
کتاب آنگاه که ماه شکفت
معرفی کتاب آنگاه که ماه شکفت
کتاب آنگاه که ماه شکفت نوشتهی سارا ای. پارکر با ترجمهی یاسمن عنابستانی روایتی بلند، پرجزئیات و سرشار از جهانسازی است که نشر نون آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب یک منظومهی داستانی فانتزی، جهانی تازه را پیش چشم میگذارد؛ جهانی که در آن خدایان عناصر، اژدهایان، ماههای زنده، سنگی اسطورهای به نام سنگ اتر و سه قلمرو سوزان، محو و سایه سرنوشت ساکنان را رقم میزنند. متن با یک واژهنامهی مفصل آغاز میشود که خواننده را با نظام زمانسنجی خاص این دنیا، ساختار سیاسی قلمروها، موجودات گوناگون، نیروهای جادویی و نقشهای ویژهای مثل رونی، بند خونی، ذهنباف و حقیقتنوا آشنا میکند و بعد بهتدریج وارد روایت اصلی میشود. داستان با اسطورهی آفرینش و سقوط ماهها شروع شده و سپس به زندگی ریو، زنی تهیخواندهشده در شهر گور، میرسد که در عین ناتواندانستهشدن، یکی از مرگبارترین تیغهای الدینگ و عضو گروه شورشی فایور دو آت است. آنگاه که ماه شکفت در کنار ماجراجویی، تعقیبوگریز و توطئههای سیاسی، به رابطهی انسانها با قدرت، خشونت، سرنوشت و خاطره نیز پرداخته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آنگاه که ماه شکفت
کتاب آنگاه که ماه شکفت با اسطورهی آفرینش جهانش آغاز میشود؛ جایی که پنج آفریننده، کایلیس (خدای اتر)، بولدر (زمین)، رین (آب)، کلود (هوا) و ایگنوس (آتش) با آواز و نیروهای خود سیارهای را شکل میدهند که یکسویش در آفتاب و سوی دیگرش در تاریکی ابدی است. کایلیس، خدای نادیده و فراموششده، بوم خالی را برای دیگران فراهم میکند و در نهایت بهدلیل قدرت پنهانش در ربودن اژدهایان از آسمان و تبدیلشدن آنها به ماههایی که سقوطشان جهان را ویران میکند، در سنگ اتر زندانی میشود. این سنگ در تاجی نقرهای قرار میگیرد و نسلبهنسل در خاندان نوان، نگهبانان سنگ، منتقل میشود. در این میان، اژدهایان سهگانهی سابرسایت، مولتنماو و مونپلام در سه قلمرو سوزان، محو و سایه میزیند و خونشان به سنگخون اژدها، مهمترین منبع ثروت و قدرت، بدل میشود. کتاب آنگاه که ماه شکفت در ادامه، از دل این اسطوره و ساختار کیهانی، به جهان سیاسی و اجتماعی معاصر داستان میرسد؛ جهانی که در آن پادشاهان و ملکهها در گور، دهام، آریتیا و دیگر شهرها حکومت میکنند، شورای سهگانه در شهر بیطرف بوتایم نفوذی گسترده دارد و گروه شورشی فایور دو آت در برابر استبداد روبهگسترش میایستد. کتاب آنگاه که ماه شکفت در بدنهی اصلی خود، ماجراهای ریو را دنبال میکند؛ زنی با گوش بریده که بهعنوان «تهی» شناخته میشود و ظاهراً هیچیک از نغمههای عناصر را نمیشنود، اما در عمل یکی از تیغهای الدینگ و عاملان اصلی فایور دو آت است. او در شهر گور، پایتخت قلمروی محو، در فضایی مملو از دود، سنگخون، قمار اسکریپی و حمامهای بخار، مأموریتهایی خونین را پیش میبرد. داستان از لحظهای آغاز میشود که ریو با هویتی جعلی وارد باشگاه مخفی «گودال گرسنه» میشود تا به لرد تاریک رلاکن، اشرافزادهای سادیست و گردانندهی میدان نبرد کودکان در شهر زیرین، نزدیک شود. در کنار او، شخصیتهای دیگری چون لِوی، نوازندهی باردار تهی، اعضای فایور دو آت، پادشاهان خاندان وگور، شاهزادگان نوان و موجودات عجیبی مثل وِیفها، ولوت تراگها و ووتوها حضور دارند که هرکدام بخشی از بافت پررمزوراز این دنیا را میسازند. کتاب در فصلهای پیدرپی، میان اسطوره، سیاست، خشونت شهری، مأموریتهای مخفی و نشانههای بازگشت فاجعهی سقوط ماهها در نوسان است و از خلال این نوسان، تصویری چندلایه از جهانی میسازد که در آن گذشتهی اسطورهای هنوز زنده است و هر لحظه امکان تکرار دارد.
