با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
نوری‌ که‌ نمی‌بینیم

دانلود و خرید کتاب نوری‌ که‌ نمی‌بینیم

۳٫۸ از ۶۱ نظر
۳٫۸ از ۶۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب نوری‌ که‌ نمی‌بینیم  نوشته  آنتونی دوئر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب نوری‌ که‌ نمی‌بینیم

رمان «نوری که نمی‌بینیم» اثر نویسنده آمریکایی، آنتونی دوئر و برنده جایزه پولیتزر سال ۲۰۱۵ است.

دوئر ۴۳ ساله و متولد ۱۹۷۳ در اوهایو است. او توانسته در این کتاب، رمانی تخیلی و پیچیده را با الهام از وقایع وحشتناک جنگ جهانی دوم بنویسد. داستانی که ۱۰ سال طول کشید تا آن را به اتمام برساند. این رمان در مورد یک دختر نابینای فرانسوی و پسری آلمانی است که در فرانسه‌ی اشغال شده، هنگامی که هر دو برای زنده ماندن از ویرانی جنگ جهانی دوم تلاش می‌کنند با یکدیگر آشنا می‌شوند.

ماری-لور با پدر خود در پاریس نزدیک موزه ی تاریخ طبیعی زندگی می کند جایی که او به عنوان استاد هزاران قفل آن کار می کند. ماری لور در شش سالگی نابینا می‌شود و پدرش مینیاتور کاملی از همسایگی آنها می‌سازد تا او بتواند با لمس کردن آن را به خاطر بسپارد و راه خانه را پیدا کند. زمانی که او ۲۰ ساله می‌شود، نازی‌ها پاریس را اشغال می‌کنند و پدر و دختر به سنگر دیواری سنت‌مالو فرار می‌کنند جایی که عموی بزرگ منزوی ماری لور در یک خانه بلند کنار دریا زندگی می‌کند. همراه آنها چیزی است که احتمالا با ارزش‌ترین و خطرناک‌ترین جواهر آن موزه است.

در یک شهر استخراج معدن در آلمان، ورنر یتیم که همراه خواهر کوچکتر خود زندگی می‌کند، مسحور رادیوی ساده‌ای که پیدا کرده‌اند می‌شود. ورنر در ساخت و تعمیر این وسیله‌ی جدید مهم متخصص می‌شود، استعدادی که منجر به بردن جایگاهی در یک آکادمی بی‌رحم برای جوانان هیتلر و سپس یک ماموریت ویژه برای ردیابی مقاومت می‌شود. ورنر هر چه بیشتر از هزینه‌های انسانی هوش خود آگاه می‌شود، به درون قلب جنگ سفر می‌کند و در نهایت در سنت‌مالو داستان او با ماری لور همسو می‌شود.

بخش کوچکی از کتاب:

روز شروع عملیات دو ماه پیش بود. شربرگ آزاد شده، کَن آزاد شده و هم‌چنین رِن. نیمی از غرب فرانسه رها شده است. در شرق، شوروی شهر مینسک را بازپس گرفته. ارتش میهنی لهستان در ورشو علیه آلمان‌ها شوریده. روزنامه‌های انگشت‌شماری آن‌قدر جسارت پیدا کرده‌اند که اعلام کنند ورق جنگ برگشته است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۹)
elham.reader
۱۳۹۹/۰۹/۱۶

نمی‌دونم چرا علاقه دارن دوست خلاصه داستان رو بگن فقط نظرتونو بگین کافیه

AmirHossein[AHS]
۱۳۹۹/۱۲/۰۸

ترجمه بدک نبود اما ویراستار خیلی ضعیف عمل کرده، خود نویسنده هم انسان باهوش و توانمندیه واقعا کتاب فوق العاده یه... خیلی برای من این اثر جذاب بود و هر چه می‌گذشت گیرا تر می‌شد. در کل توصیه می‌کنم.

mary
۱۳۹۹/۱۰/۲۸

جالب نبود برای من

Arminabdoli
۱۳۹۹/۰۶/۲۴

داستان جذاب و گیرا بود خیلی خوب صحنه ها ی جنگ رو توصیف کرده بود اما اخرش خیلی غمگین کننده بود و ادم به این نتیجه میرسه که زندگی چه راحت از دست میره و درک عمیق تری از جنگ

- بیشتر
jahan54 soouri
۱۳۹۹/۱۱/۱۷

من به آینده مترجم حوشبینم

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۶)
چشم‌هایت را باز کن و آن‌چه را که می‌توانی با آن‌ها ببین، قبل از آن‌که برای همیشه بسته شوند
bahar.a
چه کسی گمان می‌کرد عشق قاتلت باشد؟
S.M.Mahdi Ziaei
در مسیر منطق پیش برو. هر پیامدی دلیلی دارد و هر مشکلی راه‌حلی و هر قفلی کلیدی. می‌توانی به پاریس برگردی یا همین‌جا بمانی یا ادامه بدهی.
toobakiani
تحویل داوطلبانه‌ی سلاح. کسانی که همکاری نکنند اعدام می‌شوند.
S.M.Mahdi Ziaei
«می‌دونی بزرگ‌ترین درس تاریخ چیه؟ اینه که تاریخ چیزیه که طرف پیروز می‌گه. درس بزرگ تاریخ اینه. هر طرفی که ببره تاریخ رو دیکته می‌کنه.
mary
چشم‌هایت را باز کن و آن‌چه را که می‌توانی با آن‌ها ببین، قبل از آن‌که برای همیشه بسته شوند.
صدای آرامش سکوت
گیاهان، عمدتاً به همان صورتی که ما غذا می‌خوریم از نور تغذیه می‌کنند. اما بعد گیاه می‌میرد و سقوط می‌کند، شاید در درون آب، و بدل به تورب می‌شود و لایه‌های تورب سال به سال روی هم انباشته می‌شوند، دوره‌هایی که یک ماه یا یک دهه یا حتی سراسر عمر شما در مقابل آن مانند یک بازدم است یا بشکن زدن دو انگشت. سرانجام توربْ خشک و شبیه سنگ می‌شود و کسی آن
bahar.a
«دلت واسه‌ی دنیا تنگ نمی‌شه؟» او ساکت است، ماری‌لائور هم. هر دو در مارپیچ خاطراتشان سیر می‌کنند. اتیین می‌گوید: «من همه‌ی دنیا رو این‌جا دارم.» و روی جلد کتاب داروین به آرامی ضربه می‌زند. «و توی رادیوهام. درست زیر سرانگشتام.»
toobakiani
«تقریباً هر گونه‌ای که پیش‌تر روی این کره خاکی زندگی کرده منقرض شده لائورت. هیچ دلیلی وجود نداره که خیال کنیم ما آدما با باقی گونه‌ها متفاوت هستیم.»
toobakiani
چشم‌هایت را باز کن، و آن‌چه را که می‌توانی با آن‌ها ببین، قبل از آن‌که برای همیشه بسته شوند.
toobakiani

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۵۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۷/۱۴
شابک‌‫‫‭۹۷۸-۶۰۰-۳۶۷-۱۵۹-۱ ‬‭‮‬‬‬
تعداد صفحات۶۵۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۷/۱۴
شابک‌‫‫‭۹۷۸-۶۰۰-۳۶۷-۱۵۹-۱ ‬‭‮‬‬‬