با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب خانه اشباح اثر چارلز دیکنزoff

خانه اشباح

نویسنده:چارلز دیکنزمترجم:سمانه جعفری‌پورانتشارات:نشر روزگارسال انتشار:۱۳۹۱تعداد صفحه‌ها:۱۹۲ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۲.۹از ۱۱ رأیخواندن نظرات
انتشاراتنشر روزگار

سال انتشار۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها۱۹۲ صفحه

دسته‌بندی
معرفی نویسنده
عکس چارلز دیکنز
چارلز دیکنز
انگلیسی | تولد ۱۸۱۲ - درگذشت ۱۸۷۰

چارلز جان هوفام دیکنز برجسته‌ترین رمان‌نویس انگلیسی عصر ویکتوریا و یک فعال اجتماعی توانمند بود. به عقیده جیمز جویس، نویسنده بزرگ معاصر، از شکسپیر به این سو، دیکنز تأثیرگذارترین نویسنده در زبان انگلیسی بوده‌است.

بیشتر ...

معرفی کتاب خانه اشباح

«خانه اشباح» دربردارنده مجموعه داستان‌های کوتاه انگلیسی قرن ۱۹ میلادی با موضوع «ارواح» و از نویسندگانی چون «چارلز دیکنز»، «ویکی کولینز»، «هسبا استرتن»، «آلفرد استارلینگ»، «آدلایت آنه پرو» و... است. در داستان «روح در اتاق ساعت» اثر هسبا استرتن می‌خوانید: پسرعمویم جان هرسشل از فرط هیجان چهره‌اش کمی گلگون شد و گفت که نمیتواند ترددهایی که در اتاقش صورت گرفته را انکار کند. مدام اصرار داشت و می‌گفت که روح یک زن به آنجا راه یافته است. چند نفری از او پرسیدند که آیا روح شکل زشت و وحشتناکی داشته یا نه؟ جان در حالی که بازوان همسرش را می‌گیرد و با حالتی مصمم پاسخ می‌دهد:" نه." پرسیدند آیا همسرش از حضور روح باخبر بوده است؟ پاسخ می‌دهد:"بله" "آیا صحبت می‌کرده‌است؟ "ااوه بله" و دوباره می‌پرسیدند: "او چه می‌گفت؟ " جان عذر خواهی می‌کند و می‌گوید که کاش پاسخ دادن به این سوالات را همسرش به عهده می‌گرفت زیرا او بهتر از پس این کار بر می‌اید. به هر حال همسرش قول داده بود که از جانب روح سخن بگوید و ازاینکه نمی‌توانست هیچ چیز را پنهان کند کمی مضطرب بود. سرانجام خود را برای بازگویی ماجرا آماده کرد و در تصحیح صحبت‌های همسرش اضافه کرد:" تصور کنید روح اینجا میان ما نشسته است، او داستانش را اینگونه بیان می‌کند: من از زمان طفولیتم یتیم بودم و شش خواهر ناتنی داشتم. همواره تحت فرمان یک جریان مداوم آموزش تحمیلی بودم. دومین فرزند محسوب می‌شدم و طبیعتی متغییر داشتم. مثل خواهر بزرگترم باربارا بزرگ میشدم و والدینم در گذشته بودند. باربارا مانند تمام دستورات و قوانین خانوادگی مهم، در برنامه شخصی خود سرسختانه تصمیم گرفته بود که خواهرانش باید ازدواج کنند. چنان قوی و سرسخت بود که در نهایت موفق می‌شد آنها را سر و سامان دهد و به احساس رضایتی که خواهانش بود دست یابد. البته به غیر از من که لجوجترین خواهرش بودم سعی می‌کرد امید بیشتری داشته باشد. بیشتر مردم مرا به خوبی می‌شناختند. دختری بی فکر، چابک که همه کارش شکار و آتش زدن یک چوب کبریت گران قیمت بود...

نظرات کاربران

omid
۱۳۹۸/۰۶/۰۵

نتونستم بیشتر از ده صفحه بخونم، بس که ترجمش افتضاح بود

Somayeh
۱۳۹۹/۰۲/۰۱

بسیار ترجمه افتضاحی داره... وقتی میخونیش اونقدر گیج میشی از کنار هم قرار گرفتن کلمات ناموزون ک هیچی از داستان کتاب رو نمیفهمی فقط الکی میخونی ب امید اینکه شاید چیزی اندک دستگیرت بشه. وجدانا طاقچه همچین کتابای با ارزشی رو

- بیشتر
سعید عباسی
۱۳۹۹/۰۱/۳۱

بدترین ترجمه ای که تا حالا باهاش مواجه شدم اصلا قابل خواندن نیست شرم آوره که همچین "کتابی!!" در طاقچه قرار داده شده

کاربر ۱۴۰۹۶۳۲
۱۴۰۰/۰۲/۰۷

اصلا ترجمش خوب نبوووود، حیف پول ب هیچ دردی نمی خورد، اصلا نمیفهمیدم چی داره میگ

sara
۱۴۰۱/۰۲/۲۱

نمیگم ترجمه عالیه ولی انقدرم بد نیست که تو کامنتا زدینش :/

کاوه
۱۳۹۶/۰۷/۱۶

چند روایت از مکالمات ساکنان یک شبه در خانه ارواح با ارواح مستقر در خانه.جالبه.

کاربر ۳۷۰۸۵۴۸
۱۴۰۰/۰۹/۰۶

کاملا مشخصه که ترجمه با گوگل ترنسلیت انجام شده و حتی ویراستاری هم نشده که قدری از این افتضاح بدست ویراستار پوشش داده بشه. حیف پول و وقت و تاسف برای مترجم و ناشر این کتاب!

Fateme
۱۳۹۶/۱۰/۲۳

اونقدرام که فکر میکردم ترسناک نبود ... ولی در کل خوب و جذاب بود‌..

کاربر ۷۴۰۹۰۹
۱۳۹۷/۱۰/۲۴

عالی

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۱)
تصادفی به صدا درامده بود یا توسط اشخاص دیگر؟ دو شب مکرر به صدا درآمده بود. ناگهان با خوشحالی این فکر به ذهنم رسید که طناب را از گردن MasterB بردارم و زنگ را بشکنم و این مرد جوان را برای همیشه ساکت کنم. دختر عجیب دچار گرفتگی شدید عضلات شد و بیماری اش چنان پیشرفت کرد که
کاربر ۸۸۵۵۴۹