
کتاب وقتی پیر شدم این کارهای احمقانه را انجام نمی دهم
معرفی کتاب وقتی پیر شدم این کارهای احمقانه را انجام نمی دهم
کتاب وقتی پیر شدم این کارهای احمقانه را انجام نمیدهم نوشتهی استیون پترو و رزان فولی هنری با ترجمهی بیتا دارابی، اثری است که به بررسی بیپرده و طنزآمیز اشتباهات رایج نسل قدیم میپردازد. این کتاب با نگاهی انتقادی و در عین حال صمیمی، به باورهای کلیشهای دربارهی پیری و سالمندی میتازد و تلاش میکند تصویری تازه و امیدبخش از این دورهی زندگی ارائه دهد. نویسندگان، با تکیهبر تجربیات شخصی و پژوهشهای روز، ابعاد مختلف سالمندی را از زاویهای متفاوت بررسی کردهاند؛ از سلامت جسم و روان تا روابط اجتماعی، رشد فردی و معنوی، و حتی چالشهای فناوری و ارتباطات میاننسلی. نشر مون آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب وقتی پیر شدم این کارهای احمقانه را انجام نمی دهم
کتاب وقتی پیر شدم این کارهای احمقانه را انجام نمیدهم با قلم استیون پترو و رزان فولی هنری، روایتی است از مواجههی بیپرده با کلیشهها و رفتارهای رایج در میان نسلهای مسنتر. این کتاب با ساختاری مبتنی بر فهرستنویسی و روایتهای شخصی، به بررسی رفتارهایی میپردازد که نویسنده در دوران سالمندی خود قصد دارد از آنها دوری کند. نویسندگان با بهرهگیری از طنز و خودانتقادی، تجربههای زیستهی خود و اطرافیان را با یافتههای علمی و اجتماعی ترکیب کردهاند. هر فصل به یکی از رفتارها یا باورهای رایج در میان سالمندان میپردازد؛ از رنگکردن موها و وسواس نسبت به ظاهر تا ترس از فناوری، محدودکردن روابط به همسنوسالها، یا حتی پنهانکردن سن واقعی در برنامههای دوستیابی. کتاب، علاوهبر روایتهای شخصی، به تأثیر نگرش فردی بر کیفیت زندگی در سالمندی، نقش روابط اجتماعی، اهمیت پذیرش تغییرات و مواجهه با ترسها و شکستها نیز توجه دارد. نویسندگان تلاش کردهاند با مثالهای واقعی و ملموس، سالمندی را نه بهعنوان دورهای از افول، بلکه فرصتی برای رشد، یادگیری و تجربههای تازه نشان دهند.
خلاصه کتاب وقتی پیر شدم این کارهای احمقانه را انجام نمی دهم
کتاب وقتی پیر شدم این کارهای احمقانه را انجام نمیدهم مجموعهای از روایتها، اعترافات و توصیههای شخصی است که نویسندگان با الهام از تجربههای خود و اطرافیان، آنها را بهصورت فهرستوار و با زبانی طنزآمیز بیان کردهاند. دغدغهی اصلی کتاب، عبور از کلیشههای منفی دربارهی پیری و بازتعریف سالمندی بهعنوان دورهای پویا و معنادار است. نویسندگان با اشاره به رفتارهایی مانند رنگکردن مو برای پنهانکردن سن، ترس از فناوریهای جدید، محدودکردن روابط به همنسلها، یا حتی پنهانکردن سن واقعی در شبکههای اجتماعی، نشان میدهند که بسیاری از این رفتارها ریشه در ترس، خودپیرانگاری و فشارهای اجتماعی دارد. کتاب تأکید کرده است که پیری صرفاً به عدد سالهای عمر محدود نمیشود و نگرش فردی، سلامت روان و کیفیت روابط اجتماعی نقش مهمی در تجربهی سالمندی دارند. نویسندگان با روایتهایی از خانواده، دوستان و حتی تجربههای شخصی خود در مواجهه با بیماری، شکست یا تغییرات ظاهری، به اهمیت پذیرش خود، ریسکپذیری، یادگیری مداوم و حفظ ارتباط با نسلهای جوانتر اشاره کردهاند. در بخشهایی از کتاب، به موضوعاتی مانند خودافشایی دربارهی بیماریها، اهمیت حفظ عزتنفس، و عبور از ترسهای رایج در سالمندی نیز پرداخته شده است. در مجموع، کتاب تلاش کرده است سالمندی را فرصتی برای رشد، کشف علاقهمندیهای تازه و تجربهی زندگی معنادار معرفی کند.
چرا باید کتاب وقتی پیر شدم این کارهای احمقانه را انجام نمی دهم را بخوانیم؟
این کتاب با رویکردی صادقانه و طنزآمیز، به دغدغهها و چالشهای واقعی سالمندی میپردازد و تلاش کرده است تصویری متفاوت از این دوره ارائه دهد. ویژگی شاخص آن، ترکیب روایتهای شخصی با یافتههای علمی و اجتماعی است که باعث میشود خواننده با موقعیتهای ملموس و قابلدرک روبهرو شود. کتاب نهتنها به نقد رفتارها و باورهای رایج میپردازد، بلکه راههایی برای پذیرش تغییرات، حفظ عزتنفس و ایجاد روابط معنادار در هر سنی پیشنهاد میکند. خواندن این کتاب میتواند به افراد کمک کند با ترسها و کلیشههای مربوط به پیری روبهرو شوند، نگرش خود را نسبت به سالمندی تغییر دهند و کیفیت زندگی خود را بهبود بخشند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی سالمندی، کیفیت زندگی در سنین بالاتر، یا عبور از کلیشههای رایج دربارهی پیری را دارند. همچنین برای افرادی که به دنبال الهام برای رشد فردی، حفظ روابط اجتماعی و پذیرش تغییرات در هر مرحله از زندگی هستند، مناسب است.
بخشی از کتاب وقتی پیر شدم این کارهای احمقانه را انجام نمی دهم
«کمی بعد از تولد پنجاهسالگی (که دستِبرقضا مصادف بود با آغاز دوران کهولت والدینم)، شروع کردم به تهیۀ فهرستی با عنوان «کارهای احمقانهای که در دوران پیری انجام نخواهم داد». راستش، بعدها فهمیدم این فهرست که روزبهروز بلند و بلندتر میشد، گزارشی بود قضاوتگرانه و البته نهچندان کوتهنظرانه و نسبتاً واقعی از همۀ کارهای والدینم که اشتباه به نظر میرسیدند. فهرست من همۀ تصمیمهای غلط والدینم را در بر میگرفت. حین تهیۀ آن عهد کردم برخلاف پدرم، شبادراریام را گردن سگمان نیندازم یا برخلاف مادرم واکر را به بهانۀ اینکه لباسم را پاره کرده، کنار نگذارم. یا عهد کردم مثل هر دوی آنها سر میز شام دربارۀ اقسام دردها، عمل جراحی و درد سیاتیک نوحهسرایی نکنم. آیا من خودم را پسر همهچیزدانشان میدانستم؟ شاید! این را هم در راستای اعترافاتم بگویم که فهرست مزبور شامل انجام ندادن کارهای اشتباه دیگر آشنایان «پیر» هم میشد (مثلاً خانه را از فرط گرما به سونا تبدیل نکن؛ برای تمیز کردن ناودانها نرو روی پشتبام؛ قبل از باطل شدن گواهینامهات یا قبل از اینکه بلایی سر کسی بیاوری، قید رانندگی را بزن؛ یا جملههایت را با فاصلۀ یک خط درمیان ننویس!). همچنین میدانستم که پدر و مادرم (و سایر افراد همنسلشان) فقط مجموعهای از دردها، رنجها و سختیها نبودند. آنها بسیار فراتر از اینها بودند. بعد از فوت پدر و مادرم، دوباره آن فهرست را با نگاهی تازه و گاه با چشمانی اشکبار خواندم. فهمیدم این شرح «کارهای احمقانه» بازتاب ناامیدی خودم از تماشای بهای لجبازی آنها بود؛ ویژگیای که خودم بهخوبی آن را میشناسم. آن فهرست منعکسکنندۀ ترس من از آیندۀ آنها هم بود، آیندهای که بعد از تبدیل شدنشان از «پیر» به «مریض» در انتظارشان بود؛ و اکنون متوجه شدهام هدفم از تهیۀ فهرست عهد بستن با خودم هم بوده، عهدی که براساس آن باید در مسیر حرکتم بهسمت کهولت، تصمیمهایی متفاوت از تصمیمهای والدینم میگرفتم. پس، با نوشتن این عهدها امیدوار بودم به خاطر بسپارمشان و نیز عملیشان کنم.»
حجم
۲۴۴٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه
حجم
۲۴۴٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه