
کتاب هیروشیما – ناگاساکی
معرفی کتاب هیروشیما – ناگاساکی
کتاب هیروشیما – ناگاساکی (از زبان شاهدان عینی فاجعه) نوشتهی فوکویاما تاکوما و با ترجمهی مصطفی رضوی، مجموعهای از یادداشتها و روایتهای بازماندگان حملات هستهای آمریکا به دو شهر هیروشیما و ناگاساکی است. این اثر با گردآوری خاطرات، نامهها و مشاهدات مستقیم افرادی که آن روزهای تلخ را تجربه کردهاند، تصویری زنده و تکاندهنده از فجایع انسانی ناشی از بمباران هستهای ارائه میدهد. ساختار کتاب به گونهای است که پس از هر یادداشت، اطلاعاتی دربارهی نویسنده، سن و محل زندگی او در زمان نگارش آورده شده و در برخی موارد، تاریخ درگذشت نویسنده نیز ذکر شده است. کتاب کوله پشتی آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هیروشیما – ناگاساکی
کتاب هیروشیما – ناگاساکی اثری است که فوکویاما تاکوما با گردآوری یادداشتهای بازماندگان بمبارانهای هستهای هیروشیما و ناگاساکی، به ثبت تجربههای شخصی و جمعی قربانیان این فاجعه پرداخته است. این کتاب در دو بخش اصلی تنظیم شده: بخش نخست به روایتهای هیروشیما و بخش دوم به ناگاساکی اختصاص دارد. هر بخش با معرفی بمب مورد استفاده و نقشهای از شهر آغاز میشود که محل حضور هر شاهد در لحظهی انفجار را نشان میدهد. یادداشتها از زبان افراد مختلف – از دانشآموزان بسیجشده در کارخانهها تا پرستاران، سربازان، خانوادهها و حتی کودکان – نوشته شدهاند و هرکدام زاویهی دید منحصربهفردی نسبت به رویدادها دارند. برخی روایتها به توصیف لحظهی انفجار و صحنههای پس از آن میپردازند و برخی دیگر به پیامدهای بلندمدت، تبعیض اجتماعی علیه بازماندگان (هیباکوشا)، و تأثیرات روانی و جسمی تشعشعات هستهای اشاره دارند. در کنار روایتهای شخصی، کتاب به زمینههای اجتماعی و سیاسی ژاپن در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم، نقش دانشآموزان در صنایع جنگی، و وضعیت جامعه پس از جنگ نیز پرداخته است. این اثر با کنار هم قرار دادن صداهای گوناگون، تصویری چندلایه و انسانی از یکی از تلخترین وقایع قرن بیستم ارائه میدهد.
خلاصه کتاب هیروشیما – ناگاساکی
کتاب هیروشیما – ناگاساکی مجموعهای از روایتهای عینی و شخصی بازماندگان بمبارانهای هستهای است که هرکدام بخشی از واقعیت تلخ آن روزها را بازگو میکنند. محتوای کتاب حول محور تجربهی مستقیم انفجار، تلاش برای بقا، جستوجوی عزیزان، امدادرسانی و مواجهه با پیامدهای جسمی و روانی تشعشعات هستهای میچرخد. یادداشتها با توصیف لحظهی انفجار، نور کورکننده، موج شوک، ویرانی شهر و صحنههای دلخراش سوختگیها و مرگ آغاز میشوند. بسیاری از نویسندگان از دست دادن اعضای خانواده، دوستان و همکاران خود را روایت کردهاند و برخی دیگر به شرح تلاشهای امدادی و درمانی در شرایطی بسیار دشوار پرداختهاند. کتاب همچنین به تبعیض اجتماعی علیه بازماندگان، ترس دائمی از بیماریهای ناشی از تشعشع، و دشواریهای بازگشت به زندگی عادی اشاره دارد. در کنار این روایتها، نامهها و تأملاتی دربارهی معنای جنگ، صلح و مسئولیت نسلهای بعدی نیز آمده است. کتاب با کنار هم قرار دادن این صداها، نهتنها تصویری از فاجعه، بلکه از مقاومت، امید و تلاش برای بازسازی زندگی ارائه میدهد.
