
کتاب جهان شناور
معرفی کتاب جهان شناور
کتاب جهان شناور نوشتهی اکسی اوه با ترجمهی سامره عباسی توسط نشر مون منتشر شده است. این اثر در ژانر فانتزی نوجوان و جوان قرار میگیرد و داستانی چندلایه را در دو جهان موازی روایت میکند؛ یکی جهان زیرین صنعتی و تاریک و دیگری سرزمینی کوهستانی و جادویی. محوریت داستان بر زندگی دو شخصیت اصلی، رن و سانهو، استوار است که هرکدام با گذشتهای پررمزوراز و قدرتهایی ویژه، درگیر نبردی میان خیر و شر و جستوجوی هویت خود میشوند. جهان شناور با الهام از اسطورهها و فرهنگ شرق آسیا، فضایی سرشار از جادو، هیولاها، کاروانهای سیار و نبردهای سیاسی را خلق کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جهان شناور
کتاب جهان شناور اثری از اکسی اوه است که با ترجمهی سامره عباسی به فارسی درآمده است. این کتاب داستانی فانتزی و ماجراجویانه را در بستری از دو جهان متفاوت روایت میکند: یکی جهان زیرین، شهری صنعتی و پر از دود و سایه، و دیگری سرزمینی کوهستانی با کاروانهایی که هنر و جادو را در دل خود دارند. روایت کتاب میان دو شخصیت اصلی، رن و سانهو، جابهجا میشود؛ رن دختری نوجوان با قدرتی جادویی که باید آن را پنهان کند و سانهو، شمشیرزنی مرموز با گذشتهای فراموششده که در جهان زیرین برای بقا میجنگد. ساختار کتاب به گونهای است که هر فصل از زاویهی دید یکی از این دو شخصیت روایت میشود و بهتدریج لایههای بیشتری از جهان و شخصیتها را آشکار میکند. فضای داستان با عناصر اسطورهای، جادویی و اجتماعی آمیخته شده و دغدغههایی چون هویت، خانواده، فداکاری و مبارزه با سرنوشت را در دل خود جای داده است.
خلاصه داستان جهان شناور
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! جهان شناور داستان رن، دختری نوجوان از کاروانی هنرمند و جادوگر، و سانهو، شمشیرزنی جوان در جهان زیرین را روایت میکند. رن با قدرتی جادویی متولد شده که باید آن را از چشم دیگران پنهان کند؛ قدرتی که هم میتواند نجاتبخش باشد و هم خطرناک. او در کنار خانواده و کاروانش از روستایی به روستای دیگر سفر میکند و با اجرای نمایشهای سنتی، زندگی میگذراند. اما حملهی ناگهانی یک دیو به روستای گوری، زندگی رن را دگرگون میکند و او را درگیر ماجرایی میسازد که با گذشتهی اسرارآمیزش گره خورده است. در سوی دیگر، سانهو در جهان زیرین، شهری صنعتی و طبقاتی، برای زندهماندن دست به کارهای خطرناک میزند. او گذشتهای مبهم دارد و تنها سرنخش، برادری است که باید پیدایش کند. سانهو به گروهی از مزدوران میپیوندد تا نقشهای مهم را از کارخانهای نظامی بدزدد و در این مسیر با واقعیتهای تلخ قدرت، فساد و جنگ روبهرو میشود. سرنوشت رن و سانهو بهتدریج به هم نزدیک میشود؛ درحالیکه هر دو باید با نیروهای درونی و بیرونی، خاطرات دردناک و انتخابهای دشوار روبهرو شوند. داستان با ریتمی پرتنش، میان جادو و تکنولوژی، سنت و مدرنیته، و امید و ناامیدی در نوسان است.
چرا باید کتاب جهان شناور را بخوانیم؟
جهان شناور با ترکیب فضای اسطورهای شرق آسیا و دنیایی صنعتی، تجربهای متفاوت از فانتزی نوجوان ارائه میدهد. روایت دوگانهی رن و سانهو، امکان همذاتپنداری با شخصیتهایی با دغدغههای متفاوت را فراهم میکند. کتاب به موضوعاتی چون هویت، خانواده، فداکاری و مبارزه با سرنوشت میپردازد و در عین حال، با خلق جهانی پرجزئیات و قوانین جادویی خاص، خواننده را به کشف رمز و رازهای تازه دعوت میکند. تنوع شخصیتها، تضاد میان جادو و فناوری، و پرداختن به مسائل اجتماعی و طبقاتی، این اثر را از نمونههای مشابه متمایز کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان ژانر فانتزی، نوجوانان و جوانانی که به داستانهای ماجراجویانه با محوریت جادو، هویت و خانواده علاقه دارند، پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که به دنبال روایتی چندلایه با شخصیتهای پیچیده و دنیاسازی منحصربهفرد هستند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب جهان شناور
«وقتی رِن بالانس زد و روی دستهایش ایستاد و با پاهایی رو به آسمان، بهسمت حلقه غلتید، صدای طبل تندتر و تندتر شد. حس کرد نقابش از چانهاش میلغزد، بهسرعت آن را سر جایش برگرداند و مراقب بود تا این تصور را حفظ کند که او یک دختر نیست، بلکه دیوی صورتیرنگ است. صدای قهقهه از آنسوی حلقه به گوش میرسید؛ آنجا که عمو کوچکه تلوتلوخوران و با سینهٔ برهنهای که از زیر کتش پیدا بود، کمرش را جلوی تماشاگرانش تکان میداد. او هم مثل رن نقابی به صورت داشت، اما صورتش سفید بود و نقطههای آبی روی گونههایش نقاشی شده بود. با حرکت مچ بادبزن کاغذیاش را باز کرد و آن را بهآرامی تکان داد. چند زن مسنتر الفاظ رکیکی را فریاد میزدند و مردان جوانتر با روی سرخ از خجالت برای دید بهتر به یکدیگر تنه میزدند. رن با راه رفتن روی دستانش و تکان دادن پاهایش در هوا برای حفظ تعادل بهسمت عمو کوچکه رفت. جمعیت کمتر از سال قبل بود، اما شورواشتیاق فراوانی از خودشان نشان میدادند. برخی از روستاییان بشکهها را آورده بودند لبهٔ میدان و با کف دستهایشان روی بدنهٔ بشکهها میکوبیدند و به ریتم منظم طبل خانعمو نوایی جدید میافزودند. گروه دخترک در نیم ساعت گذشته مشغول اجرای برنامه بودند؛ رن میتوانست مدت طولانیتری به کارش ادامه دهد، اما اگر قرار بود تا پایان هفته به دهکدهٔ گوری بروند، کاروانشان باید ظهر به راه میافتاد. خانعمو بهسرعت بر هر دو سوی طبل ساعتشنیوارش میکوفت و این نشانهای بود برای عجله کردن و به پایان رساندن اجرا.»
حجم
۵۳۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه
حجم
۵۳۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه