«بوطیقای گسست؛ سینمای اصغر فرهادی» نوشته مازیار اسلامی، پژوهشگر حوزه هنر و منتقد هنری است.
اسلامی در این کتاب به سینمای فرهادی به عنوان محصول گسست تاریخی برساخته دوران اصلاحات در سینمای ایران مینگرد. دورهای که دوگانهی سینما و سینماگر پیش و پس از انقلاب وارد یک گذر شد و پیامدش ظهور نسلی تازه از فیلمسازان بود. اسلامی معتقد است که این دوگانگی تاریخی که با انقلاب ۱۳۵۷ آغاز شده بود و البته کمابیش دیگر عرصههای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را هم بازتعریف کرده بود، در خرداد ۱۳۷۶ دچار بحران شد؛ بحرانی که اگرچه کامروا نبود اما در مواردی توانست پیکره ایستای پیش روی خود را خدشهدار کند و از طریق نسلی تازه فضای تازهای برای بیاعتبار ساختن این دوگانهی سینمای روشنفکری پیش از انقلاب و سینمای مهندسیشدهٔ ارزشی ـ دینی پس از انقلاب، بجوید.
اهمیت سینمای فرهادی از این جهت است که میکوشد این خلا و گسست ایجاد شده را درونی کند. با مواجهه هوشمندانه با آن در آثارش که همه پیام واحدی شبیه به این دارند: «عملیاتِ رستگاری و نجات مداوم و پیوسته که عمیقاً و باطناً نومیدانه است و اگر امکانی هم باشد تنها با پذیرش نومیدی و ناممکنی موجود در آن متصور است.»
حرکت سینمای او، حرکت بطئی این گسست و جدایی تا اعماق روایت است، رسوب بطئی این گسست در دِل خودِ روایت؛ روایتهای ازهمگسیخته، گسستها و جداییهایی که خود نیز مبتلا به گسست میشوند. این کتاب میکوشد تصویری از حرکت بطئی این گسست در سینمای فرهادی باشد، با نقشهبرداری از موقعیت دقیق آن در هر فیلم و تحولی که خود این حرکت ایجاد میکند.
اسلامی با متصور شدن دو حرکت وضعی و انتقالی برای سینمای فرهادی، با بررسی دیالکتیک میان این دو، سیر تحول بطئی اصغر فرهادی را در دنیای فیلمسازی خودش و در کلیت سینمای ایران بررسی میکند. او میکوشد در بطن این دیالکتیک، تحلیلی درونماندگار از سینمای فرهادی و شش فیلم اولش ارائه کند. به عقیده اسلامی با اصغر فرهادی سینمای ایران شروع میکند «در سطحی فرمال به خویش نگاه کردن. به آن به اصطلاح «اجتماعی بودن» اش به وسواسهای اخلاقی ـ معنویاش. و حتا کناییتر به علاقهاش برای دیده شدن توسط دیگری.»
فرهادی ممکن است در سینما، همچنان پدیدهای گشوده و نامنتظره باشد، اما تا اینجای مسیر فیلمسازیاش، فراتر از تحسین و موفقیتهای بینالمللی، پدیدهای مهم و استثنایی در هنر معاصر ایران است. همانگونه که نیچه گفته بود «اگر از ارتفاعی درست بنگریم همهٔ چیزها سرانجام بههم میرسند: اندیشههای فیلسوف، کار هنرمند و اعمال نیک.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب بوطیقای گسست و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
هیچکاک در روانی با کشتن شخصیت بهظاهر اصلیاش که روایت در نیمهٔ نخست با نقطهٔ دید او آغاز میشود، آن رابطهٔ ضروری میان مرگ قهرمان و پایان روایتی را از کار میاندازد
سعید ص.
۰
به معنای واقعی کلمه ناقوسها نهتنها برای مرگ الی بلکه برای ایدهٔ روایت منسجم و متعین به صدا در میآیند.
mohsen
۰
فرهادی احتمالاً معاصرترین فیلمساز، یا شاید هم هنرمند کنونی ماست. معاصرتر از تمامی همعصرانش. معاصر است؛ اما نه با این استدلال رایج که کاملاً همزمان و همگام با زمانهٔ خویش است و به نمودها و جلوههای آن میچسبد، بلکه برعکس چون همواره با نوعی کژزمانی، عدمتناسب و اختلاف فاز رودرروی «حال» قرار میگیرد. پس بیجهت نیست که این کژزمانی و اختلاف فاز مهمترین مشخصهٔ فرمال درام اوست. این ناهمآیندی فرهادی را البته نباید با نوستالژیک بودن یکی دانست. او معاصر است و به زمانهاش چشم میدوزد. معاصر است؛ درست به همان مفهومی که جورجو آگامبن، فیلسوف ایتالیایی، از معاصر بودن طرح میکند «معاصر بودن نه برای مشاهدهٔ روشنایی، بلکه برای درک تاریکی و تیرگی آن.»۳۱ معاصر است چون عدسیهای دوربینش را با تاریکی و تیرگی محیط تنظیم میکند. از این بابت نباید انکار کرد که او حقیقتاً فیلمسازی «سیاهنم
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
جملات کتاب خیلی طولانی هست. اینقدر که موقع مطالعه یک قسمت تا بخواهیم به انتهای جمله برسیم سررشته ی کلام نویسنده رو گم میکنیم و فهم مطلب سخت میشه