی برای زیستن آگاهانه، عاشقانه و آرام در جهان پراضطراب طرح کرده است؛ در هر قاعده، شعری از مولانا نقطهی آغاز است و سپس با روایت، گفتوگو و توضیح، به زندگی معاصر پیوند میخورد. نشر نسل نواندیش این کتاب را با ترجمه فائزه پورعلی منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ۲۱ قاعده مولانا
در کتاب ۲۱ قاعده مولانا، هاکان منگوچ بیتهایی از مولانا را بهانهای برای گفتوگو دربارهی زندگی امروز قرار داده است. نویسنده که خود را همسفر خوانندگان مینامد، از کودکی با تصوف و صوفیسم بزرگ شده و در این کتاب تلاش کرده آن جهان فکری را با زبان تجربههای روزمره، سفرها، کلاسها و مواجهههای شخصی بازآفرینی کند. در همان پیشگفتار، دغدغهی اصلی او روشن است: هر سطر باید چیزی به زندگی خواننده اضافه کند.
این کتاب در قالب ۲۱ قانون تنظیم شده و هر کدام با یک شعر کوتاه از مولانا، یک داستان یا خاطره، و سپس لایههای توضیح، مثال و جمعبندی همراه است. در قاعدهی ۱ از تفاوت حرص و عزم میگوید، در قاعدهی ۲ از شتابزدگی و ارزش صبوری، در قاعدهی ۳ از توهم کنترلگری، در قاعدهی ۴ از روی دیگر سکهی رنج، در قاعدهی ۵ از اعتماد و صداقت، در قاعدهی ۶ از بذرهایی که در دل و عمل کاشته میشوند و در قاعدهی ۷ از صبر به عنوان هوشیاری و استراتژی. کتاب ۲۱ قاعده مولانا در ادامه با قاعدههای دیگری مثل دیدن خیریت در اتفاقها، معنای واقعی دعا، مواجهه با ناشناختهها و… پیش میرود و هر بار میان شعر مولانا، مثالهای امروزی و پرسشهای درونی پلی تازه میسازد.
خلاصه کتاب ۲۱ قاعده مولانا
کتاب ۲۱ قاعده مولانا بر محور این ایده شکل گرفته که اگر مولانا برای انسان امروز ۲۱ قاعده مینوشت، چه میگفت. منگوچ پس از مراقبه و تأمل، این قواعد را صورتبندی کرده و برای هر کدام روایتی از زندگی خود، داستانی تمثیلی یا تجربهای عینی آورده است. پیامهای اصلی کتاب حول چند محور میچرخد: تمایز میان حرص و عزم، ارزش صبر در برابر شتابزدگی، رها کردن کنترلگری وسواسگونه، دیدن روی دیگر رنجها، بازتعریف ثروت، اهمیت اعتماد و صداقت، نقش بخشش و سهیم شدن، و تبدیل دعا از خواستنِ بیعمل به خواستنِ همراه با زحمت. کتاب تلاش کرده تعالیم مولانا را از سطح نقلقولهای زیبا به سطح انتخابهای روزمره، روابط، کار، رؤیاها و ترسهای انسان امروز بیاورد.
چرا باید کتاب ۲۱ قاعده مولانا را بخوانیم؟
این کتاب با ترکیب شعرهای مولانا، داستانهای تمثیلی و تجربههای شخصی نویسنده، مفاهیم معنوی را به موقعیتهای ملموس زندگی روزمره پیوند داده است. خواندن آن کمک میکند تفاوت حرص و عزم، صبر و انفعال، کنترلگری و مسئولیتپذیری، ثروت بیرونی و درونی، و دعا و عمل بهتر دیده شود و نگاه تازهای به رنجها، رؤیاها و روابط شکل بگیرد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به مولانا، تصوف و معنویت علاقهمند هستند، درگیر اضطراب آینده، شتابزدگی، کمالگرایی یا احساس بیمعناییاند و میخواهند میان شعر، تجربهی شخصی و تأمل روانشناختی پلی پیدا کنند.
درباره هاکان منگوچ
هاکان منگوچ (Hakan Mengüç)، نویسنده، نوازنده و سخنران اهل ترکیه، از چهرههای شاخص در حوزهی معنویت و عرفان است. او که در بورسا زاده و در استانبول بزرگ شد، از جوانی سعی کرد میان هنر و اندیشه پیوند برقرار کند. منگوچ با نگاهی که یادآور قلم پائولو کوئیلو است، میکوشد آموزههای کهن شرق و حکمت مولانا را به زبانی ساده، معاصر و فرامرزی ترجمه کند. آثار او غالباً در قالب سفرهایی درونی و بیرونی روایت میشوند که هدفشان بازگشت به اصل انسانی است. در کتاب پرفروش «هیچ ملاقاتی تصادفی نیست»، او با تکیه بر سنت صوفیانه، مفهوم تسلیم و اعتماد به مسیر زندگی را در قالب داستانی نمادین واکاوی میکند. در «من نی هستم»، با بهرهگیری از نمادپردازیهای کلاسیک، وجود انسان را به ساز نی تشبیه میکند که برای رسیدن به نوایی الهی، باید از تعلقات تهی شود. همچنین در آثاری نظیر «۲۱ قاعده مولانا» و «دلت که پاک باشد»، منگوچ با بازخوانی تجربههای زیستهی خود در سفرهایی نظیر سفر به آفریقا، به دنبال پاسخهایی برای پرسشهای وجودی انسان در تلاطم جهان مدرن میگردد.
بخشی از کتاب ۲۱ قاعده مولانا
«مرغ اگر خطبه خواند شاخ اگر گل فشاند
سبزه اگر تیز راند هیچ ندارد دوا
ابر حریف گیاه صبر حریف صبا
یکی از تلههایی که در آن میافتیم، سرعت و شتاب است...
حالآنکه هیچچیز به میزان شتاب، تو را به تأخیر نمیاندازد. انسان چیزی که برای آن شتابزده عمل میکند را یا از دست میدهد یا در رسیدن به آن تأخیر میکند یا هرگز به آن دست نمییابد. یکی از خطاهایی که در زندگی مرتکب میشویم، همین شتابزدگی است. فکر کنم این یکی از ضعفهای ما باشد.
میخواهیم بیمعطلی بشود. میخواهیم بیمعطلی برسیم. میخواهیم بیمعطلی آغاز شود. هرچه میخواهد باشد، فقط بیمعطلی بشود. میخواهیم بیدرنگ به رؤیاهایمان دست بیابیم. زود موفق شویم. زود انجامش دهیم. زود به دست بیاوریم. زود به وصال برسیم. زود به درآمد برسیم. بیدرنگ هرچه میخواهیم، متعلق به ما شود. هر دستاوردی که بدون زحمت و صبری که در فرجۀ رشد باید از خود نشان بدهیم، به دست بیاوریم، برای مدتی کوتاه مهمان ما خواهد بود؛ نه ارزشی خواهد داشت و نه چیزی به ما اضافه خواهد کرد و نه قابلاعتماد خواهد بود.
مسیر باارزش، میانبری ندارد، چراکه در روند بالغ شدن هر میانبری یا تو را از مسیر دور میکند یا بهسوی تاریکیها میبرد.»
حجم
۱۴۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه
حجم
۱۴۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه
نظرات کاربران
همهٔ شادی ها شبیه به هم به نظر می رسند،اما هیچ غمی را نمی توان با دیگری مقایسه کرد.