کتاب انقلاب ما به ما چه داد؟ نادر ابراهیمی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب انقلاب ما به ما چه داد؟

کتاب انقلاب ما به ما چه داد؟

معرفی کتاب انقلاب ما به ما چه داد؟

کتاب انقلاب ما به ما چه داد؟ (نامه فاطمه، جواب نامه فاطمه) نوشته نادر ابراهیمی اثری است که توسط نشر امیرکبیر منتشر شده است. این کتاب در قالب نامه‌نگاری میان دو شخصیت، دغدغه‌ها و پرسش‌های عمیق اجتماعی و انسانی را درباره انقلاب و پیامدهای آن به تصویر می‌کشد. متن کتاب، شامل نامه‌ای از دختری به نام فاطمه و پاسخ نادر ابراهیمی به اوست؛ نامه‌هایی که از دل تجربه‌های زیسته و نگاه انتقادی به وضعیت پس از انقلاب برآمده‌اند. این اثر، با زبانی صریح و بی‌پرده، به مسائل طبقاتی، امیدها و سرخوردگی‌های مردم عادی و به‌ویژه طبقات فرودست می‌پردازد و تلاش می‌کند صدای کسانی باشد که کمتر شنیده شده‌اند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب انقلاب ما به ما چه داد؟

کتاب انقلاب ما به ما چه داد؟ اثری از نادر ابراهیمی است که در قالب نامه‌نگاری میان فاطمه، دختری از طبقه فرودست تهران، و نویسنده شکل گرفته است. این کتاب، با محوریت یک نامه بلند و پاسخ مفصل به آن، به بررسی انتظارات، ناامیدی‌ها و پرسش‌های مردم عادی پس از انقلاب می‌پردازد. ساختار کتاب بر پایه گفت‌وگوی صمیمی و بی‌واسطه است؛ فاطمه با زبانی تلخ، صادقانه و گاه تند، از تجربه‌های زیسته خود و خانواده‌اش می‌نویسد و از فاصله عمیق میان وعده‌های انقلاب و واقعیت زندگی روزمره سخن می‌گوید. در مقابل، نادر ابراهیمی با نگاهی تحلیلی و انتقادی، به دغدغه‌های فاطمه پاسخ می‌دهد و تلاش می‌کند ابعاد پیچیده و تاریخی انقلاب و پیامدهای آن را روشن کند. این کتاب، تصویری از شکاف طبقاتی، امیدها و سرخوردگی‌ها، و همچنین ضرورت پایداری و بازاندیشی در مسیر تغییرات اجتماعی را ارائه می‌دهد.

خلاصه کتاب انقلاب ما به ما چه داد؟

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! کتاب انقلاب ما به ما چه داد؟ با نامه‌ای از فاطمه، دختری نوجوان از جنوب شهر تهران، آغاز می‌شود که با لحنی صریح و بی‌پرده، از تجربه‌های تلخ زندگی خود و خانواده‌اش پس از انقلاب می‌نویسد. او از روزی یاد می‌کند که گروهی از فعالان برای پاکسازی به محله‌شان آمده‌اند و این حضور را بیشتر شبیه یک نمایش می‌بیند تا تلاشی واقعی برای تغییر. فاطمه با روایت زندگی پدر رفتگرش، مادرش که کارگر خانه‌های ثروتمندان است و برادران و خواهرانش، به شکاف عمیق میان طبقات اجتماعی و تحقق‌نیافتن وعده‌های انقلاب اشاره می‌کند. او با زبانی تند، از بی‌عدالتی، تحقیر و نادیده‌گرفته‌شدن فقرا گلایه دارد و از این می‌نویسد که انقلاب، به‌جای بهبود زندگی‌شان، تنها صبر و تحمل بیشتری طلب کرده است. در ادامه، نادر ابراهیمی در پاسخ به نامه فاطمه، با نگاهی تحلیلی و تاریخی، به تفاوت میان رؤیا و واقعیت انقلاب می‌پردازد. او تأکید می‌کند که انقلاب، فرایندی تدریجی است و تحقق آرمان‌ها نیازمند پایداری و مبارزه مستمر است. ابراهیمی ضمن پذیرش کاستی‌ها و رنج‌های طبقات فرودست، به نقش فعالانه مردم در ساختن آینده اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که نباید به دام ناامیدی و نفرین افتاد. او از فاطمه می‌خواهد که به جای دشنام و گلایه، با عمل و پایداری، مسیر تغییر را ادامه دهد و ارزش‌های انسانی و انقلابی را زنده نگه دارد.

چرا باید کتاب انقلاب ما به ما چه داد؟ را بخوانیم؟

کتاب انقلاب ما به ما چه داد؟ با روایتی صادقانه و بی‌واسطه، به یکی از مهم‌ترین پرسش‌های اجتماعی و تاریخی می‌پردازد: سرنوشت وعده‌های انقلاب و جایگاه مردم عادی در تحولات بزرگ. این اثر، با نمایش تضاد میان آرمان‌ها و واقعیت‌ها، فرصتی برای بازاندیشی درباره عدالت، مسئولیت اجتماعی و نقش فرد در جامعه فراهم می‌کند. متن کتاب، همدلی و همدردی با طبقات فرودست را برمی‌انگیزد و در عین حال، خواننده را به تأمل درباره مسئولیت جمعی و فردی در مسیر تغییر اجتماعی دعوت می‌کند. ویژگی شاخص این کتاب، صداقت و شجاعت در بیان دردها و امیدهاست؛ بی‌آنکه به دام شعارزدگی یا قضاوت‌های یک‌سویه بیفتد. مطالعه این کتاب، دریچه‌ای به تجربه‌های زیسته و دغدغه‌های نسلی است که در متن تحولات اجتماعی قرار داشته‌اند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد می‌شود که دغدغه عدالت اجتماعی، مسائل طبقاتی، سرنوشت انقلاب‌ها و تجربه‌های زیسته مردم عادی را دارند. همچنین برای علاقه‌مندان به ادبیات اجتماعی و کسانی که به دنبال فهم عمیق‌تر از پیامدهای تحولات بزرگ در زندگی روزمره هستند، مناسب است.

بخشی از کتاب انقلاب ما به ما چه داد؟

«پاکسازی را، برادر باید از شمال شهر شروع کنید نه از جنوب شهر. پاکسازی را باید از توی محلّه‌های خودتان، کوچه‌های خودتان و خانه‌های خودتان شروع کنید. پاکسازی را باید از قلب‌هایتان شروع کنید؛ از جایی که واقعاً پاک نیست. آنجا، در آن بالاها، چیز چرکی هست که دیده نمی‌شود؛ چیز چرکی که من ایمان داشتم انقلاب، با چشم‌های درشتش آن را می‌بیند و با نَفَسِ بلندش آن را به باد می‌دهد؛ اما ندید و نداد. آنجا، در روح شما، کوهستانی از بی‌ایمانی و گمراهی وجود دارد. محلهٔ من پاک است؛ چرا که در اینجا ستمدیدگان زندگی می‌کنند، و ستمدیدگان پاک‌ترین و خوب‌ترین مردمِ روی زمین هستند؛ زیرا، اگر خوب و پاک نبودند، راهِ‌شان برای فرار از این محلّه‌ها به راحتی باز می‌شد. گمان می‌کنم نامه‌ام را از بد جایی شروع کردم؛ امّا فکر نمی‌کنم بتوانم نامهٔ مرتب و مُنظّمی برایت بنویسم؛ نامه‌یی که از یک‌جا شروع شود و به جایی تمام شود. همینطور هرچه به یادم می‌آید می‌نویسم و فقط سعی می‌کنم، برای آنکه بتوانی همهٔ نامه را بخوانی نگذارم اشک‌هایم، جابه‌جا، روی کاغذ بچکد. اگر دستمال حریر ندارم آستین که دارم.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

بریده‌هایی از کتاب

امّا ما در انقلاب‌مان اگر نه به ظاهر، درواقع با تمامِ دنیا تمامِ دنیا تمامِ دنیا درگیر شدیم و منافع همهٔ نظام‌های جهان را - خوب و بد، سرمایه‌داری و ضدّ سرمایه‌داری - به مخاطره انداختیم؛ حتی نظام‌هایی را که مقبولِ ملت‌هایشان بوده‌اند و هستند، و خود، محصولِ یک انقلابِ راستین. ما غریب‌ترین، بی‌دوست‌ترین و مستقل‌ترین انقلاب جهان را داشته‌ییم.
ریحانه
ای فاطمه! خودت را کنارِ فاسدترین مردم قرار نده و از انقلاب، شکایت نکن. آن را از تو گرفته‌اند؟ بازپس بگیر! ناقص است؟ به کمالش برسان! کج می‌رود؟ مهارش کُن! امّا معایب را چنان برنشمر که انگار مستأجرِ توسری خورده‌یی، مؤدبانه، معایب خانهٔ موجرش را شماره می‌کند تا از اجاره‌‌بها، اندکی بکاهد. تو وقتی گِلِه می‌کنی صدایت به صدای سرمایه‌داران و نوکران سرمایه‌داران شبیه می‌شود؛ به صدای باج‌بگیرانِ اداره‌ها که در آستانهٔ دق مرگ شدن هستند.
ریحانه
سخت، چون آهن، بیرحم چون آتش‌فشان، درهم کوبنده چون توفان، و کور در برابر هر استغاثه همچون طبیعت. اینگونه باش تا زخم‌ها شفا یابد.
طلائی
حُرمت کینهٔ کهنه و خاموشِ قبیله‌ات را نگهدار و تا به زانو در آمدنِ کامل دشمن، به کنایه و اشاره سخن از صلح و دوستی مگو، و هرگز خویشانت را چنان درمانده تصویر مکن که گویی به سلامی از سوی سرمایه‌داران و ستمگران محتاجند…
طلائی
خودت را کنارِ فاسدترین مردم قرار نده و از انقلاب، شکایت نکن. آن را از تو گرفته‌اند؟ بازپس بگیر! ناقص است؟ به کمالش برسان! کج می‌رود؟ مهارش کُن! امّا معایب را چنان برنشمر که انگار مستأجرِ توسری خورده‌یی، مؤدبانه، معایب خانهٔ موجرش را شماره می‌کند تا از اجاره‌‌بها، اندکی بکاهد.
طلائی
وظیفهٔ ما، با خون و شهامت، آب دادن درخت انقلاب بود نه میوه چیدن از درخت انقلاب، و نفسی به آسودگی کشیدن از پی انقلاب. وظیفهٔ ما، فریاد کشیدن بود و سینه دریدن بود و کشته شدن بود و انقلاب را به «مبارزان قدیمی و خوشنام» تحویل دادن و به کوچه‌های تاریکِ همیشگی بازگشتن، نه گوشهٔ سفرهٔ انقلاب نشستن و در کنار آدم‌های «آبرومند» جایی برای خود دست و پا کردن.
فلانی
انقلاب ما بزرگترین انقلاب تاریخ بشری بوده است؛ اما این سخن، بدان معنا نیست که آنچه در قدم اول از پی چنین انقلابی به دست آوردیم نیز «بزرگترین» بوده است و بهترین.
طلائی
صبرِ انقلابی، آن نیست که تو به طنز گفته‌یی. صبر انقلابی، نگه داشتنِ سلاحِ نفرت از ظلم است و به کار بردن این سلاح تا مرگِ ظلم و ظالم؛ و نه گوسفندوار سر به سلّاخِ تازه سپردن و نعره برنیاوردن، مبادا که بچّه‌یی از خوابِ ناز بپّرد و مادری نگران شود و وزیری اعلام کند که نمی‌تواند در میان جار و جنجال، به راحتی بیندیشد...
طلائی

حجم

۵۳٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۸۸ صفحه

حجم

۵۳٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۸۸ صفحه

قیمت:
۳۹,۰۰۰
تومان