چرا باید کتاب هیروشیما – ناگاساکی را بخوانیم؟
کتاب هیروشیما – ناگاساکی با گردآوری روایتهای شاهدان عینی، فرصتی کمنظیر برای درک ابعاد انسانی و اجتماعی یکی از بزرگترین فجایع قرن بیستم فراهم کرده است. این اثر با جزئیات دقیق و صادقانه، تجربهی مستقیم قربانیان را به تصویر میکشد و نشان میدهد که پیامدهای جنگ و سلاحهای کشتار جمعی تا چه اندازه میتواند زندگی فردی و جمعی را دگرگون کند. خواندن این کتاب نهتنها آگاهی تاریخی و اجتماعی را افزایش میدهد، بلکه باعث همدلی عمیقتر با رنج بازماندگان و درک ضرورت صلح و مقابله با خشونت میشود. روایتهای متنوع و نگاههای متفاوت به فاجعه، امکان مواجهه با واقعیت از زوایای گوناگون را فراهم میکند و ذهن را به تأمل دربارهی مسئولیت فردی و جمعی در برابر جنگ و پیامدهای آن وا میدارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی شناخت تاریخ معاصر، فجایع انسانی، پیامدهای جنگ و تأثیرات اجتماعی و روانی آن را دارند. همچنین برای علاقهمندان به روایتهای مستند، مطالعات صلح، علوم اجتماعی و کسانی که به دنبال درک عمیقتری از تجربهی بازماندگان فجایع هستند، مناسب است.
بخشی از کتاب هیروشیما – ناگاساکی
«ساعت ۸ و ۱۵ دقیقهٔ صبح ششم اوت بیستمین سال عصر شووا، بمب هستهای که هیچکسی انتظارش را نداشت در این شهر، در هیروشیما، فرود آمد و در یک لحظه جان چندصدهزار غیرنظامی را گرفت. شهر به ویرانه تبدیل شد و میگفتند تا دهها سال هیچ گیاهی در آن نخواهد رویید. ما قربانیان فاجعه هرگز نمیتوانیم درد سوختگیها و اندوه از دست دادن عزیزانمان را فراموش کنیم. هنوز هم که هنوز است، هر روز برای آنهایی که در بیمارستان قربانیان هستهای رنج میکشند و همینطور برای آمرزش روح آنهایی که در آتش انفجار هستهای به کام مرگ کشیده شدند، دعا میکنم. در آن زمان، من پانزده سالم بود. استخدام شرکت ملی راهآهن و دستیار لوکوموتیوران بودم و هر روز در خط سانیو یا خط کوره خدمت میکردم. آن روز قرار بود حوالی ساعت سهونیم صبح، قطار ارتش را روی خط آهن سانیو از ایستگاه ایتوزاکی به حرکت دربیاوریم و به ایستگاه ایواکونی برسانیم، سپس سوار بر قطاری غیرنظامی، ایواکونی را ترک کنیم و ساعت ۸ و ۱۴ دقیقهٔ صبح به هیروشیما برسیم. اما به علت حملهٔ هوایی دشمن به شهرهای اُساکا و کوبه، قطار نظامی با تأخیر به مقصد رسید و هنگامی که به ایواکونی رسیدیم، قطار هیروشیما، که قرار بود با آن بازگردیم، ایستگاه را ترک کرده بود. به همین دلیل، سوار بر قطار باری به سمت هیروشیما رفتیم، اما به ایستگاه یوکوگاوا روی خط سانیو که رسیدیم، قطارمان به علت تردد و ازدحام قطارها روی خط آهن، متوقف شد. ناچار از قطار پیاده شدیم و به کابین تلفن ایستگاه یوکوگاوا رفتیم تا با مرکز تماس بگیریم و وضعیت را شرح دهیم، اما بهمحض اینکه پایمان را در کابین گذاشتیم، چشمانم سیاهی رفت و افتادم. فکر میکنم بیهوش شدم. به خودم که آمدم، لوکوموتیوران را که کنارم روی زمین افتاده بود تکان دادم تا به هوش بیاید و از کابین بیرون رفتیم. وقتی روی سکوی ایستگاه رفتیم، در آسمان جنوب گوی آتشینی در هوا شناور بود و در دلم گفتم که اتفاق وحشتناکی در حال رخ دادن است.»
حجم
۵۸۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
حجم
۵۸۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه