همهٔ یکعالم نامههایی را که برایم فرستادی توی جیبهایم میگذارم و با خودم میبرم. عروسک نگهبان کوچکی را که برایم درست کردی هم فراموش نمیکنم و همراه خودم میبرم.
حالا دیگر میروم تا به جمع ستارهها بپیوندم و از آن بالا مراقب چیزوروجان عزیز باشم و موفقیتهای او را تماشا کنم.
یک وقت گریه نکنی، با شادی بخند و دعا کن که برادرت سربلند از پس مأموریتش برآمده باشد.
به حرفهای مامان و بابا خوب گوش کن تا یک خانم نمونه بشوی. خدا نگهدارت.
۲۵ مارس، ماسافومی
برای خواهرم چیزورو