با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
اطلس ابر

دانلود و خرید کتاب اطلس ابر

۳٫۱ از ۷ نظر
۳٫۱ از ۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب اطلس ابر  نوشته  دیوید میچل  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب اطلس ابر

« اطلس ابر» رمانی از دیوید میچل، نویسنده انگلیسی است. میچل متولد ۱۹۶۹ در انگلستان است و چند سالی را بعد از ازدواجش در ژاپن زندگی کرده‌است. او به جز «اطلس ابر»، چهار رمان دیگر هم نوشته: «سایه‌نوشت»، «رویای شماره ۹»، «قوی سیاهِ سبز»، «هزار خزان جیکوب دزوت». در مجموع دوبار به خاطر «رویای شماره ۹» و «اطلس ابر» نامزد دریافت جایزه‌ی بوکر شده. در سال ۲۰۰۷ مجله‌ی تایم میچل را به عنوان یکی از صد چهره‌ی تاثیرگذار جهان معرفی کرد. در حال حاضر او در حال نوشتن رمان ششم خود است و همراه همسر و دو فرزندش در ایرلند زندگی می‌کند. او در مورد ایده‌ی ساختار این رمان گفته که اولین بار وقتی «شبی از شب‌های زمستان مسافری» ایتالو کالوینو و روایت‌های نیمه‌تمام آن را خوانده با خود گفته اگر آینه‌ای در انتهای این رمان قرار می‌گرفت و نیمه‌ی دوم آن از روایت انتهایی به ابتدایی بر می‌گشت، چه شکلی پیدا می‌کرد و به این ترتیب به شکل کنونی اطلس ابر رسیده است. بخشی از کتاب: شب اهدای جایزه‌ی لمون در جیکس استارلایت بار بود، بالای عمارتی در بیزواتر با یک باغچه‌ی سقفی که برای چنین رویدادهایی تدارک دیده شده بود. تمام زنجیره‌ی غذاییِ عالم نشر، فضای جِیکس را پر کرده بود. نویسندگان پریشان‌حال، کله‌گنده‌های پرآوازه، خریداران ریش‌بزی دار و کت شلوار پوش، کتابفروشان دچار سوء تغذیه، دسته‌دسته نویسنده‌های بازاری و عکاسانی که «بروگمشو» را به منزله‌ی «وای عاشقشم» تلقی می‌کنند. بگذارید همین جا این شایعه‌ی پر از توطئه را تکذیب کنم که می‌گوید دعوت دِرموت کار من بوده، این که می‌گویند بله تیموتی کاوندیش می‌دانسته نویسنده‌اش در پی انتقامی آتشین بوده و کل قضیه یک شیرین‌کاری تبلیغاتی بوده، همه‌اش مهملات رقبای نظرتنگ و حسود من است! هیچ کس تا به حال زیر بار نرفته که دعوت درموت هاگینز کار او بوده و خودش هم که دیگر بعید است پا پیش بگذارد. به هر حال، برنده اعلام شد و همگی‌مان می‌دانستیم جایزه نصیب کی می‌شود...

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
Soodeh66
۱۳۹۷/۰۶/۱۴

من قبلا دو بار فیلمش رو دیده بودم و واقعا لذت بردم. همین کنجکاوم کرد که کتاب رو هم بخونم. کتاب جاذبه و کشش خوبی داره ولی به پیچیدگی فیلمش نیست. شاید در فیلم بخاطر تکرار شدن بازیگران در دوره

- بیشتر
alireza
۱۳۹۷/۱۱/۳۰

اوه من حوصله م سر رفت.خیلی پرش زمانش زیاد بود.ادم دلش می خواد با شخصیت ودر زمان به اندازه کافی باشه.ولی ادم تا میاددل ببندی، می بره به یه زمان ومکان دیگه.

زهرا۵۸
۱۳۹۸/۰۸/۲۱

کتابی با چند روایت که قسمت اول و دوم همه انها مجزا و به دنبال هم آمده . کمی گیج کننده بود . نمی دونم لزوم دو قسمت کردن هر روایت چی بود حین مطالعه اونقدر درگیر داستان و شخصیتش

- بیشتر
nazanin
۱۳۹۶/۱۲/۲۴

فیلمش خوب بود، کتابو نمیدونم

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۹۹)
تعصب پوسته‌ی سفتی دارد.
زهرا۵۸
جالبه، برق، زمان، جاذبه، عشق. همه‌ی نیروهایی که واقعا اثرگذارن نامریی هستن
زهرا۵۸
«عرق جبین هر کس، بالاترین پاداش اوست!»
زهرا۵۸
دونستن بدترین اتفاقات بهتر از ندونستن اونهاست.
زهرا۵۸
نبوغ و تمدن هیچ ربطی به رنگ پوست نداره.
زهرا۵۸
مسلما آن کسی که گفته «پول برای کسی خوشبختی نمی‌آورد،» خودش پول زیادی داشته.
زهرا۵۸
اگر اسمم لکه دار شده باشد، خودم را یک دودکش پاک‌کن جا می‌زنم.
زهرا۵۸
«تو مثل چی اومده‌ی به مهمونی؟ پس لباس‌های مخصوصت کوشن؟» وقت رفتن بود. از روی پرچین پریدم. «همین لباس مخصوص‌مه.» دماغش را گرفت. «لباس یه مرده که از توی قبر در اومده؟» «جالب بود، ولی نه. من شکل شبح کریسمس گذشته اومده‌م.» «ولی الآن که هالووینه، کریسمس نیست.» «نه!» زدم روی پیشانی‌ام. «واقعا؟» «آره...» «پس ده ماه دیر کرده‌م! خیلی وحشتناکه! بهتره زودتر برگردم تا کسی متوجه غیبتم نشده!»
زهرا۵۸
اگه پلیسو خبر کنی، منم به دوستم کریسمس آینده می‌گم خونه‌ات کجاست و می‌دونی اون باهات چی کار می‌کنه؟» پسرک لرزان و ترسان با چشم‌های گشادش سر تکان داد. «وقتی و خونواده‌ات همگی توی خواب نازین، از زیر در می‌آد توی خونه و توله‌ات رو می‌خوره!» زرداب به سرعت توی مجرای صفرایم جا به جا شد. «بعد دم کوچولوی اونو زیر بالش تو می‌ذاره و تویی که مجرم شناخته می‌شی. بعد هر وقت دوست‌هات ببیننت فریاد می‌زنن «توله‌کُش»! بدون دوست پیر می‌شی و می‌میری، تنها، بی‌چاره، یه صبح کریسمس، نیم قرن بعد. پس اگه من جای تو بودم، صدام در نمی‌اومد تا کسی بیاد و منو ببینه.» قبل از آن که بتواند حرف‌هایم را هضم کند، خودم را توی چپرها هُل دادم. همین‌طور که سنگفرش‌ها به سمت ایستگاه پیش می‌رفتم، باد هق‌هق صدای او را با خود آورد: «اما من که توله ندارم...»
زهرا۵۸
«تحسین کنید مرا، چرا که یک استعاره‌ام.»
زهرا۵۸

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۲۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۵/۰۴
شابک‭۹۷۸-۹۶۴-۳۷۴-۴۸۱-۶
تعداد صفحات۶۲۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۵/۰۴
شابک‭۹۷۸-۹۶۴-۳۷۴-۴۸۱-۶