با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مهرگان، سرگذشت آب و آتش

دانلود و خرید کتاب مهرگان، سرگذشت آب و آتش

۴٫۷ از ۹۵۲ نظر
۴٫۷ از ۹۵۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مهرگان، سرگذشت آب و آتش  نوشته  بهار برادران  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب مهرگان، سرگذشت آب و آتش

«مهرگان، سرگذشت آب و آتش» عاشقانه‌ای در آخرین سال‌های ایران باستان را روایت می‌کند. بهار برادران، نویسنده این داستان در مقدمه اثرش چنین می‌نویسد: سرگذشت آب و آتش رمانی است عاشقانه که در دل تاریخ و حوادث آن روایت می‌شود. اما بیش از تاریخ، روایت‌گر عواطف و احساسات انسانی است که در هر زمان و هر مکان ثابت و پایدار بوده‌اند. نویسنده در این اثر کوشیده‌است تا جامعهٔ ایرانی در قرن ششم میلادی را به تصویر بکشد و خواننده را با ریشه‌های فرهنگی و تاریخی این سرزمین آشنا کند. ٰحوادث تاریخی داستان به نقل از منابع تاریخی به تصویر کشیده شده‌اند و تلاش شده تا به صورت مستند و بر پایهٔ تحقیقات تاریخی نوشته شوند. بخش عاشقانهٔ داستان نیز که رابطهٔ تنگاتنگی با بخش تاریخی دارد، بیشتر بر پایهٔ تخیل نویسنده و با شناخت از جامعهٔ ایرانی نگاشته شده‌است: جلوی در اصلی قصر می‌ایستم. سرم را بلند می‌کنم و انتهای دیوار را که به شکل کنگره درآمده است، می‌بینم. چند نگهبان شمشیر به دست بالای دیوار ایستاده‌اند. سرم را پایین می‌آورم. با نشان دادن نامه و مهر ملکه وارد می‌شوم. پس از چند قدم به حوض بزرگ می‌رسم. هفتهٔ گذشته که همراه پدر آمدم فرصت نشد قصر را درست ببینم. جلوتر می‌روم و نزدیک لبهٔ حوض می‌ایستم. تمام حوض با کاشی‌های آبی‌رنگ ساده پوشانده شده است. تنها یک ردیف انتهایی در هر چهار طرف حوض، کاشی‌هایی طرح‌دار دارد. به تصویر زنانی که روی کاشی نقش بسته است نگاه می‌کنم. یکی از آن‌ها گل سرخی در دست دارد و بقیه مشغول نواختن چنگ هستند. زیبا به نظر می‌رسد. چند خدمتکار به سمتم می‌آیند. ادای احترام می‌کنند. یکی از آن‌ها با احترام می‌گوید: ـ خوش آمدید. اجازه میدید شما رو همراهی کنیم؟ به پشت سر خدمتکار نگاه می‌کنم. عمارت بزرگ قصر روبه‌رویم است. عمارتی بسیار بلند که سه طبقه دارد. به عمارت اشاره می‌کنم و می‌پرسم: ـ این عمارت اصلیه، درست میگم؟ ـ بله بانو. عمارت پادشاه بزرگ‌ترین عمارت قصر به حساب میاد. تمام جلسات وزیران و مشاوران در دو تالار شمالی و جنوبی برگزار میشه. ـ گفتید عمارت پادشاه. یعنی پادشاه اینجا اقامت دارن؟
farez
۱۳۹۷/۰۳/۱۶

بعد از خوندن این کتاب مدتی به خودم مهلت دادم که در آخر بتونم نظر منصفانه ای نسبت به اثر بدم. این اثر بیشتر از اینکه یک نوشته ی موفق باشه یه سریال موفق بود، کشش سریالی داشت و داستانش کلیشه

- بیشتر
مَهیاس «تئو»
۱۳۹۸/۱۰/۲۰

❤❣❤❣❤❣❤❣❤❣❤❣ اِز وقتی رفتیا ، انگاری تمامیِ خودِتا ، دادی دستی مردمیِ این شهر ... نیستی آ اما صدات هس , توی حنجره مرد عابری ، که اِز من آدرسی جایی را می پُرسِد، «آ منم بهش موگوم یُخده جلو تر » تو نیستی

- بیشتر
Eliya.Sharifi
۱۳۹۹/۰۸/۰۳

کتاب رو تازه شروع کردم و کشش خوبی داره اما یک سری ایرادات هم بهش وارده . مثلا یکی از ایراداتش روایت کردن رمان در زمان حال بود ، مثلا (می آیم ، باز می کنم) معمولا باید روایت گذشته

- بیشتر
ماهرخ
۱۳۹۹/۰۸/۰۳

این کتاب خیلللییی قشنگه😍

parnian
۱۳۹۷/۰۳/۰۴

قسمتی از آبانگان که خانم برادران در پیج شون منتشر کردن: دایانا با خود عهد کرده بودم دیگر برایت ننویسم. این بی توجهی توهین به ولیعهد ایران محسوب نمی شود؟ چرا. می شود. آری. دیگر نباید برایت نامه می نوشتم. اما تو بگو دایانا. من با

