
کتاب شاهد نابینا
۳٫۶
(۷۴)
خواندن نظراتمعرفی کتاب شاهد نابینا
«شاهد نابینا» اثر نویسنده هندی آروپ کومار داتا (-۱۹۴۲) رمانی با ژانر پلیسی- جنایی است. داستان با مرگ آقای «گوپالان» و ورود پلیس برای بازجویی آغاز میشود:
رامو در این عالم سیر میکرد که ناگهان صدای پاهایی را از بیرون شنید. صداها مربوط به سه جفت پا بود که به آرامی از پلّهها بالا میآمدند و ظاهراً خیلی معمولی بودند. رامو صدای یکی از آنها را تشخیص داد که متعلّق به آقای گوپالان،مستأجر طبقه بالا بود؛ ولی دو صدای دیگر برایش تازگی داشت و اوّلین باری بود که آنها را میشنید. گوشش را تیز کرد تا صداها را خوب به خاطر بسپارد و بشناسد. آنها هر دو، مرد بودند. صدای پای یکی از آنها سنگین بود و فاصله قدمها بسیار سنگین مینمود. رامو پیش خود او را مردی قدبلند و سنگین وزن مجسّم کرد. قدمهایش محکم و با فاصله بودند. یعنی اینکه او مردی عضلانی بود.
قدمهای مرد دوم سبک و سریع و تند بود. بله! او باید مردی کوتاه قد و لاغر و سبکپا باشد. زیرا صدای پای او به خوبی شنیده نمیشد.
آن سه نفر داشتند درباره کار با هم حرف میزدند و رامو میتوانست صدایشان را به وضوح بشنود؛ ولی نمیفهمید آنها درباره چه موضوعی صحبت میکنند.
چیزی در صدای آنها کنجکاوی رامو را تحریک میکرد. او میتوانست حالت صداها را تشخیص دهد؛ همانطور که دیگران از حالت صورت و طرز بیان دیگران این کار را میکنند. آقای گوپالان را که میشناخت. او مردی بود که بسیار آرام صحبت میکرد. مرد لاغر و قدکوتاه، کمی نفسنفس میزد؛ درست مثل صدای یک توله سگ که کتک خورده باشد ولی ذهن تیز رامو توانست دروغگویی را در صدایش تشخیص دهد و در آنِ واحد فهمید که او مردی چاپلوس است. حالت صدای آن یکی خشن و بَم بود و آنقدر خشونت در صدایش موج میزد که رامو با خود فکر کرد که اگر او را تنها در یک کوچه خلوت ببیند، احتمالاً پا به فرار میگذارد! اما آقای گوپالان با یک چنین آدمهایی چهکار داشت؟
آدم برفی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یو نسبو
کودک خاموشسارا ای. دنزل
غروب استایلزآگاتا کریستی
الماس های قاتلآگاتا کریستی
ماجرای ناپدید شدن استفانی ملرژوئل دیکر
دوقلوهای یخیاس. کی. ترماین
کفش های ایتالیاییهنینگ مانکل
دوست اندلسیالکساندر سودربرگ
سلول شیشهایپاتریشیا های اسمیت
عملیات شکر قهوهایمهرداد مهدویان
کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکندسبا هاشمی نسب
هفت جنایت مرموزجیمز هادلی چیس
راز آینه هاآگاتا کریستی
خون به پا می شوداستیفن کینگ
ولنتاین خونین منآلاستیر گان
محافظانجان گریشام
پرونده بالتیمورژوئل دیکر
فروپاشیبی.ای پاریس
دیگری (جلد دوم)یوکیتو آیاتسوجی
کامینو آیلندجان گریشام

نظرات کاربران
متاسفانه پر از غلط های املایی و نگارشی بود. داستانی ساده و روان بدون پیچیدگی های معمول در داستان های جنایی
انگار داشتم فیلم هندی می دیدم...
دوست داشتم چون 1 باز هم ولی قضاوت نادرست درمیان بود(گوپالان) 2معلولیت بدین معنا نیست که خودتو ببازی و زندگی رو واسه خودتو اطرافیان جهنم کنی (رامو)3بهت یاد میده خیلی زود اعتماد نکنی(ام مراکشی)4داستان جنایی بود شروع و پایان خوبی
کاملا تکراری داستان مشابه عملیات شکر قهوه ای😒
جالب بود. اگه به کتاب های جنایی علاقه دارید بهتون توصیه میکنم مطالعه کنید
جالب نبود.از نصفه ولش کردم.بچه گونس
مناسب سن نوجوان است...برای من جذابیتی نداشت
عالی، ترجمه عالی
این کتاب ، داستان خیلی جالبی نداشت برعکس اسمش که جذب شدم داستان ساده و کوتاهی داشت برای زیر ۱۵ سال قشنگه
خوب بود، ازتوانائی های معلولین که بگذریم وشکی نیست، کتاب یک سناریو کامل فیلم هندی بود. برای نوجوانان میتونه سرگرم کننده باشه.