با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
چهار چهارشنبه و کلاه گیس

دانلود و خرید کتاب چهار چهارشنبه و کلاه گیس

۱٫۵ از ۳۷ نظر
۱٫۵ از ۳۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب چهار چهارشنبه و کلاه گیس  نوشته  بهاره رهنما  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب چهار چهارشنبه و کلاه گیس

«چهار چهارشنبه و یک کلاه‌گیس» مجموعه داستانی به قلم نویسنده و هنرمند معاصر، بهاره رهنما است. بهاره رهنما متولد آذر ۱۳۵۳ است و از سال ۷۰ کار بازیگری را آغاز کرده است. رهنما از همان آغاز کار بازیگری نویسندگی را هم تجربه کرده و وبلاگ نویسی و روزنامه‌نگاری هم کرده است. او حقوق، ادبیات و ادبیات نمایشی خوانده و گاهی هم تدریس کرده است، اما شاید بتوان گفت مهم‌ترین دغدغه‌اش کنار بازیگری، همین نوشتن بوده است. با این که رهنما تاکید کرده که فمینیست نیست، در آثارش معمولا فضای زنانه ملموسی به چشم می‌خورد. این مجموعه دربردارنده داستان‌هایی است که او از سال ۱۳۷۰ نوشته است. «بخشی از اولین داستان این مجموعه با نام «تو خفه می‌شی یا من؟» را می‌خوانید: می‌خواهی به بهانهٔ این ورق‌ها حرف‌هایت را بزنی. سیگار مِریت آبی‌رنگ را از توی کیفت درمی‌آوری. هنوز هم مثل سال‌های دبیرستان بلد نیستی دود سیگار را تو بدهی. دهان قشنگ گوشتالویت را پر از دود می‌کنی و مثل همیشهٔ این پانزده سال، بعد از پُک اول بی‌اختیار تکه‌موی لَخت کوتاهت را از روی پیشانی‌ات می‌دهی کنار. برای اولین‌بار تهدید می‌کنی و می‌گویی: «بنزین خریدم، آخرش هم خودم و هم اون زندگی رو که تا همین ماه پیش هر روز مثل خر می‌سابیدمش، می‌فرستم هوا.» بهت می‌گویم: «خفه می‌شی یا من خفه شم؟ مگه نمی‌خوای فالتو بگم؟» می‌گویی: «سارا، دارم از فضولی می‌میرم. آخه می‌گم کاش با یکی بهتر از من رفته باشه، اما می‌ترسم طرفو ببینم و تازه بفهمم چه خاکی سرم شده!»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۸)
بلاتریکس لسترنج
۱۳۹۷/۱۰/۲۹

سخیف سخیف سخیف محتوای فکری بهاره رهنما در کتاب= فالگیر و هوو و فال و ورق و رمالی و چاقی لاغری پول خیانت به بهترین دوست و ... تو جزییات نوشته در کتاب ایشون فضای زنانه ی ملموسی به چشم میخوره ...

- بیشتر
حسین رسولی
۱۳۹۷/۱۰/۲۹

واقعا این کتاب ها خریداری می‌شوند؟ دوستانی که خریدند درباره کتاب و علت خریدشان بگویند. ممنونم.

diba
۱۳۹۸/۰۱/۲۴

خیلی سطحی بود. از خریدش پشیمونم⁦☹️⁩

ارش
۱۳۹۷/۱۰/۲۳

مجموعه داستان وودی آلن رو از نشر چشمه بزارید

Ghazal Karavan
۱۳۹۹/۱۱/۱۷

کتابی نیست که با اطمینان بخوام به کسی معرفی کنم اما برای یک بار خوندن بد نبود مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه با محوریت یک سری موضوعات خاص که پراکنده هم هستن و نمیشه کنار هم جمعشون کرد و اسمشو گذاشت کتاب! بیشتر

- بیشتر
Zahra Araghinia
۱۳۹۸/۰۵/۱۴

توهین به شعر و ادبیات فارسی ...

كامران
۱۳۹۹/۱۱/۱۷

وقت تلف کردن. بنظرم یه عده بهتره برن با روشهای دیگر معروف بشن و عرصه نویسندگی را خراب نکنند.

ا.ف،م.ن
۱۳۹۷/۱۰/۲۹

مشهور باش هرچی بنویسی اسمش می شهlکتاب ا

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵)
بهاره رهنما به روایت شناسنامه متولد سی شهریور سال ۵۲ تهران، و به روایت خودش متولد دهم آذر ماه سال ۵۳، شهرستان اراک است. از سال ۷۰ بازیگری را شروع کرده و از همان سال‌ها کنار بازیگری داستان هم می‌نوشته، او روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس هم هست؛ حقوق، ادبیات و ادبیات نمایشی خوانده و گاهی هم تدریس کرده، اما شاید بتوان گفت مهم‌ترین دغدغه‌اش کنار بازیگری همین نوشتن بود. در مصاحبه‌ها و حرف‌هایش تأکید دارد فمنیست نیست، اما در بیشتر داستان‌هایش فضای زنانهٔ ملموسی به چشم می‌خورد. در چند کارگاه و دورهٔ رمان و داستان حضور داشته، اما مهم‌ترین مدرس خودش برای نوشتن را جعفر مدرس‌صادقی می‌داند که زمانی در فرهنگسرای نیاوران داستان‌های بهاره را می‌خواند و کنارش حاشیه می‌نوشت! این کتاب اولین مجموعه داستان اوست که شامل داستان‌هایی از برهه‌های زمانی مختلف نوشتنِ او از سال ۷۰ تاکنون است.
ⓜⓞⓣⓐⓗⓐⓡⓔ
این هم عادت دیگر گروه اکثریت بود که ما چهار نفر هرگز راجع‌به خواسته‌های‌مان حرف نمی‌زدیم، یا راجع‌به مشکلات‌مان و چیزهایی که عذاب‌مان می‌داد؛ در حالی‌که اگر به زبان‌مان می‌آمد، شاید به‌سادگی حل می‌شد
zohoor6789
بارها آرزو کردم ای‌کاش جرئت داشتم و می‌رفتم در اتاق را باز می‌کردم و بی‌توجه به قوانین گروه اکثریت، از این در و آن در با مامان حرف می‌زدم و همهٔ سؤال‌های بی‌شمارم را می‌پرسیدم، اما جرئت نمی‌کردم و به‌جاش در سکوت و تنهایی به خیلی چیزها فکر می‌کردم.
zohoor6789
برای پنجمین‌بار است در این هفته باز آمده‌ای، روبه‌روی من نشسته‌ای و از من می‌خواهی برایت فال بگیرم. موهایم را شرابی کرده‌ام، با تارهای سفیدش سایه‌روشن قشنگی شده، اما تو اصلاً متوجه تغییرم نمی‌شوی. من هم با حرص، ورق‌های سرخ را روی میز شیشه‌ای بُر می‌زنم و برای نمی‌دانم چندمین‌بار می‌گویم که فالْ بیشتر از ماهی یک‌بار جواب نمی‌دهد؛ تو هم مثل همیشه نمی‌شنوی و با آن جملهٔ تکراری شروع می‌کنی: «سارا فکرشو بکن، به من خیانت می‌کنه! به من!»
ⓜⓞⓣⓐⓗⓐⓡⓔ
«تا آخر دنیا عاشقتم، بگو خانوم‌کوچولوی دیوونهٔ من بیاد پایین.» سرم گیج می‌رود و می‌خواهم همهٔ وجودم را عُق بزنم. سعید دارد در ماشین را برای تو باز می‌کند. با موهای کوتاهش شبیه سعید سال‌های دبیرستان شده. تو به او لبخند می‌زنی، یاد خوابم می‌افتم؛ من و تو و سعید و یک بی‌بی گشنیز گندهٔ مقوایی بدقواره... ترشی مایع معده دهانم را پر می‌کند. می‌دوم سمت دست‌شویی. پشت صدای شیر آب و عق زدنم، صدای صاحب‌خانه‌ام را می‌شنوم که غر می‌زند باز اجارهٔ خانه‌ام عقب افتاده!
مری و راه های نرفته اش

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۸۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۰/۱۸
تعداد صفحات۸۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۰/۱۸