خلاصه داستان آنگاه که ماه شکفت
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در آنگاه که ماه شکفت، روایت از اسطورهی آفرینش و زندانیشدن کایلیس در سنگ اتر آغاز میشود؛ سنگی که با تاجی نقرهای بر پیشانی نگهبانان خاندان نوان قرار میگیرد تا از سقوط دوبارهی ماهها جلوگیری کند. پس از قرنها آرامش نسبی، یک ماه دیگر سقوط میکند و نشانهای از بازگشت فاجعهای باستانی پدیدار میشود. در این بستر، داستان به ریو میرسد؛ زنی از نژاد پری با گوش بریده که بهعنوان «تهی» تحقیر میشود، اما در واقع صدای عناصر را میشنود و با حلقهی آهنیاش آنها را مهار میکند. او عضو فایور دو آت و تیغ الدینگ است؛ قاتلی آموزشدیده که مأموریتهای حساس را برای رهبر گروه، الدینگ، انجام میدهد. ریو در شهر گور، در دل دیوار عظیم قلمروی محو، با هویتی جعلی بهعنوان نغمهسرای دورهگرد وارد باشگاه مخفی «گودال گرسنه» میشود؛ جایی که اشراف عنصری در چشمههای بخار استراحت میکنند، اسکریپی بازی میکنند و تهیها خدمتکارند. هدف ریو نزدیکشدن به لرد تاریک رلاکن است؛ اشرافزادهای آتشمحور که در شهر زیرین، میدان نبردی برای کودکان اسیر ساخته و از آنها برای سرگرمی و منافع سیاسی استفاده میکند. ریو با نقاب قرمز، لباس حسابشده و آواز تصنیف «ماه فروافتاده» توجه تاریک را جلب میکند، درحالیکه مردی شنلپوش و قدرتمند نیز از دور او را زیر نظر دارد. پس از اجرای طولانی، تاریک در راهروی تنگ باشگاه راه را بر ریو میبندد و قصد دارد او را به خلوت بکشاند، اما ورود ناگهانی مرد شنلپوش این رویارویی را نیمهکاره میگذارد. ریو بعدتر او را از باشگاه بیرون میکشد، در تونل باد بالای دیوار محو به دام میاندازد و با استفاده از نغمهی کلود و سوزن آهنی، نفسش را میگیرد، دستش را برای بازکردن قفل سلولها قطع میکند و بر سینهاش کلماتی تحقیرآمیز حک میکند؛ سپس او را از دیوار به پایین پرت میکند تا جسدش در برف و صخرهها گم شود. دست بریده در کیسهای مومی به زبالهدانی مشخص در شهر زیرین فرستاده میشود تا دیگر اعضای فایور دو آت با استفاده از اثر دست، کودکان زندانی را آزاد و به رستنگاه، پناهگاه مخفی الدینگ، منتقل کنند. در این میان، ریو با مرد شنلپوش دوباره روبهرو میشود؛ مردی با هیکل جنگجویان شمالی، گوش بیمهره و حضوری سنگین که از هویت واقعی او مشکوک است و از او میخواهد نام حقیقیاش را بگوید. تنش میان این دو، در کنار نشانههای سقوط تازهی ماه و نقش خاندان نوان و وگور، زمینهی گسترش داستان را به سوی توطئهای بزرگتر فراهم میکند؛ توطئهای که هم به سرنوشت اژدهایان و سنگ اتر مربوط است و هم به سرنوشت تهیها، عنصریها و کودکان ربودهشده در دل دیوار محو.
