معرفی و دانلود کتاب خنده‌های فالش(مجموعه شعر طنز) + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب خنده‌های فالش(مجموعه شعر طنز)
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب خنده‌های فالش(مجموعه شعر طنز)

نوع کتاب
۵.۰(از ۴ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
سعید سلیمان‌پور

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خنده‌های فالش(مجموعه شعر طنز)

از غم و غصه‌ها دیگه پیر شدیم جون داداش، از جونمون سیر شدیم دل فلک به حالمون کبابه اعصابمون خط‌‌خطی و خرابه! تو این هاگیر واگیر جنگ اعصاب زمونۀ استرس و اضطراب زیر فشار مشکلات آش و لاش جون واسه‌مون نمونده جون داداش! آخه تا کی با شوخی و با خنده زیر سبیلی دَرکُنه شعر بنده؟ آخه تا کی با این غم نهفته آخه تا کی با دردای نگفته آخه تا کی میون غصه‌ها گم شعرای شاد بگم برای مردم؟

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خنده‌های فالش(مجموعه شعر طنز) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:خنده‌های فالش(مجموعه شعر طنز)
موضوع:طنز
نویسنده:سعید سلیمان‌پور
انتشارات:انتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۲/۰۸/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۸۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۱۷۵۵۲۶۲
تعداد صفحه‌ها:۱۶۰ صفحه
قیمت کتاب:۱۱۲۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

panah
۱۳۹۸/۰۴/۲۹

از شاعران و طنز پردازان قدر و چیره دست ارومیه ای،دارای مدرک دکترای ادبیات می باشند و اشعار بسیار زیبایی در زمینه ی طنز ارائه نموده اند. خنده های فالش اولین واژه در دست تعمیر دومین کتاب دومین و خلستان سوین کتاب در...بیشتر

۰
❤زی زی بانو❤
۱۳۹۵/۰۶/۱۷

❤خووووووب

۰
عرفان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۲۱

خوبه شعر طنز

۰

بریده‌هایی از کتاب

مادربزرگ💝
۱۹
چو تاریک شد خانه، مانند غار سر شمع روشن شد از اضطرار شنیدم که می‌گفت با لامپ، شمع که باشد مرا خاطری جمعِ جمع میان من و تو بسی فرق هست که نور من از خویش و بی‌ برق هست من از سوختن می‌شوم پر ز نور تو از سوختن می‌شوی سوت و کور من از غیر باشد حسابم سوا تو وابستۀ سیم و پا در هوا به «نیرو» نباشد بسی اعتماد که کس چون تو محتاج «نیرو» مباد! ز «نیرو» بود لامپ را کاستی‌(!) به هر لحظه‌ای کاو دلش خواستی از آن رو از این پرتو گاه‌گاه بیاید مرا خندۀ قاه‌قاه! نبیند یقیناً از این بیش خیر کسی که چو تو متکی شد به غیر چو نورم نه از لطف دیگر کس است از آن رو مرا کور‌سویی بس است
مادربزرگ💝
۱۴
مناظرۀ لامپ با شمع ... «شبی یاد دارم که چشمم نخفت» شنیدم که یک لامپ با شمع گفت که ای آن که خاموش روی رفی نباشد از این پس تو را مصرفی به هر خانه‌ای پرتوافشان منم به ظلمات شب ماه رخشان منم ز «نیرو» مرا برق ارزانی است از آن رو مرا روی نورانی است درخشنده چون اختری روشنم منم روشنی‌بخش شب‌ها، منم تو خاموش، از هر کجا رانده‌ای فراموش، در گوشه‌ای مانده‌ای دگر دورۀ تو به سر آمده است که لامپی چو من در نظر آمده است حساب من ای شمع با تو جداست که یک لامپ را با تو بس فرق‌هاست در این بین تا صحبت از فرق رفت ز اقبال بد غفلتاً برق رفت
"Shfar"
۳
از غم و غصه‌ها دیگه پیر شدیم جون داداش، از جونمون سیر شدیم دل فلک به حالمون کبابه اعصابمون خط‌‌خطی و خرابه! تو این هاگیر واگیر جنگ اعصاب زمونۀ استرس و اضطراب زیر فشار مشکلات آش و لاش جون واسه‌مون نمونده جون داداش! آخه تا كی با شوخی و با خنده زیر سبیلی دَركُنه شعر بنده؟ آخه تا كی با این غم نهفته آخه تا كی با دردای نگفته آخه تا كی میون غصه‌ها گم شعرای شاد بگم برای مردم؟
فائزه قائمی
۲
شاهد on نیست ... که ‌pm بفرستد ما را؟ یا که از ‌‌‌ID بنده نشانی دارد؟ شاهد off است و ز مو یا ز میانش چه ثمر چون که بی webcam خود روی نهانی دارد
فائزه قائمی
۲
نکوهش چرا چرخ نیلوفری را بگیری از این چرخ اگر پنچری را! بکن نام خود را قرین سیاست بجوی اندر این عرصه نام‌آوری را
مهدی
۱
اگر‌چه مدتی قر داد و بعداً باد او خوابید هنوز از عشوه‌های دوم خرداد می‌ترسم اگر‌چه نیمۀ پنهان من پاک است و باکم نیست هنوز از لحظۀ رو کردن اسناد می‌ترسم
مهدی
۰
دلا به عشق گلی مبتلا شدی در باغ که بلبل از غم او نعره زد به صوت کلاغ گلی که بینی او خود مثال دسته‌گلی است مگر به تیغ پزشکان کند علاج دَماغ تورم است و گرانی و مشکل مسکن کنون چه موقع آواز عشق بود‌، الاغ؟
مهدی
۰
آن شب که ملوسانه به ما زُل زده بودی با شوت نگاهت به دلم گل زده بودی اما چه گلی! چون که کمک‌داور انصاف پرچم زده بوده است که با فول زده بودی دردا دل من واشُد از آن سنبل زلفت یعنی گره عاطفه را شل زده بودی