معرفی کتاب جهنم تکریت؛ خاطرات سرگرد آزاده مجتبی جعفری
«جهنم تکریت» خاطرات آزاده جنگ تحمیلی، مجتبی جعفری است.
«خورشید آرامآرام داشت در دامنۀ مغرب پنهان میشد که در محل دژبانی شهر بغداد توقف کردیم. تقریباً هشت ساعتی بود که در راه بودیم. تنها یک توقف در پمپ بنزین داشتیم و آنجا فقط حاج آقا عباسی توانست قضای حاجتی بکند و بقیه مثل مار به خود میپیچیدند.
سرانجام اجازه عبور داده شد. با سرعتی کم، وارد شهر بغداد شدیم. هوا کاملاً تاریک شده بود. از خیابان باریکی شبیه خیابان لالهزار تهران گذشتیم و از زیر یک پل بزرگ هوایی، وارد پادگانی که معروف به الرشید بود، شدیم. بعد از عبور از چند خیابان، داخل پادگان، از دروازۀ کوچکی که میان دیوارهای بلندی قرار داشت عبور کردیم. اتوبوس وارد محوطۀ جدیدی به نام زندان الرشید شد.
بعد از اینکه از مقابل دو محوطۀ مشابه رد شدیم، ما را از اتوبوسها پیاده کردند. در این دو محوطه، تعداد قابل توجهی انسان با لباسهای عجیب و غریب وجود داشتند. ابتدا فکر کردم عراقیاند؛ بعد متوجه شدیم اسرای ایرانی اینجا زندگی میکنند!
از اتوبوس که پیاده میشدم، زیاد متوجه نبودم. یک سرباز عراقی که کنار در ایستاده بود، محکم پشت گردنم کوبید. نزدیک بود زمین بخورم. به سختی خودم را کنترل کردم و از کنار خیل عظیم اسیرانی که از ترس، سرها را لای پاهایشان فرو برده بودند، عبور کردم و جلوی یک ساختمان قدیمی که کمی بزرگتر از اتاق العماره بود، نشستم.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب جهنم تکریت؛ خاطرات سرگرد آزاده مجتبی جعفری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
این صحبت، حاصل گپهای شبانهای بود که گاهی تا ساعت ۲ بعد از نیمهشب طول میکشید. جعفر وقتی حرف میزد، با تمام وجودش مطلب را بیان میکرد و سیگاری پشت سیگار روشن و تعارف میکرد. گاهی هم به شوخی، عرق صورتش را پاک میکرد؛ یعنی اینکه ببخشید، چیزی برای پذیرایی نداریم. صدای جالب و غمانگیزی داشت.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
به نسبت بقیه کتابهایِ این مدلی,زیاد جالب نیست درحد خوب و متوسط
این کتاب جالب نبود یعنی خوب نوشته نشده و پر ابهام بود نویسنده حداقل دو جمله از خودش نگفته مستقیما وارد روز اسارت شده
ارزش خوندن وقت گذاشتن نداره سلیقه نویسنده به شدت پایین کلافه کنندس
خاطرات معمولی یک اسیر نویسنده کتاب در دوران اسارتش میباشد که با گرایش مذهبی و عقیده شخصی مکتوب شده .
باز خواندن این کتاب متوجه میشویم چه مردان بزرگی داشتیم چه رنجها بردن واقعا دلمان با عراقیها صد سال صاف نمیشه
یکی از خوب های خاطرات اسارت
حقیقتا کتابی نبود که ارزش وقت گذاشتن داشته باشه ولی در کل بد نبود
این کتاب فوق العاده جذابه پیشنهاد میکنم حتما بخونید