
کتاب می خواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم!
معرفی کتاب می خواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم!
کتاب میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم نوشتهی بک سه هی با ترجمهی زهره صفری، اثری است که نشر بله آن را منتشر کرده است. این کتاب روایتی صادقانه و بیپرده از تجربههای شخصی نویسنده در مواجهه با افسردگی، اضطراب و تلاش برای یافتن امید در دل تاریکیهای ذهنی است. بک سه هی با زبانی ساده و بیواسطه، احساسات، افکار و فرازونشیبهای زندگیاش را در قالب گفتوگو با روانپزشک و یادداشتهای روزانه به تصویر کشیده است. او نهتنها از رنجها و چالشهایش میگوید، بلکه به لحظات کوچک شادی و امید نیز اشاره میکند؛ لحظاتی که حتی در اوج ناامیدی، میتوانند معنای تازهای به زندگی ببخشند. این کتاب بهنوعی پلی است میان تجربهی فردی و دغدغههای جمعی دربارهی سلامت روان، خودشناسی و پذیرش خویشتن. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب می خواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم!
کتاب میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم نوشتهی بک سه هی، اثری است که با محوریت تجربههای زیستهی نویسنده در مواجهه با افسردگی مزمن و اضطراب شکل گرفته است. ساختار کتاب بر پایهی گفتوگوهای منظم نویسنده با روانپزشک و بازتابهای شخصی او دربارهی احساسات، روابط خانوادگی، عزت نفس، وابستگی و چالشهای روزمره بنا شده است. هر فصل به موضوعی خاص میپردازد؛ از کودکی و تأثیرات تربیتی گرفته تا روابط اجتماعی، شغل، حسادت، وسواس و حتی خوردن دوکبوکی بهعنوان نمادی از لذتهای کوچک زندگی. نویسنده با صداقت و شفافیت، لایههای مختلف ذهن و روان خود را واکاوی میکند و تلاش دارد تا از دل تاریکیها، روزنهای به سوی امید و آرامش بیابد. این کتاب نهتنها گزارشی از یک فرایند درمانی است، بلکه تلاشی برای به اشتراک گذاشتن تجربههایی است که بسیاری از افراد ممکن است با آنها دستوپنجه نرم کنند، اما کمتر دربارهشان صحبت میشود.
خلاصه کتاب می خواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم!
کتاب میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم روایتگر سفر ذهنی و عاطفی بک سه هی در مواجهه با افسردگی و اضطراب است. نویسنده با بازگویی خاطرات کودکی، روابط خانوادگی و تجربههای شخصی، به ریشههای احساسات پیچیده و متضاد خود میپردازد. او از دوران کودکی و نوجوانی، حس ناامیدی، اضطراب و فشارهای خانوادگی را تجربه کرده و این احساسات در بزرگسالی نیز همراهش بودهاند. گفتوگوهای صریح با روانپزشک، بخش مهمی از کتاب را تشکیل میدهد؛ جایی که نویسنده دربارهی وابستگیها، عزت نفس پایین، وسواس، حسادت، ترس از قضاوت دیگران و تلاش برای جلب توجه صحبت میکند. در این مسیر، او با چالشهایی مانند دروغگویی بیمارگونه، وسواس نسبت به ظاهر، مقایسهی خود با دیگران و احساس قربانی بودن روبهرو میشود. با وجود همهی این دشواریها، نویسنده به تدریج میآموزد که پذیرش خود، بخشیدن خویشتن و تمرکز بر لذتهای کوچک زندگی، میتواند راهی برای عبور از تاریکی باشد. دوکبوکی، غذای محبوب نویسنده، به نمادی از همین لذتهای ساده بدل میشود؛ چیزی که حتی در اوج ناامیدی، میتواند امید و آرامش را به زندگی بازگرداند. پیام اصلی کتاب این است که حتی در سختترین لحظات، امید و امکان تغییر وجود دارد و صداقت با خود، نخستین گام برای بهبود است.
چرا باید کتاب می خواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم! را بخوانیم؟
این کتاب با صداقت و شفافیت کمنظیر، تجربههای زیستهی فردی را به زبانی ملموس و قابل لمس روایت میکند. ویژگی شاخص آن، پرداختن به موضوعات سلامت روان، افسردگی و اضطراب بدون قضاوت یا شعارزدگی است. خواننده با مطالعهی این اثر، نهتنها با چالشهای ذهنی و عاطفی نویسنده آشنا میشود، بلکه میتواند نقاط مشترک بسیاری با دغدغهها و احساسات خود بیابد. کتاب میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم بهجای ارائهی راهحلهای کلیشهای، بر اهمیت پذیرش خود، صداقت در بیان احساسات و جستوجوی امید در دل روزمرگیها تأکید کرده است. این کتاب فرصتی برای همدلی، شناخت بهتر خود و درک عمیقتر از تجربههای دیگران فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که با افسردگی، اضطراب، احساس ناامیدی یا چالشهای مربوط به عزت نفس و روابط اجتماعی روبهرو هستند. همچنین برای افرادی که به دنبال درک بهتر تجربههای سلامت روان و شناخت عمیقتر از خود و دیگراناند، این کتاب میتواند مفید باشد.
حجم
۹۰۱٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۳ صفحه
حجم
۹۰۱٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۳ صفحه