با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب آلکساندر پوشکین: مجموعه داستان‌ها اثر ناهید کاشی‌چیoff

کتاب آلکساندر پوشکین: مجموعه داستان‌ها

نویسنده:الکساندر پوشکینمترجم:ناهید کاشی‌چیانتشارات:نشر جوانه توسسال انتشار:۱۳۹۳تعداد صفحه‌ها:۶۸۰ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۳.۴از ۱۱ رأیخواندن نظرات
انتشاراتنشر جوانه توس

سال انتشار۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها۶۸۰ صفحه

دسته‌بندی
داستان کوتاه۱ مورد دیگر

معرفی کتاب آلکساندر پوشکین: مجموعه داستان‌ها

پوشکین نه تنها با ادبیات جهان آشنا بود بلکه دایه‌اش که قصه‌گوی ماهری بود او را با داستان‌های ملی کشورش هم آشنا می‌کرد و ترانه‌های محلی را برایش می‌خواند. او قصه و ضرب‌المثل‌های زیادی بلد بود و توانسته بود توجه پوشکین را به آن‌ها جلب کرده و عشق به ادبیات فولکوریک روس را در او به وجود بیاورد.نثر پوشکین، حاصل تأثیرپذیری از ادبیات فرانسوی است. او را می‌توان از اولین پیشوایان مکتب ولتر دانست. نثر او آمیخته با ایجاز، روانی و سهولت، دور از هر گزافه‌گویی و آرایه‌های چشمگیر است که پیوسته به‌سوی عریانی کلام حرکت می‌کند.

در این اثر مجموعه داستان‌هایی از این شاعر و نویسنده بزرگ روس را می‌خوانید:

آدریان هرگز اهل تعارف نبود. در باز بود. وارد راهرو شد و مرد هم به دنبالش. آدریان به نظرش آمد که افرادی در اتاق‌های خانه‌اش در رفت و آمد هستند. با خود اندیشید که این دیگر چه صیغه‌ای است. با عجله وارد اتاق شد... ناگهان از فرط وحشت پاهایش سست و بی‌حرکت شد. مردگان اتاق را در اشغال خود درآورده بودند. ماه از پشت پنجره صورت‌های زرد و کبود، دهان‌های حفره‌مانند، چشم‌های نیمه‌باز و کدر و بینی تیز آن‌ها را روشن کرده بود. آدریان وحشت‌زده تمام کسانی را که با سعی و همت او دفن شده بودند بازشناخت. مهمانی که همراه او وارد شده بود همان سرهنگی بود که او را به تازگی در میان رگبار شدید دفن کرده بود.

نظرات کاربران

vahid
۱۳۹۷/۰۷/۱۳

کسی که توانسته تاثیری شگرف بر نسلی مشهور از نویسندگان روس -مانند چخوف،گوگول،ناباکوف و.. -بگذارد،بدون شک پوشکین میباشد. با سپاس از انتخاب عالی طاقچه ،موفق وپاینده باشید.

مینا جعفری
۱۳۹۸/۰۸/۲۸

کتاب فوق العاده ست ولی واقعا دیگه خسته شدم از کتاب خوندن، توی این دو روز ، روزی سیصد صفحه کتاب خوندم ، اینستاگرام می خوام واتس اپ می خوام 😥

شیدا
۱۳۹۹/۰۱/۲۸

خوب بود. نثر روان و گیرایی داشت.

میلانوسکی
۱۴۰۱/۰۳/۱۲

پوشکین اونقدری اسمش سر زبونهاست که نیازی به گفتن من یکی نداره بعد از مدت ها فرار از داستان های روسی گیر این افتادم که یکی مثل بقیه شون. بهترین داستانش که بخوام بگم قریه گاریوخینو است. بعدش دختر سرهنگ. یک مشت

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۱۰)
من نباید امیدوار باشم که کسی مرا دوست داشته باشد. چه امید بچه‌گانه‌ای! مگر به عشق می‌شود اعتماد کرد؟
mahsa
بدون این‌که لباسش را بکند، نشست و درباره آن‌چه در این مدت کوتاه چنان او را فریفته کرده بود به اندیشه پرداخت. از روزی که از پنجره مرد جوان را دیده بود سه هفته بیشتر نگذشته بود. در همین مدت کوتاه آن‌ها نامه‌نگاری کرده بودند و مرد موفق شده بود از او قرار ملاقات شبانه بگیرد! نام مرد را از امضا زیر نامه‌هایش می‌دانست.
bfs
پوشکین می‌گوید: دانش و هنر از هر سرزمینی که برخیزد و متعلق به هر قومی که باشد، از آن همه جهانیان است.
mahsa
روزگاری که بلاهت جغجغه‌اش را به صدا درمی‌آورد
tina G
در اندیشه و حسرت قرون طلایی بودن، از ابتدای بشریت تنها دلیل بر آن است که آدمیان هیچ‌گاه از زمان حالشان راضی نبوده‌اند، به آینده نیز امید چندانی نداشته‌اند و همیشه در تصورشان به لحظات غیر قابل برگشت رنگ و لعاب می‌بخشیده‌اند.
مینا جعفری
راستش این دنیای هوسباز آن‌چه را در تئوری به ما امکان انجامش را می‌دهد، در عمل بر آن می‌تازد و از ما می‌ربایدش.
mahsa
آن‌هایی که برده بودند با اشتهای فراوان و بقیه با پریشانی در کنار ظرف‌های خالی خود نشسته بودند. اما به محض این‌که شامپاین برسر میز آورده شد، در میان جمع شور و حالی پدید آمد و همگی گرم صحبت شدند.
bfs
پس این نامه‌های عاشقانه، این اظهار محبت‌های آتشین، این تعقیب‌های لجوجانه و گستاخانه، هیچ کدام حاکی از عشق و محبت نبودند. پول و ثروت تنها چیزی بودند که روح او را تسکین می‌دادند. نه، لیزاوتا کسی نبود که بتواند خواسته‌های این مرد را تأمین و او را خوشبخت سازد. دختر بینوا، تنها شریک جرم راهزنی بود که کورکورانه در قتل ولی‌نعمت پیرش شرکت کرده بود.
bfs
صحبت‌های تومسکی چیزی جز پرحرفی‌های در حین رقص مازورکا نبود ولی رویاهای دختر جوان را سخت تحت تأثیر قرار داد. تصویری که تومسکی از گرمان برای او نقش زده بود با تصویری که خودش بارها به کمک رمان‌های جدیدی که خوانده بود، در ذهنش پرورانده بود در هم آمیختند و چهره‌ی پلیدی در نظرش مجسم کردند که باعث وحشتش شد و رویاهایش را در بند کرد، او نشست.
bfs
اگر روزگاری قلبتان با احساس عشقی آشنا بوده، اگر شوق حاصل از آن را به یاد می‌آورید. اگر روزی از شنیدن گریه فرزند نوزادی لبخندی بر لب‌هایتان نشسته، اگر روزگاری احساس بشردوستانه‌ای در قلبتان احساس کرده‌اید، شما را به آن احساس همسری، دوستی، مادری و هر چه برایتان عزیز است قسم می‌دهم که خواهش مرا رد نکنید و رازتان را به من بگویید.
bfs