
کتاب آشپزخانه چیبینه کو؛ گربه کنجکاو
معرفی کتاب آشپزخانه چیبینه کو؛ گربه کنجکاو
کتاب آشپزخانه چیبینهکو؛ گربه کنجکاو نوشته یوتا تاکاهاشی و با ترجمه سامره عباسی، اثری است که توسط نشر مون منتشر شده است. این کتاب داستانهایی را روایت میکند که در فضایی آرام و صمیمی، در یک رستوران کوچک ساحلی به نام آشپزخانه چیبینهکو میگذرد؛ جایی که گربهای کنجکاو و دوستداشتنی نیز در آن حضور دارد. روایتها حول محور غذا، خاطره و مواجهه با فقدان و امید شکل گرفتهاند و شخصیتهای مختلفی با دغدغهها و گذشتههای گوناگون به این رستوران میآیند. نویسنده با نگاهی انسانی و جزئینگر، پیوند میان غذا، خاطرات و روابط انسانی را به تصویر کشیده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آشپزخانه چیبینه کو؛ گربه کنجکاو
کتاب آشپزخانه چیبینهکو؛ گربه کنجکاو نوشته یوتا تاکاهاشی، مجموعهای از داستانهای کوتاه است که هرکدام با محوریت یک غذا و یک خاطره شکل گرفتهاند. فضای اصلی کتاب، رستورانی کوچک در شهر ساحلی اوچیبو است که توسط شخصیتی به نام کای و گربهای به نام چیبی اداره میشود. این رستوران بهواسطهی غذاهای یادبودش شهرت دارد؛ غذاهایی که نهتنها طعم و عطر خاصی دارند، بلکه خاطرات عزیزان ازدسترفته یا دورافتاده را برای مهمانان زنده میکنند. نویسنده با بهرهگیری از عناصر فرهنگ ژاپنی، بهویژه سنتهای مرتبط با غذا و سوگواری، داستانهایی را روایت کرده است که در آنها شخصیتها با گذشته، اندوه، عشق و امید خود روبهرو میشوند. هر فصل کتاب به یک شخصیت و یک غذای خاص اختصاص دارد و از خلال روایتهای ساده و ملموس، به لایههای عمیقتری از احساسات انسانی میپردازد. گربه کنجکاو رستوران، چیبی، نیز حضوری نمادین و آرامبخش در این روایتها دارد و به نوعی پیونددهندهی فضای رستوران و مهمانانش است.
خلاصه داستان آشپزخانه چیبینه کو؛ گربه کنجکاو
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در آغاز کتاب، کوتوکو نیکی، دختری جوان که بهتازگی برادرش را در یک تصادف از دست داده، برای خوردن غذای یادبود به رستوران چیبینهکو میرود. او با اندوه و احساس گناه ناشی از مرگ برادرش دستوپنجه نرم میکند و به توصیه یکی از دوستان خانوادگی، به این رستوران میآید تا شاید بتواند با خاطرات برادرش آشتی کند. در رستوران، کای و گربه چیبی از او استقبال میکنند و غذایی برایش آماده میشود که یادآور خاطرات مشترک با برادرش است. فضای رستوران و طعم غذاها، خاطرات گذشته را برای کوتوکو زنده میکند و حتی به او فرصت میدهد تا در لحظهای جادویی، بار دیگر با برادرش گفتوگو کند و از او راهنمایی بگیرد. این تجربه به کوتوکو کمک میکند تا با غم خود کنار بیاید و راهی برای ادامه زندگی پیدا کند. در بخش دیگری از کتاب، داستان تایجی، پسربچهای که اولین عشق و اندوه جدایی را تجربه میکند، روایت میشود. او پس از شنیدن خبر مرگ همکلاسیاش، فومیکا، با احساس پشیمانی و اندوه روبهرو میشود و به دنبال راهی برای تسکین دلش میگردد. مواجهه با کوتوکو و شنیدن داستان آشپزخانه چیبینهکو، امیدی تازه در دل او میکارد. هر داستان کتاب، با محوریت یک غذا و یک خاطره، به موضوعاتی چون فقدان، یادآوری، آشتی با گذشته و قدرت شفابخش غذا میپردازد.
چرا باید کتاب آشپزخانه چیبینه کو؛ گربه کنجکاو را بخوانیم؟
کتاب آشپزخانه چیبینهکو؛ گربه کنجکاو با روایتهایی آرام و سرشار از جزئیات، به پیوند میان غذا، خاطره و احساسات انسانی میپردازد. نویسنده با نگاهی دقیق به فرهنگ ژاپنی و سنتهای مرتبط با غذا، داستانهایی را خلق کرده که هرکدام فرصتی برای تأمل درباره فقدان، عشق، آشتی با گذشته و امید به آینده فراهم میکنند. حضور گربه چیبی و فضای گرم رستوران، حس آرامش و امنیت را به خواننده منتقل میکند. این کتاب برای کسانی که به داستانهای احساسی، فرهنگ غذایی و روایتهای مبتنی بر خاطره علاقه دارند، تجربهای متفاوت و تأثیرگذار ارائه میدهد. همچنین، شیوهی روایت و پرداختن به جزئیات زندگی روزمره، امکان همذاتپنداری با شخصیتها را فراهم میکند و به خواننده کمک میکند تا با زوایای مختلف اندوه و امید آشنا شود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که با فقدان یا دلتنگی دستوپنجه نرم میکنند، به دنبال آرامش و آشتی با گذشته هستند یا به روایتهای احساسی و فرهنگ غذایی ژاپن علاقه دارند. همچنین، برای علاقهمندان به داستانهایی درباره خانواده، خاطره و پیوندهای انسانی مناسب است.
بخشی از کتاب آشپزخانه چیبینه کو؛ گربه کنجکاو
«کاکاییهای دمسیاه در آسمان اوج گرفته بودند. پیش از این فقط آنها را در کتابها و تلویزیون دیده بود و اولین بار بود که از نزدیک آنها را میدید. بهخاطر میومیو کردنهای بلندشان به «گربههای دریایی» معروف بودند. در صدایشان حزنی احساس میشد که او را به یاد بچهگربهای سرگردان میانداخت. کوتوکو نیکی که آن سال بیستساله شده بود از شهری ساحلی در اوچیبو دیدن میکرد؛ دریای آبی، آسمان آبی، ساحلی شنی و راه رفتن در امتداد مسیری آسفالتنشده که بهجای قیر و بتن با صدفهای سفید سنگفرش شده بود. طبق اطلاعاتی که پای تلفن به او داده بودند اگر همین مسیر را میگرفت و میرفت، به آشپزخانه چیبینهکو میرسید. مقصدش رستوران کنار دریا بود. هنوز ساعت نه صبح نشده بود و احتمالاً به همین خاطر کسی در ساحل نبود. در واقع در راه رسیدن به اینجا اصلاً به آدمی برنخورده بود. برخلاف شهر توکیو که همین امروز از آنجا آمده بود، اینجا شهر آرامی به نظر میرسید. زمزمه کرد: «شهری ساحلی...» کمی بیشتر به مرغان دریایی و ساحل خیره شد، سپس بهسمت جاده سفید حرکت کرد. صدفهای دریایی زیر پایش قرچقروچ میکردند. احساس میکرد با سروصدایی که به پا کرده آرامش شهر خوابآلود را به هم زده.»
حجم
۱۱۱٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه
حجم
۱۱۱٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه