بدون اینکه لباسش را بکند، نشست و درباره آنچه در این مدت کوتاه چنان او را فریفته کرده بود به اندیشه پرداخت. از روزی که از پنجره مرد جوان را دیده بود سه هفته بیشتر نگذشته بود. در همین مدت کوتاه آنها نامهنگاری کرده بودند و مرد موفق شده بود از او قرار ملاقات شبانه بگیرد! نام مرد را از امضا زیر نامههایش میدانست.