- بیشتر
♡...Elahe...♡
۱۳۹۹/۰۵/۰۲

داستان کلیشه ای نبود . از این نوع داستان ها میپسندم ، اما انگار در شرایط بدی کتاب رو خوندم... . داستان پردازی فوق العاده بود . نمیشه گفت خیلی مشکلات و دردسر ها زیاد بود چون : چو عشق

- بیشتر
شطرنج باز
۱۳۹۸/۱۱/۱۵

واقعا به نویسنده ش افرین میگم.🎉🎉🎉🎉😊😊😊😊💐💐💐..خیلی زیبا بود و من شب تا طلوع افتاب داستان و میخوندم..ولی کاش ی کمی دیرتر دایانا عقایدش رو عوض میکرد..!شاید بر اساس واقعیت نباشه ولی به ایران باستان علاقه مند شدم ..!من هم در

- بیشتر
mahlagha
۱۳۹۹/۰۸/۰۶

کتاب عالی و جذابی بود پیشنهادم‌ اینه‌ که حتما مطالعه کنید،فضای داستان طوری هست که آدم رو مجبور به خوندن و تموم کردن داستان وا میداره

خالد
۱۳۹۷/۰۳/۰۴

سلام. ابتدا تشکر می کنم از خانم برادران برای نوشتن این اثر ارزشمند و انتشارات پر که به ایشون کمک کردن تا داستان زیباشون رو منتشر کنن. جای خالی آثاری که به تاریخ ایران زمین می پردازن، مخصوصا رمان و داستان، به

- بیشتر
کاربر۴۴۰۰۹۷۸
۱۳۹۷/۰۳/۰۵

کتابتون فوق العاده بود خانم برادران. تبریک میگم. شما مطمعنا آینده ی بسیار درخشان تری نسبت به حال دارید.من به خودم قول داده بودم کتابتون رو تا پایان امتحاناتم شروع نکنم ولی نشد زدم زیر قولم و همشو خوندم الانم

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷۹۶)
من همیشه تلاش کردم این دنیا رو زیبا و رویاهام رو شدنی ببینم. اما انگار زندگی سخت‌تر و بی‌رحم‌تر از اونه که سخاوتمندانه رویاهامون رو برآورده کنه. حقیقت اینه که رویاهای ما در کنار هم پر از تناقضه. این دنیا پر از تناقضه....
بهار برادران
مهرگان روز مهرورزی است، روز تحکیم دوستی و محبت. مهرگان روز شماست! شما که مهربانی را خوب می‌شناسید...
بهار برادران
یاد گرفتم فقط زمان می‌تونه نشون بده احساسات ما چقدر واقعی هستن
solaleh
ـ سرنوشت هرکس مشخصه. نمیشه با سرنوشت جنگید. ـ تقدیر یا سرنوشت به مسائلی مربوط میشه که دست ما نیست. شاید اگر من به عنوان فرزند یک کشاورز به دنیا می‌اومدم، تغییر دادن مسیر زندگی سخت و غیرممکن بود. اما همین سرنوشت من رو در موقعیتی قرار داده که خودم تصمیم بگیرم چی باشم. ـ داری دنیا رو آرمانی می‌بینی. ـ اگر دنیا رو آرمانی ببینیم، می‌تونیم اون رو آرمانی بسازیم.
بهار برادران
ـ انقدر عاقل هستم که بفهمم این رابطه باید تموم بشه اما... انقدر شجاع نیستم که تمومش کنم.
چڪاوڪ
ـ مردان جوان بیشتر جسورن تا شجاع. ـ چه فرقی می‌کنه؟ ـ در شجاعت عقل و فکر هست، اما در جسارت نه. جسور بودن خطرناکه.
k.t
اهمیت جملات فقط به مفهوم‌شون نیست. بستگی داره که چه کسی چنین جمله‌ای رو میگه.
Negar.hsp
فقط زمان می‌تونه نشون بده احساسات ما چقدر واقعی هستن.
Friba
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود افشین یدالهی
ツAlirezaツ
دیگر چشمانش برق نمی‌زنند. انگار در آن‌ها چیزی را می‌بینم که تا به حال ندیده بودم. غمی را می‌بینم که آشنا به نظر می‌رسد. غمی که برایم آشناست اما نمی‌شناسمش. آشناست و ناشناخته! درست مثل مفاهیم آخرین کلماتی که بر زبان آورده بود. چشم، روح، زیبایی...
آنِه

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۲۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۸۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۸/۰۱
شابک‫‭۹۷۸-۶۰۰-۸۱۳۷-۷۰-۲‬‬
تعداد صفحات۶۲۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۸۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۸/۰۱
شابک‫‭۹۷۸-۶۰۰-۸۱۳۷-۷۰-۲‬‬