
کتاب هیروشیما – ناگاساکی
معرفی کتاب هیروشیما – ناگاساکی
کتاب هیروشیما – ناگاساکی (از زبان شاهدان عینی فاجعه) نوشته فوکویاما تاکوما، ترجمه مصطفی رضوی، ویراسته بتول مقدادی و مجموعهای از یادداشتها و روایتهای بازماندگان حملات هستهای آمریکا به دو شهر هیروشیما و ناگاساکی است. این اثر با گردآوری خاطرات، نامهها و مشاهدات مستقیم افرادی که آن روزهای تلخ را تجربه کردهاند، تصویری زنده و تکاندهنده از فجایع انسانی ناشی از بمباران هستهای ارائه داده است. پس از هر یادداشت، اطلاعاتی دربارهی نویسنده، سن و محل زندگی او در زمان نگارش آورده شده و در برخی موارد، تاریخ درگذشت نویسنده نیز ذکر شده است. نشر کتاب کوله پشتی این ناداستان را در سال ۱۴۰۳ منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هیروشیما – ناگاساکی اثر فوکویاما تاکوما
کتاب هیروشیما – ناگاساکی یک ناداستان در قالب مجموعه جستار است که توسط فوکویاما تاکوما جمعآوری شده است. او با گردآوری یادداشتهای بازماندگان بمبارانهای هستهای هیروشیما و ناگاساکی به ثبت تجربههای شخصی و جمعی قربانیان این فاجعه پرداخته است. این کتاب دو بخش اصلی دارد. بخش نخست به روایتهای هیروشیما و بخش دوم به ناگاساکی اختصاص دارد. هر بخش با معرفی بمب مورد استفاده و نقشهای از شهر آغاز میشود که محل حضور هر شاهد در لحظهی انفجار را نشان میدهد. یادداشتها از زبان افراد مختلف (از دانشآموزان بسیجشده در کارخانهها تا پرستاران، سربازان، خانوادهها و حتی کودکان) بازگو شدهاند و هرکدام زاویهی دید منحصربهفردی نسبت به رویدادها دارند.
برخی روایتهای کتاب هیروشیما – ناگاساکی به توصیف لحظهی انفجار و صحنههای پس از آن میپردازند و برخی دیگر به پیامدهای بلندمدت، تبعیض اجتماعی علیه بازماندگان (هیباکوشا) و تأثیرات روانی و جسمی تشعشعات هستهای اشاره دارند. کتاب حاضر در کنار جستارهای شخصی به زمینههای اجتماعی و سیاسی ژاپن در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم، نقش دانشآموزان در صنایع جنگی و وضعیت جامعه پس از جنگ نیز پرداخته است. این اثر با کنار هم قراردادن صداهای گوناگون، تصویری چندلایه و انسانی از یکی از تلخترین وقایع قرن بیستم میلادی ارائه داده است. عنوان انگلیسی این اثر برابر است با No More Hiroshima Nagasaki.
بمباران اتمی هیروشیما و ناگاساکی در روزهای ششم و نهم اوت ۱۹۴۵، به دو حملهی هستهای ایالات متحده آمریکا علیه این دو شهر ژاپن در خلال جنگ جهانی دوم اشاره دارد؛ حملاتی که طی آن دو سلاح اتمی بهترتیب بر فراز هیروشیما و ناگاساکی منفجر شد. برآوردها نشان میدهد این دو انفجار در مجموع میان ۱۵۰هزار تا ۲۴۶هزار نفر را به کام مرگ کشاند که بیشتر آنان غیرنظامی بودند. این رویدادها همچنان تنها نمونههای استفادهی نظامی از جنگافزار هستهای در تاریخ به شمار میرود. شش روز پس از بمباران ناگاساکی و همزمان با جنگ شوروی و ژاپن و یورش ارتش سرخ به منچوری، ژاپن در ۱۵ اوت تسلیم متفقین شد و سرانجام در دوم سپتامبر ۱۹۴۵ سند رسمی تسلیم را امضا کرد؛ رخدادی که به جنگ جهانی دوم در آسیا پایان داد.
خلاصه کتاب هیروشیما – ناگاساکی
محتوای کتاب حول محور تجربهی مستقیم انفجار، تلاش برای بقا، جستوجوی عزیزان، امدادرسانی و مواجهه با پیامدهای جسمی و روانی تشعشعات هستهای میچرخد. جستارها با توصیف لحظهی انفجار، نور کورکننده، موج شوک، ویرانی شهر و صحنههای دلخراش سوختگیها و مرگ آغاز میشوند. بسیاری از نویسندگان ازدستدادن اعضای خانواده، دوستان و همکاران خود را روایت کرده و برخی دیگر به شرح تلاشهای امدادی و درمانی در شرایط بسیار دشوار پرداختهاند. کتاب همچنین به تبعیض اجتماعی علیه بازماندگان، ترس دائمی از بیماریهای ناشی از تشعشع و دشواریهای بازگشت به زندگی عادی اشاره میکند. نامهها و تأملاتی دربارهی معنای جنگ، صلح و مسئولیت نسلهای بعدی نیز در کتاب آمده است. اثر با کنار هم قراردادن این صداها نهتنها تصویری از فاجعه، بلکه از مقاومت و امید و تلاش برای بازسازی زندگی ارائه میدهد.
چرا باید کتاب هیروشیما – ناگاساکی را بخوانیم؟
کتاب هیروشیما – ناگاساکی با گردآوری روایتهای شاهدان عینی، فرصتی کمنظیر برای درک ابعاد انسانی و اجتماعی یکی از بزرگترین فجایع قرن بیستم میلادی فراهم کرده است. این ناداستان در قالب مجموعه جستار با جزئیات دقیق و صادقانه، تجربهی مستقیم قربانیان را به تصویر میکشد و نشان میدهد که پیامدهای جنگ و سلاحهای کشتار جمعی تا چه اندازه میتواند زندگی فردی و جمعی را دگرگون کند. خواندن این کتاب نهتنها آگاهی تاریخی و اجتماعی را افزایش میدهد، بلکه باعث همدلی عمیقتر با رنج بازماندگان و درک ضرورت صلح و مقابله با خشونت میشود. روایتهای متنوع و نگاههای متفاوت به فاجعه، امکان مواجهه با واقعیت از زوایای گوناگون را فراهم میکند و ذهن را به تأمل دربارهی مسئولیت فردی و جمعی در برابر جنگ و پیامدهای آن وامیدارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی شناخت تاریخ معاصر، فجایع انسانی، پیامدهای جنگ و تأثیرات اجتماعی و روانی آن را دارند. همچنین کتاب حاضر برای دوستداران روایتهای مستند، مطالعات صلح، علوم اجتماعی و کسانی که بهدنبال درک عمیقتر تجربهی بازماندگان فجایع هستند، مناسب است.
درباره فوکویاما تاکوما
فوکویاما تاکوما (Takuma Fukuyama) متولد سال ۱۹۳۴ میلادی در استان توتوری، مدیر انتشارات شیمپو شوبو در اوزاکا، روزنامهنگار و ناشری بوده که بخش بزرگی از زندگی حرفهای خود را وقف گردآوری و مستندسازی خاطرات جنگ جهانی دوم کرده است. او که خود در زمان پایان جنگ دانشآموزی ۱۰ساله بود، از سال ۱۹۸۸ پروژهی گردآوری خاطرات و زندگینامههای مردم عادی را آغاز کرد و طی دههها موفق شد بیش از ۱۶هزار خاطره را جمعآوری کند که حدود ۲۰۰۰ مورد آن در قالب کتاب منتشر شده است. کتاب دیجیتال او با عنوان هیروشیما – ناگاساکی (No More Hiroshima Nagasaki) حاصل ۲۴ سال تلاش برای ثبت روایتهای بازماندگان است که با تمرکز بر ۳۷ قربانی بمباران اتمی و ترجمهی داستانهای تکاندهندهی آنها به انگلیسی، تلاش کرده است تا پیامی جهانی برای خلع سلاح هستهای مخابره کند. فوکویاما تاکوما با وجود سن بالا، از تکنولوژیهای مدرن نظیر آیپد و کیندل برای انتشار آنلاین آثار خود بهره برده است تا این میراث تاریخی و انسانی را به گوش مخاطبان بینالمللی برساند و مانع فراموشی جنون و فجایع جنگ برای نسلهای آینده شود.
بخشی از کتاب هیروشیما – ناگاساکی
«در ایستگاه کاواتانا، جهنم ناگاساکی را به چشم دیدم (۱۹۹۳ میلادی)
هیگوچی سایاکا (شصتوسهساله)، از شهر اوکیها در استان فوکواُکا
صدای سوت قطار به گوش رسید. یعنی چه خبر شده بود. هنوز خیلی زود بود تا قطار ما برسد. آن زمان من هفدهساله و دانشآموز سال دوم دبیرستان در مدرسهای در ساسِبو بودم. اما به مدرسه نمیرفتم و در چارچوب بسیج دانشآموزی، به کارخانهٔ مهماتسازی ارتش در ساسِبو میرفتم. در آنجا به ساخت قطعات کوپلینگ لولههای انتقال فشار بخار برای زیردریاییها کمک میکردیم. آن روز هم در ایستگاه کاواتانا منتظر قطار بودم تا به کارخانه بروم. قطاری که سوار آن میشدم مسیری مارپیچ را در امتداد خلیج اُمورا میپیمود. بیآنکه بفهمم چرا قطار زود آمده است، با عجله رفتم تا جا نمانم. بوی خون در هوا پیچیده بود. خودم را به محل ورود رساندم تا بلیتم را نشان دهم، اما کارمند ایستگاه گفت که این قطار مسافر سوار نمیکند و مخصوص حمل مجروحان است. درِ واگن باز شد و مردان و زنانی که نمیشد از یکدیگر تشخیصشان داد از قطار پیاده شدند. موهای آشفتهشان هم سرخ و هم سیاهرنگ به نظر میرسید و مانند این بود که نیمی از آن را کنده باشند. ظاهراً قربانیان بمب هستهای بودند که روز پیش بر فراز ناگاساکی منفجر شده بود. سرتاپای دو نفر اولی که از قطار پیاده شدند خونی بود. لباسهایشان سوخته و پارهپاره بود و انگار که مست باشند، تلوتلوخوران راه میرفتند. نگاهم به درِ واگن دوخته شده بود و از خودم میپرسیدم نفر بعدی با چه حالوروزی پیاده خواهد شد.»
حجم
۵۸۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
حجم
۵۸۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
نظرات کاربران
کتاب بسیار خوب و کمیابی است با ترجمه ی روان.داستان هایی انسانی و تلخ از دو شهر بمباران شده .داستان هایی که کمتر گفته شده است .خواندن کتاب سخت ولی جذاب که امید انسان هیچ گاه نمی میرد.