با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتیات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

کتاب زندانی فاو؛ خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی
انتشارات:
انتشارات سوره مهر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
معرفی کتاب زندانی فاو؛ خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی
گروهبان دوم وظیفه عماد جبار زعلان الکنعانی از نظامیان عراق است که چند سال در ایران زندگی کرده است. او خاطرات چهار ماه سرگردانی و مخفی شدنش را در فاو در سه دفترچهٔ چهلبرگ با جلد صورتیرنگ نوشت و برای چاپ به دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزهٔ هنری داد.
خاطرات او، «زندانی فاو»، اولین کتاب از خاطرات اسیران عراقی است که پس از سقوط حزب بعث و صدام چاپ شده و در آن مشخصات کامل راوی و عکس وی را میتوان دید.
گروهبان عماد در فاو دیدبان یکی از واحدهای تیپ ۱۱۱ عراق بوده است. او، هنگامی که متوجه سقوط فاو میشود، تصمیم میگیرد اسیر نیروهای ایرانی نشود و هر طور شده خود را نجات دهد. این گروهبان سرسخت و لجوج چهار ماه در فاو میماند؛ زیرا راههای رسیدن به نیروهای عراقی بسته میشود. این تصمیم سرآغاز زندگی تازهای برای اوست.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب زندانی فاو؛ خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | زندانی فاو؛ خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی |
|---|---|
| موضوع | دفاع مقدس |
| نویسنده | عماد جبار زعلان کنعانی |
| مترجم | مهرداد آزاد |
| انتشارات | انتشارات سوره مهر |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۲/۰۸/۰۸ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۳.۸۳ مگابایت |
| تعداد صفحهها | ۱۰۴ صفحه |
| قیمت کتاب | ۱۴۵۰۰۰ تومان |
فرار از موصل: خاطرات شفاهی محمدرضا عبدی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حسین نیری
عبور از آخرین خاکریز (خاطرات اسیر عراقی دکتر احمد عبدالرحمن)احمد عبدالرحمن
زیر پوست جنگوحید خضاب
راز دوران پرالتهاب؛ خاطرات سروان عراقی ثامر حمود الخالصیثامر حمود الخالصی
زندان الرشید؛ خاطرات رئیس ستاد سپاه ششم نیروی زمینی سپاه سردار علی اصغر گرجی زادهمحمدمهدی بهداروند
رملهای تشنهجعفر ربیعی
توفان سرخ؛ خاطرات سرهنگ عراقی عبدالعظیم الشکرچیعبدالعظیم الشکرچی
بادهای برفی؛ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺳﺮﻭﺍﻥ ﻋﺮﺍقی ﺍﺣﻤﺪ ﻏﺎﻧﻢ ﺍﻟﺮبیعیمحمد نبی ابراهیمی
سنگریزههایی که شمارش نشدند (خاطرات سرتیپ قیس صبیح الزیدی)فاطیما فاطری
جهنم تکریت؛ خاطرات سرگرد آزاده مجتبی جعفریمجتبی جعفری
کتیبه ای بر آسمانمیرعمادالدین فیاضی
نبرد در الوکمحمود جوانبخت
۱۳۳ نفر آخر: خاطرات اسیر آزادشده ایرانی شریف صابریمحسن سنچولی پردل
تک آور گردان یکماکبر پیرپور
نام: سیدرضارضا جمشیدی
ساعتَ ۱:۲۵ شب به وقت بغداد: خاطرات اسیر آزاد شده ایرانی عادل خانیاسماعیل امامی
تکاوران نیروی دریایی در خرمشهر: خاطرات ناخدا یکم هوشنگ صمدی فرمانده گردان تکاوران در خرمشهرسیدقاسم یاحسینی
۱۰۱ خاطرهی جنگیراسم دلیچ
خاطرات یک لباس شخصیص. خ.
جادههای سربی؛ خاطرات سردار سرلشگر شهید دکترحاج احمد سوداگرمحمدمهدی بهداروند
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
از خواندناین کتاب بیشتر بدلیلشرح فتوحاتوموفقیتهای بسیجیهاو پاسدار های ما کهاز زبان یک سرباز عراقی بیان شده بود لذت بردم.
خیلی جذاب و روان نویسی معلوم میشه بدن انسان خیلی مقاوم هست که بتواند چندین روز بدون آب و غذا تحمل کند فقط ای کاش آخرش را معلوم میکرد
این اسیر عراقی دوران وحشتناک و سختی رو در فاو طی کرده و بدشانسی پشت بدشانسی،گرچه دشمن هست ولی حس و واقعیات رو به خوبی بیان کرده و همچنین ترجمه عالی که حس خواننده را به روزهای پنهانی در فاو...بیشتر
جالب با نوشتار روان که به سرعت تمام کتابو خوندم.
کتاب خوب و جالبی از چهارماه سرگردانی یک عراقی که به هر زحمتی شده میخواهد به نیروهای خودی برسد و تن به اسارت ندهد.
کتاب خوبیه من که از خوندنش خسته نشدم و قصد دارم تمامی کتابها در مورد جنگ ایران و عراق را مطالعه کنم و مخصوصا از دید عراقی ها.
بسیار عالی بود و نویسنده و راوی با بیان جزییات دقیق توصیف کاملی از شرح داستان راوی داشتند
سلام. مطالعه کردم.خیلی جالب بود.
خیلی گیرا و جذاب بود هرلحظه فکر میکردم دیگه اخرخطه و این سرباز عراقی گیرمیوفته اما هربار زیرکانه خودش رو نجات میداد و مقاومت میکرد برای من خیلیییی جذاب وهیجانی بود هر صفحه اش. پیشنهادمیکنم بخونید
به نظر غیر واقعی بود
کتاب قشنگی یود انقدر غرق مطالعه بودم و با این عراقی همزاد پنداری کردم که وقتی در باز شد و برادرم سلام کرد از جا پریدم
باسلام کتابی خوبی بود کمترازیک ساعت مطالعه کردم ولی آخرش به یکباره و بدون هیچ مقدمه به پایان رسید از انتشارات سوره ی مهرانتظاربیشتری می رفت واین اسیررو بعدازاینکه به اردوگاه اسرای عراقی بردنش بعدچی شد برای همین من منتظرچاپ...بیشتر
خیلی معمولی
کتاب خوبی بود و پیشنهاد میکنم بخونید
من کتاب رو پسندیدم چون حقایق شفاف بیان کرده بود