چرا باید کتاب آنگاه که ماه شکفت را بخوانیم؟
آنگاه که ماه شکفت برای کسانی که به جهانسازی دقیق و پرجزئیات علاقه دارند، نمونهای پرکار از خلق یک کیهان تازه است؛ از نظام زمانسنجی مبتنیبر نوارهای شفق و چرخههای شفق گرفته تا تقسیم جهان به سه قلمرو سوزان، محو و سایه، ساختار سیاسی خاندانهای نوان و وگور، شورای سهگانه و شبکهی شورشی فایور دو آت. واژهنامهی آغاز کتاب، نقشهای مفصل از موجودات، نقشها و مکانها ارائه میدهد و متن در ادامه این نقشه را بهتدریج زنده میکند. در سطح داستانی، کتاب ترکیبی از فانتزی حماسی، ماجرای انتقام، توطئهی سیاسی و تعقیبوگریز شهری است؛ ریو در نقش قاتلی نقابدار، میان حمامهای بخار، قمارخانهها، شهر زیرین و پلهای برفی دیوار محو رفتوآمد میکند و هر مأموریت، لایهای تازه از فساد پادشاهی و خشونت پنهان علیه کودکان و تهیها را آشکار میکند. در کنار این، حضور خدایان عناصر و نغمههایشان، رابطهی پیچیدهی انسانها با قدرتهای ماورایی و سنگ اتر، و پیوند خون اژدها با اقتصاد و جنگ، کتاب را از یک داستان صرفاً شخصی فراتر میبرد و به سطحی کیهانی میکشاند. زاویهی دید نزدیک به ریو، با زبان درونی تند و گاهی طناز، امکان همراهی با کشمکشهای درونی او را فراهم میکند؛ کشمکش میان خشم، میل به بقا، وسوسهی انتقام و امکان دلسوزی. برای کسانی که به دنبال متنی طولانی، پرشخصیت و مملو از اصطلاحات و جزئیات هستند، این کتاب میتواند تجربهای غوطهورکننده باشد که هم بر هیجان و هم بر ساختن یک دنیای کامل تکیه کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن آنگاه که ماه شکفت به کسانی پیشنهاد میشود که به فانتزیهای پرجزئیات با جهانسازی گسترده، خدایان و اژدهایان علاقهمندند؛ به خوانندگانی که از دنبالکردن داستانهایی دربارهی گروههای شورشی، ترورهای سیاسی و شهرهای چندلایه مثل گور و شهر زیرین لذت میبرند؛ به کسانی که حوصلهی همراهی با واژهنامه، اصطلاحات فراوان و شبکهای از خاندانها و نقشها را دارند؛ و به مخاطبانی که در پی روایتی تیرهتر دربارهی خشونت علیه کودکان، حاشیهنشینان و تهیها هستند و میخواهند این موضوعات را در قالب یک داستان فانتزی دنبال کنند.
بخشی از کتاب آنگاه که ماه شکفت
«دنیا با پنج نفر آغاز شد. نخستین، کایلیس، خدای اتر که برای چشم انسان ناپیدا بود. فضای خالیای که هیچکس به آن فکر نمیکرد. جایی که ماده شکل میگرفت و او بهسادگی کنار زده میشد. آوای بم او پر از جوهره بود، اما درعینحال هیچچیز نداشت. پژواکی تنها که فضای میان خورشیدهای دور و نزدیک را تسخیر کرده بود؛ آنچنان ژرف که هرچند با تمام توانش میخواند، شنیده نمیشد. در ناامیدی برای دیدهشدن، او بوم سفیدی را برای دیگران فراهم کرد تا آن را پر کنند. بولدر، خدای زمین، با یک فریاد سهمگین کرهای را شکل داد و گویی با یک ضربه، جهانی مستحکم بنا کرد که نمیچرخید. جهانی که نیمی از آن در نور آفتاب غرق بود و با امواجی از شن زنگاریرنگ مزین شده بود، درحالیکه نیمۀ دیگر در تاریکی ابدی فرو رفته بود؛ آنچنان عمیق که در سنگ نفوذ کرده و آن را سیاه ساخته بود. با کلماتی خشن و پرطنین، بولدر سطح زمین را شکل داد و فرورفتگیها، برآمدگیها و شکافهایی در جهان ایجاد کرد. دیواری عظیم را در قلمروی محو بنا نهاد؛ جایی که نور خورشید و قلمروی سایه از یکدیگر جدا بودند و آسمانی که همواره با رنگهای صورتی، بنفش و طلایی آراسته شده بود. الهۀ آب، رین، بعد از او آمد. رین با میلیاردها قطرۀ اشکِ پر از عشق یکطرفه بر زمین فرو ریخت، در گودالهای بولدر جمع شد و درههای او را با عواطف خروشان خود پر کرد. در نیمۀ سایهدار جهان، او در قالب دانههای سنگین برف فرود آمد و کوههای تیز را در آغوشی یخی پوشاند. عشق او همچون سیلابی خروشان بود، ضجهای از ته دل، مانند صدای هولناک سقوط بهمن. گاه همچون گریۀ خاموش بارانی که میبارید. اما ترانۀ غمگین او کاملاً متفاوت از آواز کلود، الهۀ هوا بود؛ کسی که بر لبۀ جنونی سنجشناپذیر قرار داشت. صدای او همچون روبانی از ابریشم بود، نرم و لطیف، مگر آنکه برگردد و لبهاش شما را ببُرد.»
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۸۰ صفحه
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۸۰ صفحه
نظرات کاربران
ترجمهی کدوم بهتره؟ نون یا داهی؟
سلام و درود خدمت شما بنده دارای صدای مناسب برای خوانش کتاب ها به صورت صوتی هستم اگر مایل هستید نمونه صدام رو برای نویسنده کتاب بفرستم🙏
بعد از جناح چهارم بالاخره یه فانتزی خوب خوندم.یکم متنش سنگین.با دقت باید خونده بشه و جهانی هم که توصیف شده یه مقدار متفاوت هست و نیاز به وقت داره تا فهمیده بشه.مسلما سانسور داشت ولی خیلی آسیبی به ترجمه
لطفا جلد بعدی هم ترجمه کنید