معرفی و دانلود کتاب چهره عریان + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب چهره عریانsubscriptionAvailable

کتاب چهره عریان

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
سیدنی شلدون، شاهرخ فرزاد
انتشارات: 
انتشارات لیوسا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب چهره عریان

کتاب الکترونیکی «چهره عریان» از سیدنی شلدون و شاهرخ فرزاد - انتشارات لیوسا. این کتاب را می‌توانید از طاقچه دریافت کنید.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب چهره عریان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابچهره عریان
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهسیدنی شلدون
مترجمشاهرخ فرزاد
انتشاراتانتشارات لیوسا
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۷۸ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۳۴۰۲۰۴۱
تعداد صفحه‌ها۲۶۴ صفحه
قیمت کتاب۱۳۰۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی چهره عریان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کوروش
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۱

کتاب یه داستان مهیج ه که فقط دنبالش میکنی ببینی چه اتفاقی می افته به نظر من فقط سرگرم کننده است من دوست دارم کتابی که میخونه ذهنم رو برای یکساعت هم شده درگیر داستان کتاب کنه این کتاب اینطوری...بیشتر

۰
AS4438
۱۴۰۴/۱۰/۰۷

خیلی عالی بود، اصلا" فکرشو نمیشد کرد چه کسی پشت پرده است ودستورمیگیرد، هیجان، معما،شخصیت پردازی عالی، درکل عالی بود، غلط املائی هم داشت ولی قابل اغماض بودند.

۰

بریده‌هایی از کتاب

AS4438
۳
زندگی مثل یک نخ نازک است و فقط یک ثانیه طول می‌کشد تا پاره شود.»
AS4438
۳
«چیزی به اسم عادی وجود ندارد. هر شخصی حالت عادی بودن را درون خودش دارد. هیچ دو نفری به هم شبیه نیستند.»
اِلی
۱
این حقیقت که از زبان آن مرد چاق و کودن جاری شده بود، جاد را به خنده انداخت. او تمام زندگی‌اش را وقف گوش دادن به درددل مردم کرده بود. لحظه‌ای مودی را به‌دقت ورانداز کرد. چیزی نداشت که از دست بدهد. شاید هم درد دل با یک غریبه کمکی می‌کرد. جاد به آهستگی به طرف همان مبل نکبتی رفت و محتاطانه روی لبهٔ آن نشست. مودی گفت: «به‌نظر می‌رسد که تمام بار دنیا بر دوش تو باشد، دکتر. من همیشه گفته‌ام چهار تا شانه بهتر از دو تا است.»