معرفی و دانلود کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد سوم) + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد سوم)subscriptionAvailable

کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد سوم)

پیش از فراموشی

نوع کتاب
۴.۲(از ۲۰ امتیاز)
انتشارات: 
نشر مون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد سوم)

کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد سوم) نوشتۀ توشیکازو کاواگوچی و ترجمۀ سامره عباسی در نشر مون به چاپ رسیده است. کتاب، داستانی فانتزی دربارۀ کافه‌ای در شهر توکیو است که آدم‌ها با رفتن به آنجا می‌توانند طبق شرایط خاصی در زمان سفر کنند و پیش از آنکه قهوه‌شان سرد شود از سفر بازگردند.

درباره کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد سوم)

اگر به گذشته برگردی، می‌خواهی چه کسی را ببینی؟ این اولین جملۀ کتاب پیش از آنکه قهوه‌ات سرد شود ما را با یکی از پرسش‌های امکان‌ناپذیر در زندگی روبه‌رو می‌کند. اگر به گذشته برگردیم شاید دوست داشته باشیم کسی را ببینیم که از دست داده‌ایم یا نتوانستیم آخرین حرف‌هایمان را به او بگوییم. اما کجا؟

در یکی از محله‌های توکیو کافه‌ای وجود دارد که آدم‌ها با رفتن به آنجا می‌توانند در زمان سفر کنند تا کسی را ببینند که شاید مرده باشد و آن‌ها هیچ‌گاه فرصت پیدا نکردند آخرین حرف‌های خود را به او بگویند؛ اما این سفر در شرایط خاصی امکان‌پذیر است. یکی اینکه نمی‌توانند جلوی وقوع اتفاق‌ها را بگیرند. همچنین سفر محدودیت زمانی دارد؛ یعنی تا پیش از سردشدن قهوه باید برگردند. در این سفر نمی‌توان هیچ تغییری در آنچه رخ داده است به وجود آورد و اگر این قانون به هم بخورد عواقبش ناگوار خواهد بود؛ اما این فقط آغاز ماجراست و این سفر در زمان قرار است ابعادی دیگر هم پیدا کند.

این کتاب، جلد سوم است از مجموعۀ فانتزی پیش از آنکه قهوه‌ سرد شود. هر دو جلد قبلی کتاب نیز به فارسی ترجمه شده‌اند. محتوای جلد سوم شامل ۴ بخش است: دختر، کمدین، خواهر، مرد جوان.

کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد سوم) به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

به همۀ دوستداران ادبیات فانتزی و دنبال‌کنندگان مجموعۀ پیش از آنکه قهوه سرد شود پیشنهاد می‌کنیم.

درباره توشیکازو کاواگوچی

توشیکازو کاواگوچی (Toshikazu Kawaguchi) در ۱۹۷۱ در اوزاکای ژاپن به دنیا آمد. او نمایشنامه‌نویس، کارگردان و تهیه‌کنندهٔ تئاتر است.

بخشی از کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد سوم)

«صدای کِی توکیتا از گوشی نازک و نامفهوم به گوش می‌رسید: «چرا توی هوکایدو هستی؟»

«هی، آروم باش، چیزی نیست.»

ناگاره توکیتا پس از چهارده سال برای اولین بار صدای زنش را می‌شنید. ناگاره در هوکایدو بود، البته دقیق‌تر بگویم، هاکوداته.

شهر هاکوداته مملو از خانه‌هایی به سبک غربی است که قدمت آن‌ها به اوایل قرن بیستم می‌رسد. این خانه‌ها که در سراسر شهر به چشم می‌خورند، سبک منحصربه‌فردی دارند که شامل طبقهٔ همکف ژاپنی و طبقات بالایی به سبک غربی است. منطقهٔ موتوماچی (به معنای «منطقهٔ اصلی») در کوهپایهٔ هاکوداته واقع شده و مقصد گردشگری محبوبی است. جذابیت این شهر قدیمی با بناهای تاریخی محبوبی مانند سالن اجتماعات سابق، یک تیر برق بتنی مستطیلیاولین تیر برقی که در ژاپن ساخته شده استو انبارهای آجر قرمز در منطقهٔ خلیج تاریخی آن افزایش یافته است.

کِی آن‌طرف خط تلفن، در توکیو، در کافه‌ای خاص نشسته بود که به مشتریانش فرصت سفر در زمان را می‌داد. اسم کافه فونیکولی فونیکیولا بود. او پانزده سال به آینده سفر کرده بود تا دخترش را ملاقات کند. در آن کافه در توکیو، او زمان کمی داشت تا قهوه‌اش را که کم‌کم داشت سرد می‌شد، بنوشد. ازآنجاکه ناگاره در هوکایدو، در شمال ژاپن بود، نمی‌دانست قهوهٔ او تا چه حد سرد شده است. بنابراین مراقب بود که به تعهدش پایبند بماند: «الان وقت ندارم توضیح بدم که چرا توی هوکایدو هستم. لطفاً فقط گوش کن.»

البته کِی به‌خوبی می‌دانست که وقت ندارد.

ناراحت به نظر می‌رسید: «چیه؟ تو وقت نداری؟ من اونی‌ام که وقت نداره.»

اما ناگاره توجهی نکرد و به حرفش ادامه داد: «یه دختر اونجاست، درسته؟ به نظر می‌آد دورهٔ اول متوسطه باشه.»

«چی؟ دخترمدرسه‌ای؟ آره، اینجاست. همونی که حدود دو هفته پیش اومده بود بازدید کافه. از آینده اومده بود تا با من عکس بگیره.»

برای کِی دو هفته گذشته بود، اما او داشت به چیزی اشاره می‌کرد که برای ناگاره پانزده سال پیش اتفاق افتاده بود.

«چشم‌های درشتی داره و یقه‌اسکی پوشیده؟»

«آره، آره خب که چی؟»

«باشه، فقط آروم باش و گوش کن. تو به‌صورت اتفاقی پونزده سال به آینده سفر کرده‌ای.»

«بهت که گفتم، به‌سختی صدات رو می‌شنوم.»

درست لحظه‌ای که ناگاره می‌خواست موضوع مهمی را به او بگوید، باد زوزه‌کشان بر او هجوم آورده بود. باد به داخل گوشی می‌وزید و برقراری ارتباط را تقریباً غیرممکن کرده بود. وقت تنگ بود و ناگاره باید عجله می‌کرد.

با صدای بلندتر گفت: «به‌هرحال، اون دختری که داری بهش نگاه می‌کنی...»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد سوم) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد سوم)
عنوان دیگر:پیش از فراموشی
عنوان انگلیسی:Before Your Memory Fades (Before the Coffee Gets Cold #۳)
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:توشیکازو کاواگوچی
مترجم:سامره عباسی
انتشارات:نشر مون
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۲/۰۱/۱۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۱۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۵۹۱۴۴۹۰
تعداد صفحه‌ها:۱۸۴ صفحه
قیمت کتاب:۱۶۰۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه پیش از آنکه قهوه ات سرد شود
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد سوم)

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

•نسرین‌طلا•
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۱۹

واقعا فکر نمی‌کردم بخش آخر کتاب این‌طور تموم بشه 🥺 غمناک و در عین حال تفکر برانگیز. مجموعه سه جلدی زیبا و جالبی بود،سفر در زمان و حل کردن مسئله ای که باعث احساساتی می‌شد که ممکن بود نتونی تغییرشون بدی. توصیه می‌کنم...بیشتر

۰
پگاه سازوار
۱۴۰۴/۰۹/۱۹

با جلد سوم بیشتر از بقیه اشک ریختم

۰
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۱۴۰۴/۰۷/۲۷

شما که زحمت کشیدین سه شماره ی اول کتاب رو بینهایت کردین لطفا آخرین سریش رو هم بینهایت کنین😊💕🙏🏻 این سری از کتاب هارو‌ دوست داشتم نویسنده از داستان های مختلفی استفاده کرده تا بگه تا لحظه ی آخر باید امیدوار...بیشتر

۰
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۴/۱۶

این کتاب از نظر من نسبت به دو جلد قبلی احساسی‌تر بود. با قلم نویسنده نتونستم ارتباط بگیرم اما فکر کنم این جلد ارزش یک‌بار خوندن رو داره.

