
گل نرگس
۱۷
یک نفر به تنهایی هر چند که معلول باشد، میتواند با استفاده از اراده و شجاعت، کمبودهای خود را جبران کند.
گل نرگس
۱۳
شجاعت واقعی در نترسیدن نیست؛ بلکه غلبه بر ترس کار درست و عاقلانهای است که او باید انجام دهد.
گل نرگس
۹
. تجربه نشان میدهد که شجاعت و نبوغ را بیشتر میتوان در مردمی یافت که اَنگ معلول بودن رویشان خورده است، البتّه باید اضافه کنم که آنها لاف شجاعت هم نمیزنند؛ ولی واقعاً شجاع هستند.»
soli.s
۶
یک نفر به تنهایی هر چند که معلول باشد، میتواند با استفاده از اراده و شجاعت، کمبودهای خود را جبران کند.
گل نرگس
۶
شجاعت همواره حرف اوّل را میزند.
._.
۶
یک نفر به تنهایی هر چند که معلول باشد، میتواند با استفاده از اراده و شجاعت، کمبودهای خود را جبران کند.
هنرمند هنردوست
۵
یک نفر به تنهایی هر چند که معلول باشد، میتواند با استفاده از اراده و شجاعت، کمبودهای خود را جبران کند.
هنرمند هنردوست
۵
«یادت باشد! شجاعتِ ذاتی، ترس حالیاش نمیشود؛ ولی توانایی غلبه بر ترس مهمتر است.»
ailin
۲
یک نفر به تنهایی هر چند که معلول باشد، میتواند با استفاده از اراده و شجاعت، کمبودهای خود را جبران کند.
کاربر ۱۴۱۲۲۷۸
۱
شجاعت واقعی در نترسیدن نیست؛ بلکه غلبه بر ترس کار درست و عاقلانهای است که او باید انجام دهد
AMIR
۱
شجاعت واقعی در نترسیدن نیست؛ بلکه غلبه بر ترس کار درست و عاقلانهای است
Mason Ms
۰
زندگی برای ضعیفترها و معلولها وجود ندارد! یادت باشد که تو فقط یک گدای کور هستی. زندگی مال قویترهاست. آنهایی که دارای قدرت و پول و نفوذ هستند! من قوی هستم، قدرت بدنی خوبی دارم. پول دارم. نفوذ دارم و به همین دلیل، به من میگویند سلطان؛ و تو، تو فقط یک گدای کوری!
Mason Ms
۰
یک نفر به تنهایی هر چند که معلول باشد، میتواند با استفاده از اراده و شجاعت، کمبودهای خود را جبران کند.
Amir Ataee
۰
یک نفر به تنهایی هر چند که معلول باشد، میتواند با استفاده از اراده و شجاعت، کمبودهای خود را جبران کند.
hamtaf
۰
او این موقع روز را خیلی دوست داشت؛ چون دیوارهای قطور مانع از رسیدن سروصدای ماشینها و هیاهوی مردم به داخل عمارت میشدند. همسایهها هم یا سرِکار بودند یا در خواب قیلوله! حالا آنجا آرام و باصفا بود
hamtaf
۰
رامو برای اوّلین بار در عمرش به خاطر نابیناییاش از خدا تشکر کرد؛ چون اگر یک نفر با چشمانی سالم در آن حالت از بالا به پایین نگاه میکرد، سرش گیج میرفت و سقوط میکرد، ولی رامو این گونه نبود؛ چون نابینا بود
فرنام عسگری
۰
او فقط دلش میخواست مردم مثل یک آدم معمولی با او رفتار کنند؛ درست آنطوری که با یک انسان با دو چشم سالم تا میکنند؛