
کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد پنجم)
معرفی کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد پنجم)
کتاب پیش از آنکه قهوهات سرد شود (جلد پنجم) نوشتهی توشیکازو کاواگوچی با ترجمهی سامره عباسی، توسط نشر مون منتشر شده است. این اثر ادامهای بر مجموعهای است که با محوریت کافهای اسرارآمیز در توکیو روایت میشود؛ جایی که مشتریان میتوانند برای مدت کوتاهی به گذشته سفر کنند. جلد پنجم با زیرعنوان «پیش از زوال مهربانی» به سراغ داستانهایی تازه از آدمهایی میرود که هرکدام با امید، پشیمانی یا آرزویی به این کافه پا میگذارند. روایتها در فضایی صمیمی و ملموس شکل میگیرند و دغدغههایی چون خانواده، جدایی، فقدان و انتخاب را در بستر زندگی روزمره به تصویر میکشند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد پنجم)
کتاب پیش از آنکه قهوهات سرد شود (جلد پنجم) نوشتهی توشیکازو کاواگوچی، بار دیگر به کافهی فونیکولی فونیکیولا بازمیگردد؛ کافهای کوچک و دنج در محلهای از توکیو که شایعهی سفر در زمان را با قوانینی عجیب و محدودکننده در دل خود دارد. در این جلد، نویسنده با همان سبک آشنا و شخصیتپردازیهای دقیق، داستانهایی از آدمهای معمولی را روایت میکند که هرکدام با مسئلهای حلنشده یا آرزویی ناتمام به کافه میآیند. ساختار کتاب بر پایهی روایتهای اپیزودیک است؛ هر بخش به زندگی یکی از مشتریان میپردازد و از خلال گفتوگوها و خاطرات، لایههای عمیقتری از روابط انسانی، پشیمانیها و امیدها را آشکار میکند. قوانین سفر در زمان، همچون گذشته، نقش مهمی در شکلگیری روایت دارند و محدودیتهای آنها باعث میشود شخصیتها با واقعیتهای تلخ و شیرین زندگی خود روبهرو شوند. این کتاب با تمرکز بر موضوعاتی چون جدایی والدین، فقدان، نامگذاری فرزند و معنای خوشبختی، تصویری از پیچیدگیهای عاطفی انسانها ارائه میدهد و در عین حال، فضای کافه را به عنوان پناهگاهی برای تأمل و مواجهه با گذشته حفظ میکند.
خلاصه داستان پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد پنجم)
کتاب پیش از آنکه قهوهات سرد شود (جلد پنجم) مجموعهای از روایتهای بههمپیوسته است که هرکدام حول محور سفر کوتاه به گذشته در کافهای اسرارآمیز شکل میگیرند. در این جلد، داستان با ورود پسربچهای به نام یوکی آغاز میشود که والدینش بهتازگی از هم جدا شدهاند. یوکی با امید به اینکه بتواند در گذشته تغییری ایجاد کند، به کافه میآید اما با قوانین محدودکنندهی سفر در زمان روبهرو میشود: زمان حضور در گذشته کوتاه است و هیچ تغییری در زمان حال ایجاد نمیشود. با این حال، یوکی تصمیم میگیرد به گذشته برگردد تا بهجای گریه، لبخند بزند و آرزوی خوشبختی والدینش را تکرار کند. روایت، تجربهی عاطفی او را در مواجهه با جدایی والدین و تلاش برای پذیرش شرایط جدید به تصویر میکشد. در بخش دیگری از کتاب، داستان زنی به نام مگومی روایت میشود که همسرش را پیش از تولد فرزندشان از دست داده است. او با دغدغهی انتخاب نام برای نوزاد و آرزوی دیدار دوباره با همسرش، به کافه میآید تا شاید بتواند برای لحظهای کوتاه، فرزندش را به پدرش نشان دهد و نامی را که دوست داشتند، انتخاب کند. این روایتها با حضور شخصیتهای آشنا و جدید، به موضوعاتی چون پشیمانی، فقدان، انتخاب و معنای مهربانی میپردازند و نشان میدهند که حتی اگر گذشته تغییر نکند، مواجهه با آن میتواند به آرامش یا پذیرش منجر شود.
چرا باید کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد پنجم) را بخوانیم؟
کتاب پیش از آنکه قهوهات سرد شود (جلد پنجم) با روایتهایی صمیمی و ملموس، به دغدغههای عاطفی و انسانی میپردازد که بسیاری از افراد در زندگی خود تجربه میکنند. این اثر با بهرهگیری از عنصر خیالانگیز سفر در زمان، فرصتی برای تأمل دربارهی پشیمانیها، آرزوهای ناتمام و معنای واقعی خوشبختی فراهم میکند. قوانین محدودکنندهی کافه، شخصیتها را وادار میکند با واقعیتهای زندگی روبهرو شوند و به جای تلاش برای تغییر گذشته، به پذیرش و درک عمیقتری از خود و دیگران برسند. روایتهای کتاب، همدلی و امید را در دل موقعیتهای دشوار زنده نگه میدارند و نشان میدهند که حتی کوتاهترین لحظات میتوانند معنایی تازه به زندگی ببخشند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که با موضوعاتی چون جدایی، فقدان، پشیمانی یا دغدغههای خانوادگی دستوپنجه نرم میکنند یا به روایتهایی علاقه دارند که در دل زندگی روزمره، به لایههای عمیقتری از احساسات انسانی میپردازند. همچنین به علاقهمندان داستانهای ژاپنی و دوستداران روایتهای خیالانگیز و تأملبرانگیز توصیه میشود.
بخشی از کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد پنجم)
«کافهای که در آن میشد به گذشته سفر کرد، در محلهٔ جیمبوچو، واقع در منطقهٔ کاندا در شهر چیودای توکیو بود. در فاصلهٔ کمی از نزدیکترین ایستگاه قطار و تابلویش بیرون کافه در گوشهٔ کوچهای باریک و آرام قرار داشت. نام کافه، فونیکولی فونیکیولا بود. نامش را از ترانهٔ عامیانهٔ محبوبِ ایتالیایی از منطقهٔ ناپل گرفته که برای یادبود افتتاح راهآهن کابلی ساخته شده بود. مردم ژاپن که بیشترشان دستکم یک بار این ملودی را شنیدهاند، اینگونه آن را میخوانند. کودکان ژاپن این آهنگ را به اسم «شلوار اجنه» میشناسند که تقلیدی از آهنگ فونیکولی فونیکیولاست. حتی صاحب این کافهٔ سفر در زمان هم نمیدانست چرا نام یک آهنگ عامیانهٔ ایتالیایی را روی کافه گذاشتهاند. نام صاحب کافه که همیشه لباس آشپزی به تن داشت، ناگاره توکیتا بود. با قدی حدود دو متر، مرد آرامی بود و چشمان تنگ و بسیار باریکی داشت. او با خونسردی مانند مجسمهٔ نگهبان قدرتمند معبد در کافه میایستاد. همسرش، کِی توکیتا، پیشخدمت کافه بود و با چشمانی درشت و درخشان، همیشه لبخند میزد. فارغبال و معصوم بود و شخصیتی صمیمی و پذیرا داشت. دو سال پیش بهطرز غمانگیزی، بر اثر بیماری قلبی از دنیا رفت و از خودش دختری به جا گذاشت که درست مانند خودش، چشمان درشت و درخشانی داشت.»
حجم
۱۸۴٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۴۴ صفحه
حجم
۱۸۴٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۴۴ صفحه