
کتاب روایت اول شخص از شخص اول
معرفی کتاب روایت اول شخص از شخص اول
کتاب روایت اول شخص از شخص اول نوشتهی مهدی قزلی مجموعهای از حاشیهنگاریها و مشاهدات نزدیک او از دیدارها و سفرهای رهبر انقلاب در فاصلهی سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۷ است. نویسنده که همراه تیم رسانهای در برنامههای مختلف حضور داشته، تجربهی خود را از زاویهی نگاه یک «راوی در صحنه» ثبت کرده است. در این کتاب از سفرهای استانی و دیدارهای عمومی تا جلسات فرهنگی، نظامی، مذهبی و علمی روایت شده است. انتشارات انقلاب اسلامی آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب روایت اول شخص از شخص اول
کتاب روایت اول شخص از شخص اول مجموعهای از روایتهای پیوسته و گاه گسسته از ده سال همراهی مهدی قزلی با برنامهها و دیدارهای رهبر انقلاب است؛ از سفر کردستان در سال ۱۳۸۸ تا برنامههای مختلف تا حدود سال ۱۳۹۷. نویسنده در مقدمه توضیح داده است که این همراهی برنامهریزیشده نبوده و بهتدریج شکل گرفته و او کوشیده متنها را برای امروز بازنویسی نکند تا سیر زمانی و فضای هر مقطع حفظ شود. در کتاب روایت اول شخص از شخص اول هر فصل به یک دیدار یا مجموعهای از برنامهها اختصاص دارد؛ مثل مراسم اعطای سردوشی دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش در نوشهر، دیدار عوامل سریال یوسف پیامبر، شبهای عزاداری محرم در حسینیهی امام خمینی، نمازهای ظهر در دفتر رهبری، دیدار اساتید دانشگاه تهران، جلسهی مسئولان جامعهالمصطفی، الحاق ناوشکن جماران به ناوگان دریایی، بازدید از نمایشگاه صنعت خودروی ملی و سفر به مناطق عملیاتی جنوب. کتاب روایت اول شخص از شخص اول بیش از آنکه گزارش رسمی باشد، ثبت جزئیات فضا، رفتارها، گفتوگوهای کوتاه، واکنشهای مردم، کارمندان، محافظها، خبرنگارها و خود نویسنده است. قزلی در این متنها هم به توصیف صحنه و آدمها پرداخته است، هم به بازتاب جملات و نکات محوری سخنرانیهای رهبر انقلاب دربارهی موضوعاتی مثل امنیت، اقتدار نظامی، علم و صنعت، دانشگاه، فرهنگ دینی، جایگاه دعا، مظلومیت جمهوری اسلامی و خودباوری ملّی. در کتاب روایت اول شخص از شخص اول لحن نویسنده صریح و خودافشاگر است؛ از اشتباههای جوانیاش در جلسهی نشریات دانشجویی میگوید، از هیجان و استرس دیدارهای نزدیک، از شوخیهای دوستان رسانهای، از دلخوریهای کوچک و از لحظههایی که فقط تماشاگر است و کاری جز نگاهکردن ندارد.
خلاصه کتاب روایت اول شخص از شخص اول
کتاب روایت اول شخص از شخص اول تجربهی دهسالهی مهدی قزلی از حضور در حاشیهی دیدارها و سفرهای رهبر انقلاب را روایت کرده است. متنها از یک سفر استانی به کردستان آغاز میشود و بهتدریج به برنامههای متنوّع میرسد: مراسم نظامی، دیدارهای مردمی زیر باران، جلسه با عوامل یک سریال تلویزیونی، شبهای محرم، نمازهای ظهر، نشست با اساتید دانشگاه، دیدار با مسئولان نهادهای حوزوی، بازدیدهای صنعتی و سفر به مناطق جنگی جنوب. در کتاب روایت اول شخص از شخص اول نویسنده هم رفتار و گفتار رهبر انقلاب را از فاصلهای نزدیک توصیف کرده است، هم واکنش مردم، جوانها، هنرمندان، کارگران، مهندسان و روحانیان را. در خلال این روایتها، بخشهایی از سخنان رهبر انقلاب دربارهی امنیت، ایمان، اقتدار نیروهای مسلح، نقش علم و صنعت، سیاست در دانشگاه، جایگاه دعا و مظلومیت جمهوری اسلامی نقل شده است و تصویر پیوستهای از سیره و سبک حضور او در موقعیتهای مختلف شکل گرفته است.
چرا باید کتاب روایت اول شخص از شخص اول را بخوانیم؟
کتاب روایت اول شخص از شخص اول امکان دیدن صحنههای آشنا و خبرساز را از زاویهی یک شاهد نزدیک فراهم کرده است؛ کسی که نه در جایگاه مسئول رسمی که در نقش حاشیهنویس حضور دارد. خواننده با جزئیات فضا، رفتارهای روزمره، گفتوگوهای کوتاه و لحظههای کمتر دیدهشدهی دیدارهای رهبر انقلاب روبهرو میشود و همزمان با بخشی از سخنان او دربارهی جنگ، علم، دانشگاه، صنعت، دعا و سیاست آشنا میشود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب روایت اول شخص از شخص اول به کسانی پیشنهاد میشود که به روایتهای میدانی از جلسات و سفرهای رهبر انقلاب، فضای پشتصحنهی برنامههای رسمی، تاریخ معاصر ایران پس از انقلاب، و نیز ترکیب مشاهدهی جزئینگر با نقل سخنان کلیدی در حوزههای سیاست، فرهنگ، دین و علم علاقهمند هستند.
بخشی از کتاب روایت اول شخص از شخص اول
«صبح که از خواب بلند شدیم برای نماز، دیگر نخوابیدیم. گفتهاند ساعت ۶:۳۰ حرکت. اینجا فقط یک بار میگویند و یک بار هم عمل میکنند. رفتیم صبحانهٔ فقیرانهای خوردیم که فقط گوشهٔ سمت چپ شکممان را پر کرد؛ زود هم سوار شدیم به یک مینیبوس اتوبوسنما تا برویم دانشگاه فنون دریایی امام خمینی (قدّسسرّه). توی مینیبوس پر شد از عکّاس و فیلمبردار و دوربین و سهپایه و باز هم ما با یک خودکار و دو صفحه کاغذِ یک رو سفید! هوای چالوس دمدار و تبدار بود. ابرها جلوی خورشید را گرفته بودند و عکّاسها از نور خیلی راضی بودند. به دانشگاه فنون دریایی که رسیدیم، یک عدّه زن و بچّه پشت در ایستاده و منتظر ورود بودند. مینیبوس وارد شد و ما زود رسیدیم به میدان صبحگاه که پر بود از نظامیهایی با لباسهای رنگوارنگ از نیروهای مختلف. قرار بود جشن فارغالتّحصیلی دانشجویان افسری باشد و مراسم سردوشی گرفتن دانشجوهای جدید و البتّه یک جور رونمایی از ناوچهٔ مدرن جماران که آن طرفتر توی دریا بود و از دور معلوم. میدان صبحگاه به هم ریخته بود. چهرهها همه جوان بودند با لباسهای اتوکشیده و تمیز. از جلوی یک دستهٔ منظّم رد میشدیم که فرماندهشان فریاد زد: «آقایان، دانشجوها، هر کس اسلحهاش بند ندارد از صف بیاید بیرون.» جوانی بیرون آمد و تفنگش را نشان داد. آن طرفتر عدّهای نشسته بودند و خستگی درمیکردند اوّل صبحی! چند نفری هم از افسران جوان کلّی شمشیر تشریفاتی توی بغلشان گرفته بودند و میرفتند سمت دستهشان. هیچ بهشان نمیآمد که تا یک ساعت دیگر برای مراسم منظّم و آماده شوند.»
حجم
۶۵۵٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۴۸ صفحه
حجم
۶۵۵٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۴۸ صفحه