۰
س
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۲۴

واقعا غمگین تموم شد ولی ارزش خوندن داشت با حال بد تموم نشد

۰
کاربر 7542809
۱۴۰۲/۱۰/۳۰

کتاب خوب و مفید

۰
کلوچه ₍ᐢ. .ᐢ₎
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۰۸

هر جلد از این کتاب ها یه دنیای متفاوت یه جور تراپی متفاوته! بی شک ترغیب شدم تا جلد بعدی رو هم بخونم. ترجمه بسیار روان و عالی بود داستان به همان جذابیت همیشگی و حس خوش همیشگی را می‌داد. خوندن این کتاب...بیشتر

۰
کاربر ۳۰۳۱۷۷۸
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۰۲

ای کاشک میشد

۰
Ain Alef
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۷

ترجمه مشکل داره گاها اسامی قاطی میشن که باعث سردرگمی میشه

۰
کاربر 9829207
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۸

خیلی رمان قشنگی بود ولی بعضی اوقات اسماش آدم رو اذیت و گیج می‌کرد من پنج جلدش رو به عنوان داستان صوتی از ایران صدا گوش کردم و نتونستم داستان ژن تودوروکی رو کامل گوش کنم ولی به طور کلی...بیشتر

۰
tararzi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۲

اخر کتاب واقعا غم انگیز بود. یکی از بهترین کتاب‌هایی که میشه خوند 🥲

۰

بریده‌هایی از کتاب

red rose
۹
وقتی می‌خواین به کسی که برای رسیدن به آرزوهاش تلاش می‌کنه هدیه بدین، باید عزیزترین چیزی رو که دارین به اون بدین. بعضی روزها، اون کسی که رؤیاهاش رو دنبال می‌کنه، قدرت ادامهٔ مسیر رو نداره. حتماً تلخ و دردناکه و اون باید بین رؤیاهاش و واقعیت یکی رو انتخاب کنه. وقتی این اتفاق بیفته، فردی که باارزش‌ترین هدیه‌ها رو گرفته، می‌تونه کمی بیشتر بجنگه. ظاهراً این بهش کمک می‌کنه احساس تنهایی نکنه. بنابراین، من این کتاب رو به تو می‌دم، چون می‌خوام برای رؤیات بجنگی.»
🪷.Mohadd3.⛈️
۴
شاید او هرگز کسی را که شایستهٔ اعتمادش باشد، ندیده بود.
🪷.Mohadd3.⛈️
۴
ساچی به مرد عینک آفتابی که مانند هملت بلاتکلیف بود، هشدار داد: «بی‌تصمیمی ویرانگر است.»
صابر
۴
تنها زنده موندن مثل تنها مردنه،
مجهول
۴
او متوجه شد که زندگی هرقدر هم دشوار به نظر برسد، با یک بینش ناگهانی کاملاً تغییر خواهد کرد.
Tiyara_banani
۴
چه می‌شود اگر فردا جهان به پایان برسد؟ صد پرسش پرسش بیست‌وچهار: زن یا مردی هست که شما بسیار عاشق او هستید. اگر قرار باشد فردا جهان به پایان برسد، شما چه می‌کنید؟ ۱. به او پیشنهاد ازدواج می‌دهید. ۲. پیشنهاد ازدواج نمی‌دهید، چون فایده‌ای ندارد.
•نسرین‌طلا•
۳
«اما تسلیم نشدن هم خودش یه‌جور استعداده.»
🪷.Mohadd3.⛈️
۳
من به‌سختی تلاش خواهم کرد. این حقیقتی راستین بود.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۳
«اما تسلیم نشدن هم خودش یه‌جور استعداده.»
مسافر
۳
«خب، تنها زنده موندن مثل تنها مردنه، این‌طور فکر نمی‌کنی؟»